http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=162816

هرکدام از اندیشمندان سیاسی و اقتصادی عوامل و مبانی مفهوم توسعه را تجزیه و تحلیل کرده و براساس شرایطی که بر آنها حاکم است تعاریف متعددی را مطرح نموده‌اند، اما آنچه مهم است ابعاد گسترده و ظریف مفهوم توسعه است. واضح و مبرهن است که حرکت در مسیر توسعه جزو، برنامه‌ها و استراتژی‌های دولت‌ها برای پیشرفت است اما اینکه برای توسعه تقدم با کدام گزینه است و دولت‌ها چه سیاستی برای پیشبرد اهداف خود به کار می‌برند، جزو برنامه‌هایی خواهد بود که در انتخاب دولت‌های جدید مدنظر مردم می‌باشد. موقعیت سیاسی و استراتژیکی ایران در غرب آسیا و منطقه خاورمیانه، سابقه تمدنی و فرهنگی و برخورداری ایران از منابع غنی انرژی، خواه‌ناخواه نقشی موثر در امور منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای به ایران داده است. به گونه‌ای که ایران در طول تاریخ خود هم از تحولات بین‌المللی متاثر شده و هم تحولات درونی آن در حوزه منطقه‌ای و در برخی از موارد هم در سطح جهانی تاثیرگذار بوده است. با توجه به اینکه در دنیای جدید همه راه‌های توسعه به سیاست خارجی ختم می‌شود و هیچ کشوری بدون داشتن سیاست خارجی موفق و رابطه با دیگر کشورها پیشرفت مناسبی نداشته و نخواهد داشت بنابراین به نظر می‌رسد که اولویت دولت یازدهم سیاست خارجی و موفقیت در این عرصه باشد. اما چرا سیاست خارجی و روابط دیپلماتیک با دیگر کشورها حائز اهمیت است:


1- قرار گرفتن در عصر اطلاعات و مواجهه با پدیده جهانی شدن، عرصه سیاست خارجی را بسیار مهم و حیاتی نموده است. در قرن 21 که 80 درصد تجارت کشورها در عرصه بین‌الملل انجام می‌شود و جهانی شدن باعث برداشتن مرز‌ها و سهولت در ارتباطات بین‌المللی شده است، اولویت دولت بعد باید پرداختن به سیاست خارجی باشد.

2- نگاهی به منابع و قابلیت‌های ایران نشان می‌دهد که ایران پتانسیل زیادی در عرصه بین‌المللی و تجارت جهانی دارد. ایران به علت داشتن منابع نفت و گاز و قابلیت‌های گردشگری بی‌شمار و شاهراه ارتباطی در منطقه می‌تواند با تقویت دیپلماسی در عرصه سیاست خارجی بسیار موفق عمل کند.

3- اهمیت سیاست خارجی در دولت بعدی مسئله به رسمیت شناخته شدن و نشان دادن چهره مثبت از ایران در جهان است. از آنجایی که به علت تبلیغات منفی رسانه‌های غربی چهره تروریستی و منفی از ایران در فضای بین‌الملل شکل گرفته است، تقویت سیاست خارجی می‌تواند این احترام را دوباره به ایران بازگرداند.

4- فضای بین‌الملل در این روزها به علت فعال نبودن سیاست خارجی به یک تهدید برای ایران تبدیل شده است و مشکلاتی که رابطه با دیگر کشورها برای ایران ایجاد می‌کند به مراتب بیشتر از منافع آن است. دیپلماسی فعال در عرصه بین‌المللی می‌تواند این تهدید را به فرصت تبدیل کند و ایران از قبل روابط خارجی به منافع ملی کشور خود دستیابی بیشتری پیدا کند.

اما برای نیل به این هدف و فعال شدن سیاست خارجی، دولت آینده باید برنامه‌هایی مدنظر داشته باشد و راهکارهایی را پیش‌بینی کند.

1- استفاده از نیروی انسانی متخصص: اینکه دستگاه سیاست خارجی و وزارت امور خارجه در کادر اداری و دستگاه دیپلماسی از نیروی متخصص و تحصیلکرده استفاده کند تا درصد خطا در روابط خارجی به حداقل برسد. این استفاده با پیوند دانشگاه با وزارت امور خارجه و هماهنگی و همفکری نظر و عمل در عرصه سیاست خارجی به دست خواهد آمد.

2- هماهنگ شدن نهادهای موازی: نهادهای موازی در دستگاه دیپلماسی کشور که هرکدام به نوعی تصمیم گیرنده هستند باعث اختلال در روند تصمیم‌گیری و کاهش درصد توفیق دستگاه سیاست خارجی خواهد شد. وجود سازمان فرهنگ و ارتباطات، شورای عالی امنیت، سازمان تبلیغات، مشاوران بین‌المللی رئیس‌جمهور و... در کنار وزارت امور خارجه که وظیفه اصلی سیاست خارجی کشور را برعهده دارد تشتت آرا و عدم موفقیت را موجب شده است.

3- ترسیم نقشه راه: سومین راه کار برای موفقیت در عرصه سیاست خارجی برنامه‌ریزی استراتژیک در این مساله می‌باشد. مشخص کردن اهداف، تعیین استراتژی‌ها و سیاست‌گذاری براساس برنامه از قبل تعیین شده، حرکت در مسیر سیاست خارجی موفق را آسان‌تر از قبل خواهد کرد. دوری از شاخص‌های کیفی و تعیین منافع ملی براساس شاخص‌های کمی دستگاه دیپلماسی کشور را به سمت دیپلماسی موفق رهنمون خواهد کرد.

4- ارزیابی عملکرد: دستگاه سیاست خارجی کشور نیز باید براساس عملکرد سازمان، در تقدم و تاخر اهداف خود تجدید نظر کند. آزمون و خطا در مورد استراتژی‌های در پیش گرفته می‌تواند کمک زیادی به عدم تکرار اشتباهات گذشته بنماید و برای موفقیت دستگاه دیپلماسی موثر باشد.

راهکارهای عنوان شده و برنامه‌هایی که رئیس‌جمهور دولت یازدهم در عرصه سیاست خارجی اعمال می‌کند می‌تواند رابطه ایران با کشورهای دیگر را به حالت دور از تنش برگرداند و از پتانسیل‌های موجود ایران در جهت پیشبرد منافع ملی استفاده کند.