http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=163081

افزایش موج بنیادگرایی مذهبی در منطقه خاورمیانه و به تبع آن در فضای بین‌الملل اتفاقی است که به راحتی نمی‌توان آن را نادیده گرفت. قدرت گرفتن بنیادگرایان نه تنها خطری جدی برای صلح دوستی مسلمانان است، بلکه به میزان زیادی صلح جهانی و امنیت بین‌الملل را به خطر می‌اندازد. در این یادداشت آینده حمایت برخی از کشورها از بنیادگرایی و خطرات ناشی از آن به نوشتار در می‌آید. اصطلاح بنیادگرایی به معنای شالوده، اساس و پایه است و معادل آن در زبان عربی «الاصولیه» به معنای بازگشت به اصول و مبانی به کار می‌رود.

مفهوم بنیادگرایی برای توصیف آن دسته از گروه‌های دینی‌ای به کار می‌رودکه خواهان زندگی براساس مبانی و اصول دینی هستند. در حقیقت بنیادگرایی دینی نوعی حرکت با برنامه سیاسی به شمار می‌رود که نه فقط به حقانیت نص کتاب مقدس ایمان دارد بلکه مدعی لزوم بازسازی جامعه و روابط اجتماعی براساس آن است. علاوه بر تعریف اصلی این واژه، بنیادگرایی تداعی کننده معانی دیگری است که در ادبیات سیاسی دنیا رایج شده است و موجب شده که این واژه بار معنایی منفی پیدا کند.

اگرچه بسیاری این واژه را در معنای مزبور تصور کرده و بنیادگرایی اسلامی را معادل اسلام‌گرایی می‌دانند اما نمی‌توان از بار معنایی منفی آن غافل شد. بنیادگرایی امروزه به طرز فکری اطلاق می‌شود که در هر زمان و مکان و با هر اسمی که انجام شود، تداعی کننده نرمش ناپذیری، جزم اندیشی و اقتدارگرایی است و جوهره آن تقسیم تمدن‌ها، ادیان، کشورها، احزاب، طبقات، اقوام نژادها، جنسیت‌ها و در یک کلام انسان‌ها به دو گروه متخاصم که یکی سمبل حق و خیر و زیبایی و دیگری نماد باطل، فساد و زشتی است و پیروان حق حامل رسالت الهی نابودی گروه باطل هستند که سد راه سعادت انسان‌ها به شمار می‌آیند و نابودی آنها با هر روش و وسیله ولوروش‌های خشن و تروریستی ضروری است با تفکر اصلاح دین و بازگشت به خوشتین، بنیادگرایان مخالف هرگونه تاویل و تفسیر از نص اولیه و قرآن هستند و دخالت عقل به هرشکل فلسفه، عرفان و حتی برداشت‌های شیعه را تحریفات درباب اسلام اولیه می‌دانند.

هسته اولیه آنها در عربستان شکل گرفت و با نفوذ در بین مردم پاکستان و هند که پس از پشت سرگذاشتن دوره‌هایی از استعمار و استثمار از سوی کشورهای غربی، آماده پذیرش حرکت‌های انقلابی بودند، توانستند نفوذ خود را در بین مردم منطقه افزایش دهند. این گروه با تشکیل مدارس و مکاتبی در این کشورها و با استفاده از پول نفت سعی در گسترش آموزه‌ها و تلقین افکار و عقاید در بین مردم داشتند.

اما حمایت غرب و اتحاد بین آمریکا و عربستان در این سالها به گسترش ایدئولوژی اسلام بنیادگرا در تمام جهان کمک می‌کند. خبرهای ضد و نقیضی که از افتتاح دفتر طالبان در قطر داده می‌شود و پوشش رسانه‌ای که کشورهای عربی از بنیادگرایان انجام می‌دهند، همه‌وهمه باعث می‌شود که بنیادگرایان روزبه‌روز قدرت بیشتری به دست بیاورند و به بازی‌های سیاسی در سطح منطقه و جهان ادامه دهند.

اما این قدرت گرفتن بنیادگرایان هرچند در این روزها به نفع غرب و آمریکا تمام می‌شود و تقریبا باعث پیشبرد اهداف آنان در سطح منطقه است اما قدرت گرفتن این گروه باعث شکل آفرینی برای دو گروه ازکشورها می‌شود.

1- حمله به کشورهای غربی: کشورهای غربی به علت تفکرات سکولار و ضد اسلامی که دارند، دیریازود طعمه گروه‌های بنیادگرا می‌شوند ضدیت اولیه و بنیادین بنیادگرایان با اسرائیل و همچنین تعالیم مدرنیته که در غرب رواج دارد باعث مخالفت بنیادگرایان و حمله به کشورهای غربی خواهد شد. ضدیت با آمریکا آینده سیاسی مصر و حمایت از مخالفین اسد در سوریه را از دست آمریکا خارج خواهد کرد و این به ضرر آمریکا خواهد بود.

2- حمله به حکمرانان عرب: قدرت گرفتن بیش از اندازه بنیادگرایان، آنها را به گروه‌های آلترناتیو تبدیل خواهد کرد که در برابر حاکمان عرب خواهند ایستاد و آنها را به علت رابطه با آمریکا و دوری از تعالیم اولیه بنیادگرایان موردحمله قرار خواهندداد.

با این اوصاف قدرت گرفتن روز‌به‌روز بنیادگرایان و عملیات انتحاری از سوی آنان که نمونه آن عملیات چند روز پیش که به کشته و مجروح شدن بیش از 5 نفر در افغانستان منجر شد، نشان می‌دهد که باید این جریان رادیکال را جدی گرفت و از قدرت گرفتن بیش از اندازه آن جلوگیری کرد.