http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=161755

اخیرا اخوان‌المسلمین بیانیه‌ای صادر کرده و در آن به مرسی و پارلمان تحت نفوذش دستور داده که از پذیرش بیانیه سازمان ملل درباره حقوق زنان سرباز زند. چرا که این بیانیه غربی است، بنیادهای خانواده و جامعه را به هم می‌ریزد و آزادی‌ای که به زنان داده می‌شود باعث فساد و بی‌بندباری شده و مشکلات فراوانی را ایجاد می‌کند. اخوان‌المسلمین که داعیه اجرای تعالیم‌ اسلام و بر پا کردن شعائر اسلامی را دارد، با این بیانیه نشان داده است که از میراث اسلام و تعالیم اسلام اولیه بسیار فاصله گرفته است. اگر نگاهی به اسلام دوره پیامبر بیندازیم، به نقش اصلی و مهم زنان در این دوران پی می‌بریم. خدیجه همسر پیامبر که از ثروتمندترین زنان صدر اسلام بود در موفقیت و اعتلای اسلام در بین مردم عربستان نقش اساسی داشت، همچنین در اهمیتی که پیامبر به زنان دوره خویش می‌داد و در بیعت‌ها و پیمان‌های بزرگ همیشه از زنان به عنوان نیمی از مردم جامعه نام می‌برد که باید از این ظرفیت استفاده کرد. اعطا کردن حقوق دیه، ارث، مالکیت به زنان توسط پیامبر به نحوی بود که گاهی باعث اعتراض مردان آن دوره می‌شد. زنانی که تا قبل از پیامبر از حقوق اولیه زندگی که مهمترین آن حق حیات بود، محروم بودند و توسط مردان زنده به گور می‌شدند، در این دوران توانستند به حقوق بی‌شماری دست یابند. اما بعد از پیامبر هنگامی که میراث اسلام به دست نظامیان و قبیله‌ها افتاد قرائت اسلامی از اسلام نخستین آن بسیار فاصله گرفت وفقه و فلسفه نیز کمک کردند که دیدگاه ضد زن در فضای آن دوران بسیار رشد کرده و در اندیشه‌های شاعران و فیلسوفان زن به عنوان مظهر شیطان و عامل فریب شناخته می‌شود که در هنگام مشورت نیز باید برخلاف گفته آنها عمل کرد. قرن‌ها زن به عنوان عرصه خصوصی مرد و ناموس و مایملک مردان معرفی شد و از حقوق طبیعی‌شان بسیار فاصله گرفتند. در جنبش‌های اسلامی قرن اخیر، زنان موضوعات فراموش شده‌ای بودند که در برخی از انقلاب‌ها به آنها بهای لازم داده شد. انقلاب اسلامی ایران از جمله جنبش اسلامی بود که با برگرداندن حقوق اولیه زنان و شرکت آنها در فضای جامعه و محیط کار سعی در استفاده از نقش فعال نیمی از جمعیت جامعه داشت. شرکت زنان در تظاهرات و راهپیمایی‌ها و پس از آن در سازمان‌ها و ادارات مختلف برای برداشتن بار جامعه، امید زنان به آینده انقلاب‌ها را بالا برد. جنبش‌های اخیر که با نام بیداری اسلامی در خاورمیانه شناخته شدند نیز زنان را به امید آینده ای بهتر به فضای جامعه هدایت کرد و برای به دست آوردن حق تحصیل، شغل، رای و در بسیاری از کشورها برای حق حضور در اجتماع جنبش‌ها را فضای مناسبی برای این کار دیدند. اما در اکثر جنبش‌ها پس از پیروزی زنانی که همدوش مردان در تظاهرات حضور داشتند، دوباره به حاشیه خانه‌هایشان پناه بردند و به جبر یا اختیار خواسته‌های آنها فراموش شد و در هیچ زمینه‌ای از آنها استفاده نشد. بنیادگرایی نیز که داعیه اجرای اسلام به عنوان بهترین راه‌حل مشکلات جامعه را دارد و معتقد است که اسلام تمام موضوعات ریز و درشت را در تمام زمان‌ها براساس تعالیم اولیه دارا است، نگاهی کاملا ضد زن و نافیانه برای حضور زن در اجتماع را دارند و به زن مانند کالایی برای خرید و فروش نگاه می‌کنند که هیچ‌گونه حقوقی برای آنها متصور نمی‌توان شد. حال اخوان‌المسلمین به عنوان گروهی که در انقلاب مصر و در زمان هزینه دادن، کمترین نقش را داشتند برای آینده مصر و زنان جامعه آنها بیانیه صادر می‌کند و مرسی را به اجرای یک سنتی که هیچ عقلانیتی در پشت آن نیست دعوت می‌کند. در حالی که باید پذیرفت طبقه متوسط تحصیلکرده در مصر روز‌به‌روز درحال افزایش است و قرار داشتن در عصر تکنولوژی اطلاعات نیز زنان را از وضع هم‌جنسان خود در سایر کشورها آگاه می‌‌کند و باید پذیرفت که دیگر نمی‌توان زنان را در یک ناآگاهی مطلق قرار داد و خواسته‌های قانونی و منطقی آنان را سرکوب کرد.

زنان مطالبات قانونی‌ای دارند که باید به آن بها داده شود و از نیرو و انرژی نهفته این طبقه از جامعه استفاده کرد، در غیر این صورت جوامع مسلمان و خصوصا مصر با اجرای بیانیه گروه اخوان‌المسلمین یا هر گروه دیگری که خواهان تضییع حقوق اولیه زنان باشد، با بحران‌های اجتماعی‌ای مواجه خواهد شد که هیچ‌گاه نخواهد توانست آنها را سامان‌دهی کنند.