http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=165928

 جامعه در وضعیت بسیار نیازمندی قرار گرفته است. جوانان دهه شصت به بازار کار، زندگی، ازدواج، مسکن و... پا گذاشته‌اند. مهاجرت از روستاها به شهرها بسیار افزایش پیدا کرده است. کشاورزی روز‌به‌روز از رونق می‌افتد و کارهای تولیدی در بخش کشاورزی و صنعت کم رونق می‌شوند. جامعه ایرانی در حال مصرفی شدن است. نزدیک 47درصد مشاغل ایرانیان مصرفی و خدماتی شده است. سیل جمعیت از روستا به شهرستان از شهرستان به مراکز استان و از آنجا به تهران و سپس مهاجرت به خارج روانه شده است. تولید و فرهنگ کار در جامعه بی‌ارج و دلالی و خرید و فروش بدون تحرک تشویق می‌شود و زرنگی قلمداد می‌گردد. نرخ بالای بیکاری خصوصا جوانان تحصیلکرده، مشکل شدید مسکن، احتکار محصولات مختلف و فردگرایی شدید جامعه ایران را دچار نوعی بی‌اعتمادی ساخته است که همه درحال ظلم کردن به یکدیگر می‌باشند. اکنون نامزدهای ریاست‌جمهوری با تناقض عجیبی روبه‌رو شده‌اند. جامعه نیازمند که به شدت فردگرا، بدبین و بی‌اعتماد شده است به راحتی به سمت شعار حرکت می‌کند. بنابراین برای جمع‌آوری آرا باید وعده‌ها و آرزوهایی را بیان کرد که کوتاه مدت و قابل دسترس باشد. ابتدا وضع موجود را به شدیدترین وجه و انقلابی‌ترین لحن مورد نقد قرارداد و سپس آینده‌ای کوتاه مدت در دسترس آنها قرار داد.

اگر نامزدها به دنبال جمع‌آوری رای از میان مردم نیازمند هستند باید بگویند یارانه‌ها را از 45 هزار تومن به 100 تومن افزایش می‌دهند، ساخت مسکن مهر را چهار برابر می‌کنند، زمین رایگان به مردم واگذار می‌کنند، همه مردم را تحت پوشش بیمه قرار می‌دهند، استخدام‌های دولتی را افزایش می‌دهند، همه فارغ‌التحصیلان را استخدام می‌کنند، حقوق بیکاری به بیکاران می‌دهند و...

این شعارها که اغلب کوتاه مدت، دم دست و فوری هستند در ابتدا بدون توجه به محدودیت‌های، بودجه‌ای و امکانیت عملی آن صادر می‌شوند اما در اجرا با مشکلات زیادی مواجه می‌شوند. حال نامزدها اگر بر افزایش میزان کار، دفاع از تولید ملی، کاهش حجم دولت، خصوص‌سازی، گسترش مدارس فنی‌حرفه‌ای، کم کردن تعطیلات و... پافشاری کنند در حالی که ایران را آباد می‌کنند اما رای شهروندان را نخواهند داشت. پارادوکس نامزدها و رای مردم، شکافی را ایجاد می‌کند که شعارهای دم‌دست و مبتنی بر مصرف‌گرایی و فرد‌گرایی به راحتی مورد پذیرش قرار می‌گیرد در حالی که شعارهای مبتنی بر کار، تلاش، آبادانی ایران کنار گذاشته می‌شوند و طرفدار ندارند. برای اینکه این شکاف پرشود و نامزدها توان آن را داشته باشند که اهداف بزرگتر و شعارهایی به نفع ایران و تولید ملی صادر کنند نیاز به اعتماد عمومی و پذیرش مشروعیت گفتمانی نامزدها است.

در واقع علاوه بر برنامه، شعارها و اهداف انتخاباتی همه نامزدها برای اینکه بتوانند حماسه سیاسی خلق کنند نیاز به گفتمان جدید دارند که هنوز در هیچ کدام دیده نشده است. اکنون تنها خاطرات، نقدها، شعارها، وعده‌ها و برنامه‌ها دیده می‌شوند که ناشی از هجوم بردن به وضع موجود می‌باشد. خلق حماسه سیاسی نیاز به گفتمان جدید دارد که در قالب روایت انقلاب اسلامی و پتانسیل‌های جمهوری‌اسلامی ایمان و اعتماد عمومی را جلب کند و شهروندان راضی شوند برخی از منافع خود را به فردی بسپارند که آبادانی کشور ایران را رقم بزند در غیر اینصورت شهروندان منتظر موج‌سواری رایگان و استفاده دم‌دستی و کوتاه مدت از شعارها هستند.