http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=160941

 محدوده جغرافیایی‌ای که ایران در آن قرار گرفته است بسیار پر اهمیت است. بنابراین خواسته یا ناخواسته این کشور را در متن بازی‌های نظام بین‌ الملل قرار می‌دهد. ایران با قرار گرفتن در منطقه جغرافیایی خلیج‌فارس خاورمیانه، شبه قاره و اوراسیا حکم چهار راهی را دارد که از هر طرف می‌تواند پل ارتباطی باشد. این جغرافیا خودآگاه و ناخودآگاه میل سیاست مردان را به سمت در اختیار گرفتن این منطقه افزایش می‌دهد و تلاش‌های کشورهای غربی برای ایجاد فشار و تحریم بر روی ایران از همین مساله نشات می‌گیرد. اما یکی از کاربردی‌ترین راهکارهایی که می‌توان در برابر این اهرم فشار به کار برد، برقراری روابط استوار با کشورهای همسایه می‌باشد.

تاکید بر روابط با همسایگان از این جهت حائز اهمیت است که هر کشوری که بتواند رابطه خوبی با همسایگان برقرار کند هزینه‌های امنیت ملی خود را کاهش می‌دهد. همسایه‌ها به دلیل نزدیکی جغرافیایی و نبود مشکل مساحت، هم می‌توانند در تامین امنیت ملی همدیگر بسیار موثر باشند و هم با تامین دو جانبه نیازها می‌توانند در ابعاد اقتصادی، فنی و سایر همکاری‌ها به صورت هم‌افزایی از مزیت‌های یکدیگر استفاده کنند و به چارچوب همکاری‌های منطقه‌ای دست یابند.

اما از دیپلماسی‌ای که امروزه کشورهای همسایه در برابر ایران اختیار کرده‌اند مشخص است که به اهمیت دیپلماسی منطقه‌ای و روابط بین همسایگان واقف نیستند. کاری که ایران و عثمانی دو کشور مسلمان در زمان صفویه انجام می‌دادند که برای نزدیکی به اروپا و قدرت‌های بزرگ، امتیازات زیادی را در قبال تامین امنیت در زمان خطر پرداخت می‌کردند و این درحالی بود که با همکاری خود این دو کشور منافع و امنیت بیشتری تامین می‌شد.

در فضای بین‌الملل این روزها نیز نشانه‌هایی از این موارد پیدا می‌شود. همسایه‌هایی که خاک خود را برای پایگاه در اختیار آمریکا قرار می‌دهند، یا رفتارهای دو جانبه بعضی دیگر و رابطه‌هایی که با کشورهای غربی برضد ایران برقرار می‌شود، همه و همه نشان‌دهنده این است که این بعد دیپلماسی برای بسیاری از کشورها هنوز جا نیفتاده است. اخیرا نیز در دیدار وزیر امور خارجه آمریکا، جان‌کری با مقامات عربستان، مسائل ایران در صدر مذاکرات قرار داشته و حتی خبرها حاکی است که مقامات عربستان عنوان کرده‌اند که در مذاکرات هسته‌ای غرب با ایران، محدودیت‌هایی برای ایران قائل شده و اجازه اتلاف وقت را به ایران ندهند. همچنین در بیانیه پایانی شورای همکاری خلیج‌فارس نیز از موضع گروه 1+5 در عدم قبول درخواست ایران برای درج مساله اوضاع سوریه و بحرین در هر گونه مذاکرات، قدردانی کرده و بار دیگر موضع ثابت خود را در مخالفت با اشغال جزایر سه گانه تکرار کردند.

 همه اینها نشان می‌دهد که اعراب به شدت در حال توطئه و اقدام علیه منافع ملی ایران هستند و از سه نظر به ایران و منافع ملی آن چشم طمع دارند:

1-از نظر هویتی به علت تاریخ غنی و فرهنگ تمدن ایران، ایران همیشه در معرض حمله بوده است و این روزها دست به سرقت نمادهای فرهنگی و تاریخی، هویتی ایران نیز زده‌اند.

2- از نظر سرزمینی به علت منابع نفتی ذخایر گازی ایران، همیشه به دنبال تصاحب بخشی از خاک ایران هستند. ادعاهای واهی درباره جزایر سه گانه ایران نمونه‌ای از این موارد می‌باشد.

3- از نظر ایدئولوژی نیز، ترس از اینکه ایران به عنوان رهبر جهان اسلام معرفی شود. کشورهای عربی را از قدرت گرفتن ایران می‌‌ترساند و آنها را در روابط با ایران محتاط می‌کند.

با این اوصاف به علت مشکلات درونی‌ای که کشورهای عربی با آن دست و پنجه نرم می‌کنند و نظام سلطنتی در حال زوال آنها، هیچ گاه نخواهند توانست به هژمونی ایران در منطقه لطمه‌ای وارد کنند و با این اوصاف بهتر است که به حق همسایگی‌ای که با ایران دارند وفادار باشند چرا که روابط استوار با همسایگان هزینه‌ها و مشکلات کشور را کاهش داده و امنیت منطقه بهتر و تغییر ناپذیرتر برقرار خواهد شد.