http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=162734

برای انتخابات ریاست جمهوری آینده هرکدام از نامزدها شعارهایی خواهند داد. شعارها آرمان آنها خواهد بود که متناسب با آرمان، برنامه‌ها و سیاست‌های لازم را طراحی کرده و به مردم معرفی می‌کنند. براساس قانون اساسی جمهوری اسلامی، سند چشم‌انداز و برنامه‌های توسعه که چارچوب و مبانی کلی سیاست‌گذاری عمومی را تعیین می‌کنند درجه اولویت موضوعات عمومی و تاکید بر یکی از آنها وظیفه شخص دوم مملکت و شخص اول اجرایی می‌باشد که همیشه درجه تاثیرگذاری بالایی بر سرنوشت کشور داشته است. برخی از اصلی‌ترین شعارها و تمرکزهای صورت گرفته به شرح زیر می‌باشد:

توسعه: برخی بر توسعه تاکید داشتند. ایران کشوری عقب‌مانده است نیاز به کارخانه، تکنولوژی‌های جدید، صنعتی شدن و بروکراسی و ساختار جدید اداری دارد.

ملی: برخی هویت ملی را دنبال کردند و شعار استقلال سر دادند که باید به سمت پول ملی و تولید ملی حرکت کرده نیاز به ارتش، بانک، راه‌آهن و زنده‌کردن نمادها و فرهنگ ملی داریم.

آزادی: برخی بر دموکراسی حقوق بشر و دخالت شهروندان تاکید داشتند که اگر جامعه مدنی و حوزه عمومی فعالی وجود داشته باشد مملکت آباد می‌شود.

عدالت: برخی نیز شعار برابری و رسیدگی به محرومان و طبقات ضعیف را سر دادند. باید یارانه پرداخت کرد و مسکن و شغل برای بیکاران و حاشیه‌نشینان فراهم کرد.

اسلام: برخی تمرکز بر احکام اسلامی دارند. تربیت اسلامی جامعه و حاکم کردن نمادها و احکام اسلامی به شکلی که جامعه شکل و محتوای مدنظر اسلام را داشته باشد.

همه اهداف بالا به شکل‌های مختلف و با صورت‌های گوناگون سیاست‌گذاری گردید و در طول تاریخ معاصر اجرا گردید‌ه‌اند. با توجه به جمعیت 70 میلیونی کشور، جوانی جمعیت و بیکاری بسیار بالای آن به نظر می‌رسد که بهبود وضعیت اقتصادی به خصوص برای جمعیت جوان دهه 60 که اکنون تحصیلکردگان بیکار می‌باشند دارای اولویت می‌باشد. البته مشکل فقر، حاشیه‌نشینی، کمبود مسکن، وضعیت تورم و نرخ ارز با توجه به رویکردهای داخلی و اهداف و سیاست‌های ذکر شده بالا قابل حل نباشد. توجه به خود کفایی و نگاه داخلی به موضوعات داشتن یعنی تداوم وضع موجود که با توجه به جمعیت جوان بسیار بالا به این معناست که فرصت طلایی استفاده از نیروی متخصص و با انگیزه را از دست دادن.

اولویت گفتمانی و شعاری نامزد بعدی و دولت یازدهم باید براساس رویکرد و بیرونی و توجه به سیاست خارجی باشد. هند، چین، ترکیه، برزیل، مالزی، ژاپن، استرالیا، آرژانتین و بسیاری از کشورهای موفق یکی از اصلی‌ترین عوامل توسعه را در برخورد مناسب و داشتن سیاست‌گذاری معقول در ارتباط با کشورهای دیگر در فضای منطقه‌ای و بین‌الملل تعریف کردند. گفتمان و تاکید دولت بعد باید سیاست خارجی و پیاده کردن اصول دیپلماسی باشد که نتایج ملموسی برای افزایش منافع ملی ایران داشته باشد. پتانسیل‌ها و توان داخلی ایران بدون ارتباط با خارج جوابگوی مسائل داخلی نیست. فضای بین‌الملل به جای اینکه فرصتی برای ایران باشد تبدیل به تهدید و مانع شده است. دولت بعد برای جذب سرمایه خارجی، جذب تکنولوژی و فرستادن دانشجو به خارج، دفاع از هویت ملی ایران، به رسمیت شناختن ایران در جهان، جذب گردشگر، جذب زیرساخت‌های ارتباطی و... نیاز دارد که بر دیپلماسی و سیاست خارجی تاکید کند و فضای بین‌الملل را به عنوان فرصت در برنامه‌های خود جای دهد. پذیرفته شدن معقول در سطح بین‌الملل، مذاکره و چانه‌زنی مبتنی بر هویت ملی، وارد شدن در مشکلات و گرفتاری‌های بین‌المللی و پایین بودن سطح چالش منطقه‌ای و بین‌المللی باعث می‌شود که فرصت استثنایی بهره‌گیری از منابع انسانی و طبیعی کشورمان را داشته باشیم. همه راه‌های توسعه ایران به سیاست خارجی ختم می‌شود.