http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=159845

 1-محافظه کاران

اصلی‌ترین جریان سیاست خارجی ایران که متفکران زیادی دارد و توانسته است هفتاد درصد تاریخ روابط خارجی ایران بعد از انقلاب را صورت بندی کند محافظه‌کاران هستند. البته تا حدی جالب به نظر می‌رسد که انقلابیون و برپا کنندگان جمهوری اسلامی که حکومتی الهی- مردمی را تشکیل دادند بعد از حرکت از جنبش به سمت نهاد به دنبال حفظ وضع موجود از جانب ساختارهای رسمی به صورت نرم و سخت گردیدند. اندیشه محافظه‌کاری در سیاست خارجی در ابتدا بر مبنای نقد و جایگزینی با سیاست پهلوی‌ها به میان آمد. پهلوی‌ها بسیار وابسته محیط بین‌الملل بودند و اغلب به خاطر وابستگی نظامی و اقتصادی به سرمایه‌داری با آنکه جامعه ایران با ظلم و ستم‌های دیکتاتوری‌های توسعه‌گرا و اقدامات رژیم صهیونیستی مخالف بودند اما پهلوی‌ها ارتباط خوبی با آنها داشتند. محافظه کاران و آنانکه جناح راست رادیکال، میانه و کارگزاران در ایران را تشکیل می‌دادند مبانی فکری خود را اغلب از حوزه و نقل می‌گرفتند. تاکید بر اجتهاد به خاطر مقتضیات زمانی و مصلحت‌های ایجاد شده محافظه‌کاران را در بسیاری از موقعیت‌ها دارای اصول و مبانی اندیشه‌ای تنی ساخته بود. بسیاری از متفکران محافظه‌کار دارای مبانی فکری الهیاتی، فلسفی و به خصوص فقهی هستند و در این میان آیت‌الله مطهری جایگاه ویژه‌ای دارد. البته متفکران سیاست خارجی توانستند اندیشه‌های مطهری را وارد فضای سیاست خارجی کنند، به عنوان مثال جواد لاریجانی بسیار تلاش کرد که اصول و مبانی سیاست خارجی محافظه‌کار اسلامی را با مبانی اندیشه‌ای مطهری بنا نهد. از دیگر متفکران محافظه کار سیاست خارجی ایران می‌توان به حمید مولانا و منوچهر محمدی اشاره کرد. البته مبانی قیاسی و بسیار سنتی محافظه کاران باعث شده است که کمتر وارد فضاهای علمی همانند سیاست شوند و اغلب به شکل‌اندرزی و اخلاقی پدیدار می‌شوند. دوران جنگ، سازندگی کارگزاران و دوران احمدی‌نژاد همه بر اندیشه‌های محافظه‌کارانه سیاست خارجی بنا نهاده شده است. محافظه کاران اعتقاد دارند که غرب در حال به انحطاط رسیدن است و اغلب تئوری‌هایی که بن مایه مادی دارند بر اساس چه ذات بشر را خیر بدانند چه شر و چه آرمان‌گرا باشند و چه واقع‌گرا به سمت خشونت و جنگ حرکت می‌کنند. برخی از استراتژی‌های دنبال شده توسط محافظه کاران عبارتست‌از: وحدت جهان اسلام، ام‌القری، صدور انقلاب، نه شرقی و نه غربی، توجه به شرق، مدل چینی، اسلام ایرانی. محافظه کاران اغلب به لحاظ طبقاتی به روحانیون و اریستوکرات‌های سنتی ارتباط دارند و تقریبا هژمون اندیشه‌ای سیاست خارجی ایران به شمار می‌روند.

2-اصلاح‌طلبان

بعد از جنگ به لحاظ عملی و اجرایی سیاست خارجی ایران به سمت اصلاحات حرکت کرد به نحوی که‌ هاشمی رفسنجانی دولت کارگزاران را دولت اصلاحات می‌داند اما به لحاظ اندیشه سیاست خارجی کارگزاران در طیف محافظه‌کاران جای می‌گیرد. برخی از لایه‌های طبقات متوسط به نقد سیاست خارجی ایران در زمان جنگ و کارگزاران پرداختند و اعتقاد داشتند با توجه به رویه‌های ایدئولوژیک و آرمان‌گرایانه که سود و زیان برایش مهم نیست ایران کشوری منزوی شده است که از روندهای سیاست بین‌الملل کنار نهاده شده است. مبانی اندیشه‌ای اصلاح‌طلبان بر اساس روایت‌های روشنفکری دینی بود.

 البته این متفکران اغلب از زاویه اخلاق، ادبیات، فقه و فلسفه قصد داشتند اسلام را خوانشی نوگرایانه کنند تا با مناسبات اقتصادی و سیاسی جدید قابل جمع بستن باشد. اندیشه‌های روشنفکران دینی به حوزه سیاست خارجی آمد و برخی از محققان چون کریم سجادپور، حسین سیف‌زاده، محمدرضا تاجیک، حسین سلیمی و... توانستند ادبیات اصلاح‌طلبی را وارد اندیشه سیاست خارجی نمایند. از منظر این متفکران جمهوری اسلامی باید وجهه بسیار منفی ای که آمریکا و اسرائیل از ایران ساخته بودند اصلاح کند. برای این منظور ایران باید وارد فضای تنش‌زدایی در روابط خود با دیگران می‌گشت. یکی از تئوری‌های مطرح شده گفت‌وگوی تمدن‌ها بود که از منظری دینی و آرمان گرا قصد داشتند، سازه‌های ذهنی ایران را در روابط بین‌الملل محوریت بخشند و با این اقدام ایران را از انزوا درآورند. البته برخی از محققان نیز بر ادبیات گذار به دموکراسی تکیه داشتند و برخی نیز با استفاده از امکانات عصر اطلاعات و جهانی شدن در فکر تقویت مردم‌سالاری و بهره‌گیری از پتانسیل‌های عصر جدید برای ایران بودند. به اعتقاد اصلاح‌طلبان ایران باید به کنوانسیون حقوق بشر و حقوق زنان بپیوندد و با احترام به قواعد دموکراتیک و عرف بین‌الملل چهره عقلانی و قابل پیش بینی از خود در دنیا بازنمایی کند . اصلاح‌طلبان هشت سال در قدرت بودند و خاتمی با مبانی روشنفکری دینی قصد داشت وجهه ایران در محیط بین‌الملل را اعتبار بخشد که به دلایل گوناگون به اهداف خود دست پیدا نکردند و محافظه‌کاران دوباره به لحاظ اندیشه‌ای و اجرایی سیاست خارجی را با تغییر گفتمانی به دست آوردند.