http://www.faryadgar.com/vdcjhiet.uqetyzsffu.html

با نزدیک شدن به ۲۴ خرداد روز برگزاری انتخابات، پیش‌بینی‌ها و گمانه زمانی‌ها در مورد پیروزی یا شکست هرکدام از کاندیداها افزایش می یابد و همه منتظر‌ند بدانند این تکاپو‌های سیاسی به پیروزی کدام طیف یا فرد منجر خواهد شد.هر چند سایت‌های مختلف نظرسنجی‌هایی را انجام داده و نتایج آن را منتشر کرده‌اند ولی با توجه به دامنه محدود نظرسنجی‌ها و طرفداران خاص هر کدام از سایت‌ها هیچگاه نمی‌توان به نتایج نظرسنجی‌ها در ایران به طور کامل پایبند بود. اما در این یادداشت به دنبال پیش بینی‌ نتایج انتخابات به روشی غیر از نظرسنجی و براساس گفته‌ها و عملکردهای کاندیداها در زمان تبلیغات خواهیم بود.
در انتخابات ایران دو جریان همیشگی وجود داشته و دارد. رقابت اصلاح‌طلبان و اصولگرایان در فضای سیاسی انتخابات باعث رونق فضای آن و درگیر شدن مردم در جریان انتخابات خواهد شد. در انتخابات ریاست‌جمهوری ۹۲ نیز این دو طیف نمایندگان بالقوه و بالفعلی را معرفی کرده‌اند. جریان اصلاح‌طلب با رویکرد فضای فرهنگی باز و تساهل و سیاست خارجی مبتنی بر گفت‌وگو و چانه‌زنی و رفع تنش‌ها و تبلیغات منفی علیه ایران همواره فعالیت کرده و مشارکت سیاسی همه شهروندان و استفاده از تمام ظرفیت‌های فرهنگی و فضای باز اقتصادی از اهداف و برنامه‌های اصلاح‌طلبان بوده است. جریان راست در مقابل خواهان اسلامی شدن فضای فرهنگی و رویکرد استقامتی و مقاومتی در فضای سیاست خارجی است. توجه به طبقات پایین و دولتی شدن فضای اقتصادی در صورت تداوم وضعیت کنونی، احتمال صعود حسن روحانی به مرحله دوم انتخابات بسیار بالاست و حتی در صورت به میدان آمدن آرای خاموش، با توجه به تعدد کاندیداهای اصولگرا، احتمال پیروزی در مرحله اول نیز وجود دارد کشور نیز برنامه اقتصادی اصولگرایان برای تحقق ایرانی اسلامی
در فضای بین‌الملل و جهانی است. آرایش سیاسی این دو جریان در این انتخابات با حذف هاشمی و چهره‌های شناخته شده دیگر اندکی پیچیده شد. اکنون روحانی به عنوان نماینده اصلاح طلبان، شیخی دیپلمات و آگاه به حکومتداری است. او معتقد به تنش‌زدایی و دفاع از پرونده هسته‌ای است و به لحاظ اجرایی نیز پرونده‌ای قوی دارد. با کناره‌گیری عارف به عنوان یک کاندیدای اصلاح‌طلب، روحانی به عنوان تنها نماینده این طیف در صحنه انتخابات باقی مانده است.
در طیف راست نیز ولایتی به عنوان یک کاندیدای معتدل و آرام و با تجربه و مورد اعتماد طیف سنتی این جریان، دیپلماتی قدیمی است که رای بسیاری از نخبگان قدیمی راست‌گرا را به احتمال قوی به خود اختصاص می‌دهد. جلیلی نیز به عنوان نماینده این طیف و مسوول پرونده هسته‌ای ایران با رویکرد انقلابی‌گری به دنبال تداوم سیاست خارجی احمدی‌نژاد است که بسیاری از جوانان اصولگرا نیز به برنامه‌ها و اهداف او گرایش دارند.
محمد باقر قالیباف با آنکه عملکرد عمرانی نسبتا مناسبی در شهرداری تهران داشته اما هنوز نتوانسته به شهروندان ثابت کند که ریاست‌جمهوری با عمران شهری شباهت دارد. مواضع چند گانه‌ او همه را گیج کرده و با توجه به عملکردش در مناظرات، برگ برنده‌اش را از دست داده است. رضایی نیز با آنکه شعارهای چپ و مارکسیستی و مورد قبول طبقات پایین را عنوان کرده و به وضع معیشتی مردم توجه فراوانی دارد اما با توجه به اینکه میانه را گرفته است و تنها شعار می‌دهد، رای طبقات متوسط و بالا را از دست می‌دهد.بطوریکه بر اساس نظرسنجیها، بیشتری آرای رضایی متعلق به طبقه با تحصیلات زیر دیپلم است. سید محمد غرضی کاندیدای دیگر است که از آنجایی که توقع نداشت تایید شود، برنامه خاصی برای رئیس‌جمهور شدن ندارد. با توجه به کناره‌گیری عارف و تک نماینده شدن چپ‌ها، اصلاح‌طلبان شانس بیشتری برای پیروزی در انتخابات را دارا هستند، اما اگر در جناح راست ائتلافی صورت نگیرد، میانه‌ها قدرت می‌گیرند و با توجه به اینکه احتمال به دور دوم کشیده شدن انتخابات بالاست این میانه‌روها هستند که با اصلاح‌طلبان به دور بعد می‌روند. در صورت تداوم وضعیت کنونی، احتمال صعود حسن روحانی به مرحله دوم انتخابات بسیار بالاست و حتی در صورت به میدان آمدن آرای خاموش، با توجه به تعدد کاندیداهای اصولگرا، احتمال پیروزی در مرحله اول نیز وجود دارد.