http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=165370

 بالاخره بعد از چند روز انتظار فهرست نهایی احراز صلاحیت شدگان توسط پنج فقیه و شش حقوقدان شورای نگهبان برای رقابت بر سرکرسی ریاست جمهوری مشخص شد و مردم بعد از شوک ثبت‌نام دقیقه نود هاشمی رفسنجانی دوباره با شوک رد صلاحیت چهره‌های سرشناس عرصه سیاست مواجه شدند.

اما جدا از این شوک که صدر اخبار را در اختیار گرفته است با نگاهی به رزومه و فعالیت‌های افراد تایید شده یک مساله در ذهن متبادر می‌‌شود و آن اینکه هیچکدام از تایید شدگان، منتخب حزبی نبوده و برآمده از حزب و تشکیلات حزبی نیستند.

برهمه کس واضح و مشخص است که مهمترین کار ویژه احزاب در رابطه با برگزاری انتخابات و معرفی کاندیدا به مردم است. اینکه احزاب سیاسی از طریق ارائه اطلاعات و شکل دادن به افکار عمومی می‌توانند افکار و آرای پراکنده را به صورت یک جریان منسجم و ملموس در آورند و بر روندهای تصمیم‌گیری اثر بگذارند. معرفی یک کاندیدای منتخب حزبی باعث جا افتادن تفکر حزبی در جامعه می‌شود و این فکر را به مردم القا می‌کند که به حزب به عنوان یک مدرسه سیاست نگاه کنند و برای آموزش سیاست و فعالیت‌های سیاسی در این کارگاه آموزشی عضویت یابند. حزب در یک فضای رقابتی و آزاد می‌تواند به ایفای مهمترین نقش خود که تجمیع‌آرای مردمی است بپردازد و به عنوان حلقه واسط بین دولت و مردم پیوند همه جانبه‌ای با محیط به وجود بیاورد. باید دانست که حزب گروه فشار نیست که در پی ‌لابی قدرت باشد و بعد از نتایج انتخابات و به پیروزی رسیدن کاندیدایی، به ارتباط و لابی‌گری بپردازد. حزب باید کاندیدا معرفی کند و با اعلام حمایت از آن در تمام جریانات انتخابات باعث آگاهی بخشی و تمرین سیاسی برای مردم شود. اگر حزب در جامعه‌ای فعال نباشد سیاست غیر شفاف و غیرپاسخگو خواهد بود و دولت به سمت فساد حرکت خواهد کرد. وجود احزاب باعث پاسخگویی دولت خواهد شد زیرا حزب خارج از قدرت همیشه به عنوان یک اپوزیسیون عمل خواهد کرد و فعالیت دولت را زیر نظر خواهد گرفت.

جا نیفتادن تفکرحزبی در جامعه باعث قائم به شخص شدن سیاست می‌شود. اینکه مردم به دنبال اشخاص جدا از سابقه و رزومه سیاسی و حزبی می‌شوند. احزاب با داشتن اساسنامه و مرامنامه تفکر مشخصی را از قبل دنبال کرده و در زمان انتخابات مردم با رجوع به فعالیت و کارکردهای حزب مورد حمایت شناسایی مختصری از کاندیدا به دست خواهند آورد که در صورت عدم شناخت حزب به عنوان مدرسه سیاسی مردم در روزهای انتخابات با سردرگمی و تعدد کاندیداها مواجه خواهند شد. با این تفاسیر معرفی کاندیداهای احراز صلاحیت شده برای دور دهم ریاست جمهوری و عدم حضور یک کاندیدای حزبی در بین آنها نشان از عدم تحقق جامعه مدنی و کمال و رشد احزاب در جامعه می‌باشد چرا که با وجود شکوفایی احزاب در جامعه حداقل یک کاندیدا از سوی احزاب مورد تایید معرفی می‌شد اما باید دانست که در فضای این روزها و با توجه به پیچیده شدن روابط سیاسی، جامعه ملزم به ایجاد فرآیندهای سازمانی است و در غیر آن مشارکت ساده خارج از چارچوب‌های سازمانی محکوم به شکست بوده و احزاب از کارویژه اصلی خود که آموزش و جاانداختن فرهنگ سیاسی مشارکتی در جامعه است روز‌به‌روز دورتر و به کار ویژه‌های گروه‌های فشار و لابی نزدیک‌تر خواهند شد.