http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=161017

 دیپلماسی فن و تکنیکی است که بازیگران بین‌الملل با توجه به اهداف سیاست خارجی کشورهایشان در مقابل یکدیگر انجام می‌دهند و معمولا در سطوح رفتاری آنها پدیدار می‌شود. اغلب فنون دیپلماسی و آداب مذاکرات سیاسی ریشه در فرهنگ و اندیشه یک ملت دارد و در بسیاری از مواقع رفتار دیپلمات‌ها بیانگر آداب و رسوم و ناخودآگاه جمعی است که از تاریخ و سنت‌های آن به ارث برده‌اند. از زمانی که در دوره فتحعلی‌شاه این الزام احساس گردید که برای رفت و آمد ماموران و نمایندگان خارجی و همینطور رساندن پیام و بستن قرارداد و معاهدات بین‌المللی نیاز به وزارتخانه‌ای جدید است تا زمان فعلی که وزارت امور خارجه با بخش‌های بسیار تخصصی و اندیشمندان وسیاستمداران کارآمد در حال انجام وظایف خود می‌باشد برخی از الگوهای رفتاری در دیپلماسی ایرانیان قابل بررسی است که تداوم آنها سبک دیپلماسی ایران را شکل داده است.

- از ابتدای شکل‌‌گیری وزارت امور خارجه تاکنون سبک دیپلماسی ایرانیان و البته اغلب وزارتخانه‌های جهان پدر سالار بوده است. به این معنا که نقش زنان در آنها کم‌رنگ می‌باشد و سیاست عرصه‌ای مردانه و به خصوص دیپلماسی و فنون و آداب سیاست بین‌الملل بر عقلانیت مردانه چرخیده است. این مورد در ایران بسیار پررنگ‌تر است.

- سبک دیپلماسی ایرانیان بر پیش فرض نادیده‌ای استوار است که همیشه می‌گویند ما همه چیز داشته‌ایم. الگوهای تاریخی ایران باستان و شکوفایی تمدن اسلامی در ذهنیت دیپلمات‌های ایرانی باعث شده است که همیشه در ذهن خود اولین‌ها و بهترین‌ها را از آن خود بدانند و با این پیش فرض جلو بروند که ما امپراطوری و بزرگترین بوده‌ایم. این گزاره حتی در زمان قاجارها نیز پیش فرض دیپلمات‌های ایرانی بود.

- در ذهنیت ایرانیان پیامبر(ص)، ائمه اطهار(ع) الگوهای کاملی از انسان‌های با فضیلت هستند که با دارا بودن عصمت همه نیکی‌های هستی را در خود جمع کرده‌اند و فرمانروایان و حکمرانان اصلی زمین و وارثان تاریخ انسان‌های آرمانی هستند که ایرانیان همیشه منتظر آمدن آنها به رهبری امام زمان(عج)هستند. این پیش فرض باعث می‌شود سبک دیپلماسی ایرانی همیشه الگو و استانداردی از غایت امر سیاسی و سبک رفتاری آرمانی داشته باشد و در مقابل همه سبک‌های واقع گرا، محافظه کار و دنیاگرا بایستد و توانایی اعتراض و انتقاد به زیاده خواهی داشته باشد.

- به خصوص از جنگ چالدران به بعد و بعدها در جنگ‌های ایران و روس دیپلماسی آرمانی ایران در مقابل تکنیک‌ها و فنون جنگی جدید شکست خورد. ضربه ناشی از شکست تکنولوژی در مقابل قدرت‌های زمان و همینطور چالش‌هایی که تکنیک‌های فیزیکی و اطلاعاتی برای ایرانیان ایجاد کرده است باعث شده است که دیپلمات‌های ایرانی در مواجهه با تکنولوژی به شدت طرفدار وجوه مادی و فیزیکی آن باشند و با روح فرهنگی و پدیدار جهان زیستی آن مقابله نمایند. این گونه استراتژی باعث شده که اغلب دیپلمات‌های ایرانی از رشته‌های مهندسی و پزشکی باشند و از سوی دیگر همیشه میان وجوه عینی و ذهنی مدرنیته و پسامدرنیته فاصله گذاری گسست‌وار انجام دهند. - تمدن‌های بزرگ ایرانی مثل هخامنشیان و ساسانیان و یا صفویه از همه سو مورد هجوم قرار گرفتند و دیپلمات‌های ایرانی همیشه سابقه با شکوه تاریخی و ریزش ناگهانی آن را به خاطر عوامل داخلی و خارجی در ذهن دارند.

ایرانیان می‌دانند که دنیا تحمل وجود ابر قدرت در جایگاه ایران را ندارد و به همین علت سبک دیپلماسی ایران مبتنی بر بدبینی و خوانش توطئه از رفتار واکنش سیاسی بازیگران منطقه و قدرت‌های بین‌المللی است.

جمهوری اسلامی ایران اکنون نقش امپراطوری و قدرت بزرگی را دارد که باید محافظت شود چرا که از هرسو مورد هجوم قرار گرفته است و ممکن است در صورت مراقب نبودن به سرنوشت ساسانیان و یا صفویه دچار شود.

- برخی از سطوح رفتاری دیپلماسی ایرانی مبتنی بر فرهنگ عرفانی است که در آن توجه چندانی به آینده نگری، عقلانیت و داشتن قطعیت و ارتباط صحیح برقرار کردن با واقعیت نمی‌شود. نوعی جبرگرایی، رهاکردن امور، توجه به حال و به خصوص عدم قطعیت در رفتارها و اعتقاد به رفتارهای هجومی و ناگهانی و بعد از مدتی سکوت کردن و خود را در جایگاه قربانی قرار دادن در تاریخ معاصر ایران بسیار دیده شده است. جا داردکه سبک دیپلماسی ایرانیان به صورت علمی و کاملا مستند و تجربی مورد واکاوی قرار گیرد. این گزاره‌ها تنها فرضیه‌هایی است که نویسنده در ذهن دارد و به نظر می‌رسد که هرچه ما از سبک‌های سنتی به سبک‌های علمی نزدیک شویم بیشتر بتوانیم از منافع ملی ایران دفاع کنیم. توجه به آمار، ریاضیات، سیاست‌گذاری سیاست خارجی، تاکید برنقش آموزش و.... می‌توانند برخی از کژ کارکردی‌های سبک دیپلماسی ایران را بهبود بخشد.