http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=159924

 

 3-علم گرایان

نسلی از متفکران و تحلیلگران در ایران شکل گرفته‌اند که اکثرا در دانشگاه‌های تهران و امام‌صادق‌(ع) فارغ‌التحصیل شده‌اند. این محققان اغلب از اظهار نظر هنجاری و تحلیل جهت گیرانه اجتناب می‌کنند و تمام تلاش خود را به کار می‌گیرند که دسته‌بندی‌ها و تقسیم بندی‌های سیاست عملی ایران را در محیط بین‌الملل انجام دهند. به لحاظ روش شناسی اغلب از روش‌های توصیفی و انعکاسی استفاده می‌کنند و حتی زمانی که از تحلیل گفتمان یا سازه‌انگاری بهره می‌گیرند وجوه انتقادی و مبانی تحلیل علی آن را کنار می‌زنند و به تفسیرهای دم دستی از وقایع روی داده یا تحلیل گفتارهای سیاست خارجی بسنده می‌کنند.

در واقع نگرش حاکم بر روایت‌های علم گرایان مبتنی بر بی طرفی است که در پشت زبان علمی مخفی می‌شوند. هم به لحاظ جوانی و تازه کار بودن اینگونه روایت‌ها و هم به لحاظ استفاده نکردن قدرت از این متفکران باعث شده است که علم گرایان به متفکرانی پرکار، مشتاق اما دور از پیچیدگی‌های قدرت تبدیل شوند.

علم گرایان پروژه‌ها و تحقیقات زیادی در مورد سیاست خارجی ایران انجام داده اند و با استفاده از روش‌های سازه‌انگاری، تحلیل گفتمان و به خصوص هرمنوتیک گفتارهای سیاست خارجی ایران را توصیف، دسته‌بندی و حتی توجیه کرده‌اند اما قدرت کمترین استفاده اندیشه‌ای و عملی از این متفکران نداشته است و شاید به خاطر رویه دوری از متن متافیزیک سیاست خارجی ایران از یکسو و مخفی شدن این پژوهشگران پشت زبان علمی باشد.

برخی از متفکرین این حیطه عبارتند از دکتر جلال دهقانی، دکتر حسین پوراحمدی، دکتر حاجی یوسفی، دکتر قاسمی، دکتر متقی، دکتر قوام و... متاسفانه در ایران شرایط به گونه‌ای است که بعد از یک دهه کار علمی و آکادمیک متفکران سیاست خارجی بر سر دوراهی تدریس یا کار اجرایی قرار می‌گیرند و باید میان دانشگاه یا وزارت امور خارجی یکی را انتخاب کنند. قوانین به گونه‌ای نیست که بتوان از حضور محققان برجسته در مشاغل طراحی و اجرا و ارزیابی سیاست خارجی بهره گرفت در حالی که امروزه روابط بین الملل بسیار اثرگذار است و اغلب کارشناسان و اندیشمندان سیاست خارجی در ایران حاشیه نشین دانشگاه‌ها هستند و مجریان نیز از تحصیلات مهندسی، پزشکی و یا تحصیلات فلسفی، تاریخی، ادبیاتی در سطوح پایین بهره‌مند‌اند. باید قوانین به گونه‌ای باشد که متفکران علمی و صاحب نظران آکادمیک به صورت دوره‌ای و چند ساله میان وزارت امورخارجه و دانشگاه رفت و برگشت داشته باشند چرا که فضای اقتصاد، سیاست، روابط و حقوق بین‌الملل بسیار به روز و تخصصی است.

4- ملی گرایان

گرایش ملی‌گرایی شامل روایتی است که مبانی و شیوه اجرایی سیاست خارجی ایران را ایدئولوژیک و آرمانی می‌داند. این گرایش را اغلب اساتید قبل از انقلاب و متفکران ایرانی خارج از کشور مطرح می‌کنند و بر این باورند که سازه‌های اسلامی با روایت فقه شیعی هنوز نتوانسته است قرائتی از عقلانیت سیاست خارجی ایران را ترسیم کند که بر اساس منافع ملی باشد.

اغلب متفکران ملی‌گرای سیاست خارجی روایت اسلام سیاسی را که حمایت از جنبش‌ها و کشورهای محور مقاومت می‌کنند و در مسیر سرمایه داری و هژمونی آمریکا می‌ایستد مورد انتقاد قرار می‌دهند و می‌گویند اینگونه بازی کردن باعث دادن هزینه‌های بالا می‌شود چرا که شعارهایی است که پشتوانه تکنیکی ندارد.

ملی گرایان اغلب سکولارند و به جدایی نهاد دین از سیاست اعتقاد دارند و می‌گویند در سیاست خارجی باید تا حد ممکن دین را برای اهداف ملی به کار گرفت. ملی گرایان مشکل سیاست خارجی ایران را ناشی از این می‌دانند که انسان‌های خوب اما ناکارآمد کارگزاران سیاست خارجی شده‌اند و شعارهای آرمانی می‌دهند که برای مردم جذاب است اما در اجرا باعث بر باد رفتن منافع ملی می‌شود. روایت ملی گرایانه که اغلب توسط طبقات متوسط به بالا و اشراف مدرن تولید شده است اسلام را برای ایران می‌خواهند و می‌گویند در متن ایران، اسلام شکل اسلام ایرانی یعنی شیعی به خود گرفت.

اغلب روایت‌های ملی گرا که مبانی اندیشه‌ای قدرتمند دارند به آثار محقق پدیدارشناس فرانسوی‌هانری کربن ارجاع می‌دهند. کربن توانست با مطالعه پدیدارشناسانه فلسفه ایرانی نشان دهد که ایرانیان دارای ناخودآگاه جمعی هستند که از دوره خرد مزدایی تا خرد شیعی تداوم داشته است. او با استفاده از اندیشه‌های ابن سینا، سهروردی، ملاصدرا و دیگر حکیمان ایرانی نشان داد که ایرانیان هویت ملی قدرتمندی دارند که ریشه در یک امپراطوری بزرگ دارد که ریشه آن حکمت اشراقی است. بعدها محققانی چون گراهام فولر، روح‌الله رمضانی‌، نقیب‌زاده و سریع القلم نیز از زاویه روایت ملی‌گرا سیاست خارجی ایران را مورد تحلیل و بررسی قرار دادند.

روایت ملی گرایانه به شدت تخصصی است و تا حد زیادی به نخبه‌گرایی اعتقاد دارد. یکی از عیب‌های آن توجه نکردن به ذات دینی ایرانیان و اهمیت جوهری اسلام و مذهب شیعه برای ایرانیان است. از سوی دیگر روایت ملی گرایانه تا حدی گرایش‌های قومی را برمی آشوبد و به نظر می‌رسد که اسلام برای وحدت ملی ایران کارآمدتر باشد تا خرد باستانی و قومیت ایرانی. البته این محققان بسیار تلاش می‌کنند که تجربه پهلوی را تکرار نکنند و وجوه استبدادی در اندیشه شان تکرار نشود.