http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=164292

سیاست خارجی یکی از اصلی‌ترین عرصه‌های سیاست‌گذاری است که باید فارغ از جدال‌ها و بحث‌های روزمره دنبال شود چرا که بسیاری از مشکلات و بحران‌های امروز جامعه ایرانی ریشه در نحوه ارتباط ایران با کشورهای منطقه و بین‌الملل دارد. دولت بعدی اگر می‌خواهد فقر، تورم، بیکاری، توقعات طبقات متوسط و پایین، تحریم ها و... را به نحو مطلوبی پوشش دهد چاره‌ای جز رویکرد اجرایی عقلانی به سیاست خارجی ندارد. مردم در انتخاب نامزدهای مختلف یکی از مولفه‌هایی که باید به شدت مورد تاکید قرار دهند از نامزدها طلب کنند برنامه‌های سیاست‌گذاری عرصه روابط خارجی می‌باشد. برخی از موضوعاتی که باید در برنامه نامزدها مورد بررسی قرار گیرد عبارت است از:

1- بیداری اسلامی: براساس قانون اساسی و مبنای فلسفه جمهوری اسلامی ایران، کشور ما نوع خاص رابطه‌ای با کشورهای عربی و خاورمیانه دارد. رئیس‌جمهور بعدی باید مشخص کند که برای برقراری رابطه با مصر و بهبود روابط با عربستان و کشورهای عربی، حمایت از سوریه و لبنان و همپیمانی با عراق چه برنامه‌ای را دنبال می‌کند. مساله فلسطین، حزب‌الله لبنان، حماس و سایر جنبش‌های اسلامی در کجا قرار خواهند گرفت. منطقه خاورمیانه در حال تحول است و دولت بعدی نیاز به برنامه‌ای دقیق و قابل اجرا در جهت منافع ملی ایران دارد.

2- انرژی هسته‌ای: با توجه به ایران، اسلام و شیعه هراسی که از سوی کشورهای منطقه‌ای و بین‌الملل صورت گرفته است فعالیت‌های علمی و کاملا بی‌خطر ایران در فضای امنیتی ارزیابی می‌گردد و تحریم‌ها در این فضا بر این تحمیل شده است دولت بعد با هماهنگی شورای عالی امنیت و دستگاه وزارت امور خارجه باید به گونه‌ای سیاست‌گذاری کند که انرژی هسته‌ای را از شکل امنیتی خارج کرده به نحوی که میان استقلال کشور و هزینه‌های مردمی و انزوای ایران تعادلی را برقرار کند.

3- موازنه قوا: با توجه به اصل نه شرقی و نه غربی و استقلال در سیاست خارجی دولت یازدهم باید به گونه‌ای رابطه با چین، روسیه، کشورهای اروپایی و آمریکا را جهت‌دهی کند که مهم‌ترین ضربه به منافع ملی ایران بخورد. ایران باید به کشور کانونی و محوری در منازعات منطقه‌ای تبدیل شود که مورد اعتماد بازیگران بین‌الملل باشد و جای عربستان، ترکیه یا مصر را بگیرد. ایران پتانسیل بازی‌های بزرگ را دارد به شرطی که بتواند با مهره‌های بزرگ بازی کند و تعادل در برقراری رابطه و دادن و گرفتن امتیاز را تجربه کند.

4-نیروی انسانی: دولت یازدهم باید شکل سنتی اشرافی یا بروکراتیک مکانیکی دستگاه سیاست خارجی را باتوجه به میزان فارغ‌التحصیلان حقوق، علم سیاست و روابط بین‌الملل، اقتصاد و... به شکلی سامان دهی کند که از حداکثر نیروهای جوان و با انگیزه استفاده کند. توجه به دیپلماسی عمومی و تجدید ساختار به سمت دیپلماسی در عصر اطلاعات یکی از موضوعات دولت بعدی خواهد بود. توانایی و اولویت دادن رئیس دولت یازدهم به جذب بودجه، برگزاری آزمون استاندارد و جذب نخبگان مستعد با تاکید بربخش پژوهشی می‌تواند آینده سیاست خارجی ایران را تضمین کند.

5-موارد خاص: نحوه مدیریت رابطه با آمریکای شمالی و آمریکای لاتین، مدیریت ارتباط با اروپا و از سرگیری مذاکرات براساس حقوق و عرف بین‌الملل، بحث حقوق بشر و مدیریت تحریم‌ها، خط لوله صلح و همگرایی منطقه‌ای با پاکستان، هندوچین، مدیریت همسایگان به خصوص در بحث افراط‌گرایی بنیادگرایان و همسایگان شرقی و مدل‌های اسلام سکولار در همسایگان غربی مواردی است که دستگاه دیپلماسی دولت بعد باید برنامه‌های منظمی برای آنها داشته باشد. جایگاه ایران حفظ نخواهد شد مگر اینکه دولت بعدی به طور جدی به این موضوعات اندیشیده باشد و برای آنها برنامه داشته باشد. برنامه‌ای عملی و قابل اجرا که در ابتدا هدف‌گذاری جزئی و مرحله‌ای داشته باشد، اولویت‌گذاری انجام دهد و با تخصیص بودجه و استخدام نیروی انسانی بتواند آنها را مدیریت کند. رها کردن هر یک از این موضوعات، ضربه‌ای سهمگین به جایگاه ایران و منافع ملی کشورمان خواهد زد.