http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=164202

 یکی از مسائلی که همواره در انتخابات گوناگون مورد توجه است، مساله تعدد کاندیداها و دسته‌بندی و ائتلاف آنها با یکدیگر است. اینکه چرا افراد مختلف با سلیقه‌ها و شعارهای گوناگون پا به عرصه انتخابات می‌گذارند و با این کار نه تنها باعث خرد شدن رای مردم بلکه باعث سردرگمی و بی‌برنامگی آنها می‌شوند. اما برای حل این معضل و رهایی از این شعارهای کاندیداها در زمان انتخابات چه باید کرد و چه راهکاری می‌تواند مثمرثمر باشد.

احزاب سیاسی‌ای که در بستر تحولات اجتماعی- سیاسی- اقتصادی و فرهنگی هر کشوری جوانه می‌زنند، تحول می‌یابند و به کمال می‌رسند می‌توانند پیوند عمیق و همه جانبه‌ای با محیط به وجود آورده و به عنوان حلقه واسط بین دولت و مردم، باعث تحقق جامعه مدنی گردند. مهمترین کار ویژه احزاب در رابطه با برگزاری انتخابات و دسته‌بندی کاندیداها خود را نشان می‌دهد.

احزاب سیاسی از طریق ارائه اطلاعات و شکل دادن به افکار عمومی در حفظ یا ایجاد وجدان سیاسی باعث شکل دادن به افکار عمومی می‌شوند. احزاب سیاسی به عنوان یکی از بهترین معلمین دروس سیاسی می‌توانند افکار و آرای پراکنده را به صورت یک جریان منسجم و ملموس درآورند و بر روندهای تصمیم‌گیری اثر بگذارند. حزب نمی‌تواند به جلب آرا بپردازد مگر آنکه در افکار مردم رخنه کند و این کار نیز مستلزم ارائه موضوعات، دکترین‌ها، ایدئولوژی‌ها و به دنبال آن تبیین و توجیه این کالاهای سیاسی است.

به همین دلیل حزب فقط در یک فضای رقابتی و آزاد می‌تواند به ایفای مهمترین نقش خود که تجمیع آرای مردمی است بپردازد و از این‌رو ایجاد ارتباط سیاسی بین افراد و آموزش آنها و ساخت بخشیدن به افکار عمومی، از بعد ملی مثبت‌ترین نقش احزاب به شمار می‌رود. احزاب با داشتن اساسنامه و مرامنامه، برنامه و اهداف خود را بیان می‌کنند و مردم نیز می‌توانند در تمام ایام سال و به دور از جنجال‌های زمان انتخابات از بین احزاب مختلف به رصد برنامه‌ها بپردازند تا در زمان انتخابات برای تعیین کاندیداهای موردنظر خود به حزب حمایت‌کننده از فرد رجوع کنند. به همین علت در جوامعی که جامعه مدنی در آن تحقق یافته و احزاب به صورت رسمی به فعالیت می‌پردازند دیگر در زمان انتخابات شاهد احزاب قارچ‌گونه که یک شبه طلوع و غروب می‌کنند نخواهیم بود.

در این جوامع احزاب سیاست را دسته‌بندی می‌کنند و با ارائه برنامه‌های کلان از دادن شعار پرهیز می‌کنند. با این اوصاف تجربه نیز نشان داده است که افرادی که عضو یک حزب یا گروه و جریان سیاسی بوده‌اند نسبت به افرادی که نبوده‌اند به مراتب از حساسیت سیاسی بیشتری برخوردار بوده و توان تجزیه و تحلیل آنها از رویدادهای سیاسی بیشتر است. چه بسا افرادی که فاقد تحصیلات عالیه بوده ولی به دلیل عضویت در یک حزب که خود به منزله دانشگاه سیاست علمی است از کیفیات بالایی برخوردار شده‌اند.

نمونه این امر«پی‌یربده‌گووآ» نخست وزیر اسبق فرانسه که از زمان کارگری به عضویت حزب سوسیاسیت درآمد و تا آنجا پیش رفت که به نخست وزیری کشور فرانسه رسید. البته این مورد نباید بهانه‌ای برای انتخاب‌های ناشایست مسوولین در کشورهای جهان سوم باشد که به استناد چند ماه زندان در رژیم سابق، خود را خدای سیاست می‌دانند. با این اوصاف اگر حزب فعال در کشور موجود نباشد تا بتواند به آموزش سیاسی مردم و معرفی کاندیدا و دسته‌بندی اهداف و مشکلات کشور بپردازد، جامعه را با مشکلاتی چند مواجه خواهد کرد:

1-جوامع توده‌ای: نبود تشکل‌ها و سازمان‌های اجتماعی به علت نبود زمینه‌های آن مثل طبقات و گروه‌های اجتماعی باعث عدم رشد سیاسی مردم و حرکت‌های بدون فکر و اعتقاد مردم خواهد شد. مردمی که در زمان انتخابات به شکل توده‌وار هرروز به حمایت کاندیدای خاص می‌پردازند نشان از عدم رشد احزاب در جامعه می‌باشد.

2-شخصی شدن قدرت: به علت ضعف نهادی‌ای که هم جامعه مدنی و هم زندگی سیاسی را در برگرفته است، قدرت در چهره اشخاصی تبلور می‌یابد که قدرت را (ملک مطلق خود می‌دانند و از آن در جهت منافع شخصی بهره می‌گیرند. این مساله در جریان انتخابات نیز باعث شخص محوری می‌شود و مردم به دور از برنامه‌های حزبی، به شعارهای شخصی رای می‌دهند.

3- عدم تداوم برنامه‌ها: وجود حزب در جامعه باعث پیوستگی و رابطه سیاست‌های دولت‌های مختلف در کشور می‌گردد. از آنجایی که احزاب برنامه‌ها و راهکارهایی مشخص برای اداره جامعه دارند بنابراین در صورت عدم وجود حزب سیاست‌های جدید و غیر تداومی‌ای در جامعه بروز پیدا می‌کند که باعث ایجاد مشکل می‌گردد.

در مجموع با توجه به پیچیده شدن روابط سیاسی و سازمان یافته درجهان امروز، جامعه را ملزم به ایجاد فرآیندهای سازمانی می‌کند که اگر چه یکی از عمده‌ترین و بهترین راه تصاحب قدرت سیاسی که در گذشته‌ها به زور شمشیر و خشونت‌های سازمان یافته شکل می‌گرفته است، امروز یگانه ابزاری که خشونت در پی‌ندارد، احزاب سیاسی فراگیر هستند. که در غیر آن مشارکت ساده خارج از چارچوب‌های سازمانی محکوم به شکست بوده و در عوض جای آن را نظام‌های یکه سالار و زوردار پر خواهند ساخت. در مساله انتخابات ریاست جمهوری نیز آنچه باید مورد توجه قرارگیرد این است که نامزدهای انتخابات اگر به صورت تشکیلاتی و گروهی وارد عرصه رقابت شوند و کادر برنامه خود را برای اداره کشور به مردم ارائه دهند مسلما رقابتی سالم‌تر و به دور از تخریب و شعارزدگی خواهیم داشت.