http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=160378

جهان را آنکس تغییر می‌دهد که می‌تواند کنشی انجام دهد و در پرتو کنش امکان بروز خلاقیت را پیدا می‌کند. کمی باید واقع‌گرا بود و در تحلیل‌ها بیش از اندازه به دنبال روابط خالص و به دور از قصدیت‌های قدرت نگشت. همیشه در متن‌های زندگی بشری آمیزه‌ای از رقابت‌ها و ادغام برنامه‌ها و سیاست‌ها وجود دارد اما آنکس که تلاش و خلاقیت را به همراه یک برنامه منسجم دنبال کند، کنش و عملی را رقم خواهد زد که گزاره‌هایش بدون متن و در خلاء نمی‌باشد. ایرانیان قربانی روابط خارجی قدرت‌های بزرگ می‌باشند و تاریخ ایران از زمان صفویه تاکنون نمونه‌های زیادی از رخدادها را ثبت کرده است که در آن حقوق شهروندان ایرانی از بین رفته است. هجوم‌ها و غارت‌ها و کودتاها و مهره‌چینی‌ها و تجزیه خاک ایران و کشتارهای وسیع در تاریخ ایران کم نبوده است و در حافظه تاریخی‌مان مانده است. می‌توان در برخورد با آنها خود را قربانی جلوه داد و تمام عناصر قدرت و روابط مادی و کاملا سودمحور دنیوی را مورد نقد قرار داد. می‌توان از قربانی بودن خود لذت برد و مدام همه روابط هستی را به چالش کشید. همه این مقدمه را برای جایزه اسکار امسال و برنده شدن فیلم دروغ و ضدایرانی آرگو نوشتم. جلوی نقد را نمی‌توان گرفت و هر چه در مورد واقعیت‌های سیاست در ایران و تبلیغات منفی رسانه‌ها و استثناپنداری و قهرمان‌گرایی آمریکا نوشت کم است اما به نظر می‌رسد که سینما و اساسا رسانه‌های ایرانی باید برخی از واقعیت‌ها را در نظر بگیرند. به این معنا که درست جلوه دادن وقایع تاریخ ایران مثل کودتای آمریکا علیه مصدق، جنگ تحمیلی و یا جنگ‌های ایران و روس... در دستور کار قرار گیرند. البته همیشه مرز بسیار نزدیکی میان بازنمایی واقعیت و ایدئولوژی وجود دارد. اگر بیش از اندازه رسانه‌ها به سمت تبلیغات یک خط فکری حرکت کنند شکلی سفارشی پیدا می‌کنند و اثر بلندمدت نخواهد داشت. از سوی دیگر بدون ارتباط با مراکز قدرت نمی‌توان کار فکری را در هرشکلی منتشر کرد. به نظر می‌رسد ایران در مجموعه سازه‌های بین‌المللی در حال سوق داده شدن به مسیر خطرناکی است. دستگاه‌های رسانه‌ای جهان، روزنامه‌ها شبکه‌های تلویزیونی و سینما، ایران را کشوری خطرناک و اتمی و ضد حقوق بشر نشان می‌دهند. در شرایط کنونی از یکسو دیدن واقعیت و تحلیل واقع‌گرا ضروری است که این هشدار جدی قلمداد شود و در عرصه سیاست خارجی و امنیت ملی اقدامات لازم جهت این طرح اندیشیده است. از سوی دیگر در عرصه فرهنگی و رسانه‌ای نیز در جهت مقابله به صورت ترسیم ایرانی سازه‌ها حرکت کند. همه این موارد جز در پرتو کنش و اقدام عملی ساماندهی نمی‌شود. نفی روابط قدرت و تحلیل آرمان‌گرا انسان را منزوی و جامعه را در یک تحریم خود ساخته ذهنی فرو می‌برد. تحلیل مناسب به صورت شناخت روابط و ایجاد موازنه بین آنها به صورت وارد شدن در ارتباطات جهانی با پیام‌های مناسب می‌تواند از هویت ایران دفاع نماید. البته تاریخ ثابت کرده است که خلاقیت و هوش ایرانیان با توجه به شرایط تاریخی و جغرافیایی‌شان همیشه راهکارهای خارق‌العاده‌ای را جهت مقابله با بحران‌ها ایجاد می‌نماید و اکنون نیز ایرانیان زیستن در بازنمایی منفی را تجربه می‌کنند.