http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=166316

یک هفته دیگر به 24 خرداد یعنی روز برگزاری یازدهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری باقی مانده است و همه منتظرند بدانند که در سپهر سیاسی ایران چه می‌گذرد و برآیند تکاپوهای سیاسی داخل ایران، پیروز کدام حزب، جناح، طیف یا فرد خواهد بود. در انتخابات ریاست‌جمهوری امسال برخلاف بسیاری از انتخابات ایران در سال‌های اخیر، که رقابت با دو جناح اصلی سیاسی در ایران یعنی اصولگرایان و اصلاح‌طلبان بوده، دست کم سه جریان سیاسی با زیرمجموعه‌های متنوع و متغیر با هم برای تصاحب ریاست‌جمهوری رقابت می‌کنند. با این اوصاف پیروزی هر کدام از کاندیداها به بازی آنها در محیط سیاسی کشور بر می‌گردد و اینکه چه تبلیغات و برنامه‌هایی برای رفع مشکلات و بحران‌های کشور داشته باشند. اما مساله‌ای که مشخص است سرگردانی مردم در بین این کاندیداها می‌باشد زیرا هیچ کدام به تنهایی وزنه سنگینی در تبلیغات ریاست‌جمهوری نیستند و تشابه شعارها و برنامه‌های آنها و نداشتن گفتمان خاص در بین دیگران باعث ایجاد یک انتخابات سه وجهی و سخت شدن تصمیم‌گیری مردم شده است. برای داشتن یک انتخابات سازنده و موفق که مردم نیز ذهنیت درستی از کاندیداها داشته باشند، پیشنهادهایی به هر کدام از 8 کاندیدای احراز صلاحیت شده می‌شود.

1- اولین مورد برای یک انتخابات پرشور در این دوره، ائتلاف در هر کدام از جناح‌‌ها یا طیف‌های سیاسی است. هر کدام از طرف‌های اصلاح‌طلب، اصولگرا و حتی مستقل اگر بتوانند در مورد کاندیدایی خاص به اجماع برسند به راحتی می‌توانند درصد زیادی از آرای مردم را به سمت خود جلب کنند و از پراکندگی آرا جلوگیری کنند در غیر این صورت پخش شدن آرا در بین 8 کاندیدا مسیر انتخابات را به دور دوم و رقابت بین دو کاندیدای با آرای کم سوق می‌دهد.

2- داشتن برنامه اقتصادی مدون و مشخص از سوی هر یک از کاندیداها، پیروزی در انتخابات را به نفع آن نماینده تغییر خواهد داد. با توجه به نرخ تورم اعلام شده از سوی بانک مرکزی و درصد بالای بیکاری، اولویت مردم در این دوره به سمت اقتصاد و بهبود فضای اقتصادی کشور خواهد بود و هر کدام که تیم اقتصادی خود را از قبل چیده باشد به راحتی می‌تواند آرای پراکنده را جمع و سازماندهی نماید.

3- توجه به طبقات پایین و محروم جامعه نیز می‌تواند یکی از عوامل موفقیت‌آمیز کاندیداها باشد که در این دوره توسط بسیاری از آنها نادیده گرفته شده است. طبقات محروم در کشور در این دوره نامزد معرفی شده‌ای ندارند و اگر چه تمام کاندیداها شعارهایی در مورد بهبود وضعیت طبقات پایین بازگو می‌کنند اما هیچکدام برنامه مشخصی برای آنها ندارند و این باعث هدر رفتن آرای تقریبا نیمی از رای‌دهندگان خواهد شد.

4- بازگشت سازمان برنامه‌و‌بودجه و استقلال بانک مرکزی نیز می‌تواند از برنامه‌های کاندیداها باشد که باعث می‌شود روندهای عقلانی به کشور برگردد. برداشت از ذخیره ارزی در دولت دهم در زمان کمبود بودجه باعث کاهش موجودی این صندوق شده است. همچنین حذف سازمان برنامه‌و‌بودجه نیز در بسیاری از موارد موجب عدم پاسخگویی نهادهای ذی‌ربط گردیده است که کاندیداها با توجه به این مهم می‌توانند روندهای عقلانی را به کشور بازگردانند.

5- برنامه سیاست خارجی و تشکیل تیم سیاست خارجی مشخص برای رابطه با کشورهای دیگر نیز می‌تواند از برنامه‌های مهم کاندیداها باشد. داشتن رابطه با کشورهای همسایه و ساختن ائتلافی قوی برای حل مشکلات خاورمیانه می‌تواند ایران را به عنوان یک مهره مهم و قدرت هژمون در منطقه شناسایی کند و این تنها با داشتن یک برنامه سیاست خارجی مدون قابل پیگیری است.

به هر حال تبلیغات کاندیداها در این روزها بیشتر از طریق رسانه ملی آغاز شده است و همچنان مردم به دنبال یک برنامه مشخص خارج از شعار و تبلیغات واهی هستند و مردم می‌دانند که مشکل اقتصاد و تورم و بیکاری جز با برنامه‌ای از پیش تعیین‌شده قابل حل نیست و کاندیداها نیز باید بدانند که این انتخابات سه‌وجهی است و این جو سرگردانی در بین مردم را باید هر چه سریع‌تر با ائتلاف یا برنامه اقتصادی و سیاست خارجی مشخص حل کرده و فضای پرشور را در این انتخابات به وجود بیاورند.