http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=164531

حکمرانی بر ایران کار آسانی است. امور اغلب در جای خود قرار دارند. به این علت که ایرانیان تاریخ طولانی چند هزار ساله و تمدن‌های با شکوه داشته‌اند. دارای مذهب و اعتقادات اسلامی و ایرانی هستند. منابع بسیار زیادی دارند و ملت و دولت متفاوتی در دنیا هستند که از جریان‌ها و فرهنگ‌های خاصی حمایت می‌کنند. حکمرانی بر این مردم و سرزمین کار آسانی است. همه امور در جای خود قرار دارند اما در جای خود بودن به معنای عقلانیت نیست. ایران در ابتدای قرن بیست و یکم وضعیت مناسبی ندارد. هر کس رئیس‌‌جمهور شود حتی اگر تجربه و سواد و کابینه‌ای سالم نداشته باشد می‌تواند کشور را اداره کند اما چگونه حکمرانی خواهد کرد اعداد و ارقام در انتها کاملا شفاف مشخص خواهند کرد. به برخی از اصلی‌ترین مشکلاتی که رئیس‌جمهور آینده می‌تواند و باید به آنها بپردازد اشاره می‌شود البته می‌تواند و کاملا مختار است که این موارد را جدی نگیرد و بگذارد مسیر خود را طی کنند چرا که حکمرانی بر ایران کار پیچیده‌ای نیست.

1- سیاست داخله: مشکل اصلی سیاست داخله ایران مبتنی بر فرهنگی است که میان واقعیت و ذهنیت ایرانیان فاصله انداخته است. ایرانیان حزب، قدرت، مبارزه برای پیروزی در جهت قدرت را قبول ندارند اما به شدت در واقعیت قدرت‌طلب هستند. این تضاد فکری و عملی در همه جا خود را نشان می‌دهد. در رفتار رای‌دهندگان و به خصوص در شعارها و سخنرانی‌های نامزدها باید بگویند تشنه خدمت و اطاعت خداوند هستند اما با تمام قوا به سمت قدرت بدوند و استراتژی پیروزی ترسیم کنند. با این مشکل آیا کاری می‌توان انجام داد؟

2- سیاست خارجی: ایران امنیت و مرزهای محکم دارد. آنقدر مرزهای خود را در دوره قاجار از دست داده است. که اکنون به استقلال رسیده‌ایم. کاری به فضای بین‌الملل و چنین قدرت‌های بزرگ و اعتراض آنها دیده نمی شود. همسایگان خود را می‌نگریم جایی که در منطقه گروه‌ها، جنبش‌ها و کشورها در حال فاصله از ایران هستند. (قطر، امارات، عربستان، ترکیه، مصر، لیبی، پاکستان،) ...

منطقه در فضای ایران و شیعه و هراسی قرار دارد و ایران مرکز حملات مختلف قرار گرفته است. بنیادگرایان که گرفتن دوباره ایران و نابودی ایرانیان را آرزو دارند درحال قدرت گرفتن در منطقه هستند. با آنها چه باید کرد؟ از همسایه گریزی نیست.

3- وضعیت اجتماعی: بزرگترین مشکل اجتماعی جوانانی هستند که مثل گل در حال پرپر شدن هستند.

با استعمارها کوچ می‌کنند به سمت سرزمین‌هایی که همیشه علیه آنها شعار می‌دهیم. مهاجرت شدید از روستا به شهرستان از شهرستان به مرکز استان و از استان‌ها به تهران و از تهران به خارج از کشور. جوانان تحصیلکرده بیکاری که توانایی تشکیل خانواده ندارند و دچار افسردگی و یاس شده‌اند. جمعیت جوانی که می‌بایست نیرو و قدرت ایران باشد درحال نابود شدن می‌باشد.

4- وضعیت اقتصادی: منابع ایران زیاد است و ما حتی توان بهره‌برداری خام از سنگ‌آهن، ذغال‌سنگ، نفت و گاز را نداریم. هیچ نماینده و رئیس‌جمهوری تاکنون به انرژی خورشیدی اشاره نکرده است. بیکاری، فقر، تورم، رانت‌خواهی، فساد، فاصله طبقاتی برای کشوری که برروی نعمت است جای تعجب دارد. چرا هیچ کس به سمت انرژی خورشیدی، گردشگری و توان بالای ارتباطی ایران حرکت نمی‌کند. ترکیه مرکز اینترنت دنیا شد و قطر و امارات مرکز تبادلات هوایی و الکترونیک دنیا شدند. ایران اما همچنان مشغول تباه‌کردن سرمایه‌اش می‌باشد.

5- وضعیت فرهنگی: فرهنگ جامعه با آنکه تمام تلاش برآن بود تا مذهبی، اخلاقی و هنجاری باشد مصرفی شده است. بخش خدمات 47درصد اقتصاد کشور را شکل داده است کار و تلاش و تولید مسخره می‌شود چرا که بسیاری که به قدرت نزدیکند یک شبه میلیاردر می‌شوند فرهنگ مصرفی و تقلید از کشورهایی که به آنها ناسزا داده‌ایم رایج شده است. پایتخت نشینی، ربودن سرمایه شهرستان‌ها و رانت‌خوری جای بسیاری از مفاهیم را گرفته است.

بنابراین رئیس‌جمهور آینده می‌تواند مثل قبل به راحتی به حکمرانی خود ادامه دهد اما در پایان آمار و ارقام قضاوت خواهندکرد. آمار جذب جهانگرد، سرعت اینترنت، بیکاری، اشتغال، فاصله طبقاتی، آمار تولید ناخالص داخلی، آمار سرانه ملی و سایر آمار و ارقام خواهند گفت چقدر از این وضعیت خارج شده‌ایم.