http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=169093

سیاست خارجی هر کشور، یکی از مهمترین زمینه‌های سیاستگذاری است و منافع ملی و حیاتی کشور عموما در پرتو سیاست خارجی تعریف و تعیین خواهد شد. مهمترین کارکرد و بالاترین هدف سیاست خارجی تامین عالی‌ترین ارزش‌های آن کشور است که براساس منافع ملی مشخص می‌شود. با توجه به گونه‌گویی و پرشماری ارزش‌هایی که ملت‌ها در آن شریک و سهیمند، انواع مختلفی از منافع و اهداف ملی تعین می‌یابد. سیاست خارجی ایران نیز همانند سایر کشورها دارای منافع و اهداف متنوع و متکثری می‌باشد اما جهت‌گیری عمده و اصلی نظام اسلامی در سیاست خارجی براساس اصول سیاست خارجی که در قانون اساسی کشورمان تبیین شده، صورت می‌گیرد و اصول و مبانی روشنی دارد. اما هرکدام از دولت‌ها براساس برنامه‌ها و گفتمانی که در عرصه دیپلماسی انتخاب می‌کنند تغییراتی در رابطه با دیگر کشورها ایجاد کرده و باعث شکست یا پیروزی در عرصه روابط بین‌الملل می‌گردند. سیاست خارجی دوران احمدی‌نژاد با توجه به گفتمان آرمانگرایی که دولت به آن اعتقاد داشت باعث ایجاد هزینه‌هایی برای جمهوری‌اسلامی ایران گردید به طوری که پس از پایان دولت 8 ساله او، انزوای نسبی‌ای بر ایران سایه افکنده که نتیجه آن تحمیل تحریم‌های بیشتر و محدود شدن روابط ایران با کشورهای خاص و جهان سومی است. اما سیاست خارجی دولت نهم و دهم چه مشکلاتی داشته که باعث ایجاد چهره تنش آلود و منفی‌ای از ایران در فضای بین‌الملل گردیده است؟

1- نادیده انگاشتن سازمان‌های بین‌المللی: احمدی‌نژاد با گفتمان آرمانگرای انقلابی‌اش از همان ابتدا تحریم‌ها را بی اثر دانست و در اوایل دور دوم ریاست جمهوری خود در سال 88 عنوان کرد که تحریم‌ها کاغذ پاره‌ای بیش نیستند. هر چند خود بعدها بسیاری از مشکلات اقتصادی کشور را ناشی از همین تحریم‌ها اعلام کرد.دولت نهم و دهم بی‌توجه به قطعنامه‌هایی که علیه ایران صادر می‌شد، ایده حل کردن مشکلات کشورهای بزرگ را داشت. نفوذ قدرت‌های بزرگ در سازمان‌های بین‌المللی و سخنرانی‌های تند احمدی‌نژاد در جلسات این سازمان باعث ایجاد تنش در روابط با ایران و اعمال تحریم‌ها علیه این کشور گردید.

2- شعارهای بدون اجرا: آنچه در عرصه سیاست خارجی در دولت 8 ساله احمدی‌نژاد گذشت را باید بیشتر عرصه شعار خواند تا عمل. مواضع تند احمدی‌نژاد در مجامع بین‌المللی در مورد هلوکاست نه تنها در حد یک رئیس‌جمهور نبود بلکه حالت تهاجمی و حمله‌گونه او باعث هجمه تبلیغاتی علیه ایران گردید. موضوع محو کردن اسرائیل از صحنه جهان و عدم علاقه به ارتباط کشورهای اروپایی باعث انزوای ایران در فضای بین‌الملل شد.

3- کاهش توجه به علم سیاست خارجی: رابطه نداشتن نظر و عمل در عرصه سیاست خارجی دولت احمدی‌نژاد بیشتر از هر دولت دیگری به چشم آمد. کنار گذاشتن کارشناسان و متخصصان و عدم استفاده از نیروهای دانشگاهی و علمی در تیم سیاست خارجی باعث وجود بحران‌هایی در روابط با دیگر کشورها شد. نتیجه درجه چندم عدم بهره گیری از علم سیاست خارجی و دوری از نخبگان این عرصه، رفتارهای تند و غیرعلمی‌ای بود که در فضای بین‌الملل از ایران دیده شد.

4- کنار گذاشتن تشریفات: برکناری وزیر امور خارجه در سفر خارجی و بعد از مذاکره با مقامات کشور میزبان تنها موردی نبود که از آقای احمدی‌نژاد در مورد کنار گذاشته شدن تشریفات دیده شد. احمدی‌نژاد که با شعار ساده‌زیستی و دوری از تشریفات به میدان آمده بود، این رویکرد را در فضای بین‌الملل نیز دنبال کرد. دیدار با مقامات پایین و غیرهمسطح و سفرهای مکرر به کشورهای آمریکای جنوبی و آفریقا باعث ایجاد چهره‌ای رده پایین از ایران در فضای بین‌الملل گردید که در شان فرهنگ ایران و ایرانی نبوده و چهره ایران را در بین کشورها، مخدوش کرد.

5-گفتمان تک بعدی در سیاست خارجی: پیگیری نکردن قرارداد هسته‌ای ایران با روسیه که پس از سال‌ها همچنان نامشخص باقی مانده است و در قبضه گرفته شدن بازار ایران توسط چین و رابطه با آمریکای لاتین که جز هزینه برای ایران نتیجه‌ای نداشته است نشان از عدم ارتباط با قدرت‌های شاخص و اثرگذار در فضای بین‌الملل است که در محیط نخبه‌گرای این روزها، نشان از اولویت ندادن به منافع ملی و تقدم حرف برعمل است.

با تمام این تفاسیر اقدامات رادیکال در سیاست خارجی 8 ساله احمدی‌نژاد باعث شد که رابطه ایران محدود به کشورهایی خاص گردد و اظهارات ناگهانی و بدون مشورت او هزینه‌هایی را در رابطه با سایر کشورها به ایران تحمیل کرد که به وضوح می‌توان گفت بسیاری از مشکلات اقتصادی و داخلی ایران از کم‌کاری در حوزه سیاست خارجی نشات گرفته است. مسئله‌ای که باید دانست، این است که سیاست خارجی علم است و برای ایجاد رابطه و تغییر چهره در فضای بین‌الملل باید از کارشناسان و نخبگان این حوزه استفاده کرد تا بتوان سیاست خارجی فعال و اثرگذاری در منطقه و فضای بین‌الملل داشت.