http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=165220

کارشناسان مسائل بین‌المللی، سیاست خارجی را نتیجه‌ کنش متقابل عوامل داخلی و خارجی و مهمترین هدف سیاست خارجی هر کشور را تامین منافع ملی آن کشور دانسته و معتقدند نخستین وظیفه طراح سیاست خارجی، مشخص کردن راه‌های رسیدن به منافع ملی کشور در صحنه بین‌المللی است. در تکمیل این نظریه تعدادی دیگر از صاحب‌نظران سیاست بین‌المللی معتقدند که رفتار دولت‌ها در محیط بین‌المللی براساس سیاست‌هایی شکل می‌گیرد که به بهترین وجه، منافع ملی آنها را تامین می‌کند، بنابراین منافع ملی تنها درچارچوب موقعیت قدرت تعریف و تبیین می‌شود و توانایی‌‌های اقتصادی، جغرافیایی، نظامی سیاسی و ایدئولوژی از مهمترین عناصر قدرت محسوب می‌شود.

روابط خارجی و منافع ملی دو مفهوم انتزاعی و ذهنی نیستند بلکه در محیط بین‌المللی تجلی پیدا می‌کنند و دارای عوامل مثبت و پیش برنده و همچنین عوامل منفی و کند کننده در روابط خارجی هرکشور با سایر کشورها و سازمان‌های بین‌المللی‌اند. یکی از عواملی که این روزها منافع ملی کشورمان را تهدید می‌کند و دستگاه سیاست خارجی باید برای شناسایی و برخورد به موقع با آن اقدام کند، گسترش بینادگرایی در منطقه و مترادف‌ گرفتن این مقوله با اسلام سیاسی است.

عملیات تروریستی که بنیادگرایان در منطقه و کشورهای غربی مسوولیت انجام آن را برعهده می‌گیرند باعث تلقی منفی از اسلام و مسلمانان در سطح بین‌الملل گردیده و وظیفه ایران را در قبال نوع رفتار با این گروه، سخت‌تر کرده است. نوع رفتار ایران با بنیادگرایان و عدم رفتار قاطع از سوی ایران به همانندی‌ها و اشتراکات ایران و این جریان فکری مربوط می‌شود. از جمله آن می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

1-اولین اشتراک این دو به حمایت اولیه جمهوری‌اسلامی از جنبش‌ها و قیام‌های اصلاح‌گرایانه برمی‌گردد. انقلاب‌اسلامی با هدف مبارزه با غرب و آمریکا آغاز شد و یکی از اهداف اولیه خود را حمایت از مبارزاتی اعلام کرد که به هر نحوی با اندیشه انقلاب اسلامی همخوانی داشت. بینادگرایان نیز به علت هدف اولیه خود مبنی بر قیام و جهاد، اشتراکاتی با جمهوری‌اسلامی ایران داشته و دارند.

2-برقراری اسلام سیاسی و اجرای احکام اسلام در جامعه از اهداف مشترک جمهوری اسلامی و بنیادگرایان است؛ اگرچه بنیادگرایی اسلامی و اسلام سیاسی اغلب به عنوان عبارات مترادف لحاظ می‌گردند اما نوع اجرای احکام اسلامی درجامعه و تقسیم جامعه توسط بنیادگرایان به دوگروه خیر و شر و نابودی گروه شر به هرشکل و وسیله‌ای، تفاوت‌های زیادی با اسلام سیاسی مورد نظر جمهوری اسلامی ایران دارد.

3-حضور هموطنان اهل سنت در حاشیه مرزها و همسایه‌های کشورمان اشتراک بعدی ایران با بنیادگرایان است.

جغرافیای فرهنگی ایران به علت حضور اهل سنت در کنار شیعیان باعث شده که در سیاست خارجی ایران نسبت به این گروه ملاحظاتی انجام شود. همچنین انجام فریضه حج و حضور شیعیان ایران در کنار اهل سنت از کشورهای دیگر، محدودیتی را برای نوع رفتار دستگاه سیاست خارجی ایران ایجاد می‌کند.

با این وجود سیاست خارجی ایران در برابر بنیادگرایان و قدرت گرفتن روزبه‌روز آنها در منطقه و محیط بین‌الملل باید اقداماتی انجام دهد که با در نظر گرفتن اشتراکات این دو و اصل قراردادن منافع ملی کشور باشد. در این زمینه سه راهکار اساسی وجود دارد:

1-شناسایی دقیق و مطالعه موردی: برای اقدام درست و به موقع باهرگروه و جنبشی ابتدا باید آن را به صورت دقیق و موردی شناخت تا بتوان بهترین رفتار را در مناسب‌ترین موقعیت انجام داد. شناسایی متفکران این جنبش، کشورهایی حمایت کننده و درگیر و اقدامات و اهداف و برنامه‌های آتی آنان می‌تواند به برخورد مناسب دستگاه سیاست خارجی با این گروه بینجامد.

2-تقویت روحیه ملی در بین مردم مرزنشین: بالا بردن رفاه و توجه به معیشت هموطنان اهل سنت مرزنشین باعث می‌شود که گرایشات ناسیونالیستی در بین آنان تقویت شود و کمتر جذب گروه‌های بنیادگرا در کشورهای همسایه گردند و رفتار سیاست خارجی ایران در قبال آنان را منطقی‌تر و به دور از ملاحظات خواهد کرد.

3-درنظرگرفتن منافع ملی کشور: سیاست خارجی ایران باید با اولویت قراردادن منافع ملی کشور برخورد محتاطانه‌ای با بنیادگرایان انجام دهد. طراحان سیاست خارجی در تدوین استراتژی ملی باید عناصر مهم و اساسی گروه‌های بنیادگرا را مورد توجه قرار دهند و بادرک صحیح از توانایی کشور و گروه مقابل و عامل موقعیت ویژه جغرافیایی یا ژئوپلتیک ایران پیشبرد منافع ملی را مد نظر قرار دهند.