http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=169961

سلفی‌گری، بنیادگرایی، تروریسم، جهادگرایی، تکفیریون، القاعده، خشونت‌گرایی و ... واژگانی هستند که در عین داشتن اختلافات زیاد دارای وجوه تشابه بالایی هستند و متاسفانه در ماه‌های اخیر بخشی از جهان اسلام به شکل پیچیده‌ای در حال بازنمایی خود به صورت واژگان بالا و ضربه خوردن از این جو ایجاد شده است.

مساوی گرفته شدن اسلام با واژگان بالا باعث شده است که اختلافات میان گروه‌های اسلام‌گرا افزایش پیدا کند و به خصوص در عرصه سیاسی و اجتماعی تفرقه و حذف یکدیگر جایگزین همکاری برای آبادانی کشورهای اسلامی قرار گیرد. از سوی دیگر این جو، کشورهای اسلامی را نیز به جان یکدیگر انداخته است به نحوی که حتی کشورهای همسایه اسلامی به یکدیگر اعتماد ندارند. از همه مهمتر راه را برای نفوذ کشورهای خارجی و ظهور آنها در ابعاد ایدئولوژیک، سیاسی و نظامی به عنوان ناجی در منطقه مسلمانان باز کرده است. اما چه اشتراکاتی میان بازنمایی واژگان بالا وجود دارد که امروزه شهروندان کشورهای اسلامی و به خصوص ایدئولوژی اسلامی را وجهی رادیکال و منزوی بخشیده است که توانایی ارتباط برقرار کردن ندارد و باعث شده است در بازی‌های دیپلماتیک همیشه در زمین دشمن ایفای نقش کند؟

معرفت‌شناسی (Epistemology): به لحاظ سطوح دانشی و نوع آگاهی اکنون جوی که در دانش‌های جهان اسلام در حال قدرت گیری است، گونه‌ای رجوع به گذشته با روایت‌های نقل‌گرا را در دستور کار قرار داده است. به این معنا همه واژگانی که امروزه باعث شده‌اند جهان اسلام و اندیشه سیاسی اسلام در معرض اتهام شدید قرار گیرد و اعتماد مسلمانان و کشورهای مورد مخاطب را از دست بدهد نوعی روایت سنتی، کیفی، قیاسی و آرمان‌گرا است که چندان واقع‌نگر نیست و به اندرز و عمل بسیار اعتقاد دارد. انسان‌ها طالب تمایز برای ایجاد هویت هستند. بازنمایی رادیکال از اسلام هویت خود را از طریق تفکیک و دوری جستن از دانش بشری به دست می‌آورد. تروریسم و بنیادگرایی با اندیشه‌ها و اقداماتی نسنجیده که ریشه در معرفت‌شناسی بسیار سطحی و دم دست آنها دارد جهان اسلام را دچار تفرقه، آشوب و تجزیه خواهند کرد. به لحاظ معرفتی آنها بدون هیچ رویکرد اجتهادی و انتقادی با سبک روایتی نقلی به سراغ گذشته می‌روند و دانش خود از کتاب مقدس را دانش خداوندی قلمداد می‌کنند. آنها مدام از زبان خداوند می‌گویند و با نفی تاریخ و الزامات متنی دنیای معاصر با دانشی بسیار اندک بدون شنیدن و دیدن با ایمانی راسخ قدم در راه کشتن مسلمانان و غیرمسلمانان و محکوم کردن اسلام می‌نهند. معرفت شناسی تروریست‌ها وجوهی ایمانی از کنش بدون اندیشه را برایشان رقم می‌زند که با جهنمی کردن دنیا قصد ساختن بهشت در رویاهای خود را می‌پرورانند. در حالی که مردم سرزمین، منطقه و جغرافیای اسلام از حداقل امکانات و زیرساخت‌های معیشتی و اقتصادی برخوردار هستند آنها با رویاهایی شاعرانه و دور دست از یکسو مسلمانان را به جنگ هم می‌فرستند از سوی دیگر کشورهای اسلامی را دچار تفرقه می‌کنند و از سوی دیگر ایدئولوژی لیبرالیسم را چنان وجاهتی می‌دهند که جنگ پیش‌دستانه را علیه کودکان، زنان و بی‌سرپناهان جهان اسلام راه بیندازند. بنابراین معرفت‌شناسی تندروانه در جهان اسلام روایتی نقلی، ساده، دم دستی و بسیار تک بعدی است که به دستاوردها و تجربه بشری احترام نمی‌گذارد و با خویی تند و کنشی مقدم بر اندیشه فاجعه خلق می‌کند. شرایط داخلی (Internal conditions ): بعد از آنکه شکل‌های نوین سیاست ورزی در قالب الگوهای دولت ملی به جهان اسلام رسوخ پیدا کرد و امپراطوری‌های بزرگ جهان اسلام دچار تجزیه شدند، افت جدید رادیکالیسم و خشونت‌گرایی در آنها باعث شده است که همین واحدهای تجزیه شده کوچک نیز به احتمال زیاد به ریز کشورهای دیگری چون واحدهای اسلامی – عربی حوزه خلیج‌فارس تقسیم شوند تا احتمال نقش‌آفرینی این ریز کشورها به عنوان ایفای نقش در جهت، خطر افکنی در امنیت بین‌الملل کاهش یابد. شرایط داخلی در جهان اسلام به دو صورت به ایجاد و تشدید این وضعیت کمک کرده است. نبود فرهنگ سیاسی مدنی و کم شدن مشارکت سیاسی مردم باعث شده است که جوامع اسلامی هنوز دارای فرهنگی شفاهی باشند. فرهنگ شفاهی باعث شده است که امکان نقد، ارزیابی و فرار کردن از جهل ساختاری به مراتب مشکل باشد. خشونت و رادیکالیسم، تقدم کنش بر اندیشه نتیجه جهل محیط می‌باشد. جهل با فقر، فاصله طبقاتی و جرائم اجتماعی ارتباط بسیار نزدیکی دارد. بر این اساس بسیاری از کشورهای اسلامی در حیطه فرهنگ انسانی و مدنی ضعف ساختاری دارند و به همین علت به راحتی فریب ساده گرایان تندرویی می‌شوند که دارای هویت متنی تک‌بعدی هستند. جذب نیرو و آموزش انسان‌ها به قصد ایجاد رعب و وحشت تنها در محیط‌های فقیر و جاهل امکان‌‌پذیر است. از سوی دیگر می‌توان به حاکمان کشورهای اسلامی اشاره کرد که به علت ضعف مشروعیت سیاسی و ترس از وجود شفافیت و پاسخگویی به ساده‌گرایان تک‌بعدی امکان فعالیت می‌دهند. به خصوص ریزکشورهای وابسته فاسد در جهان اسلام تروریسم را شاخه سیاست خارجی خود می‌دانند و با اقدامات منطقه‌ای و جهانی سعی درسواری خوردن مجانی دارند. بسیاری از کشورهای عربی اسلامی با سابقه استبداد قبیله ای همزادی و همدلی بسیار نزدیکی با تروریست‌ها دارند و به لحاظ مالی و دیپلماتیک آنها را حمایت می‌کنند.

شرایط خارجیExternal conditions): در آخر اینکه جهان غرب به خصوص اسرائیل، آمریکا و کشورهای اروپایی به دنبال تامین امنیت بین‌المللی از منظر خود با رخنه در جهان اسلام هستند. جهان اسلام مرکز انرژی و ذخائر ارزشمند جهانی و همین طور بازار بسیار ثروتمندی برای کالاهای مصرفی به شمار می‌رود. آمریکا، چین، اروپا و روسیه به خوبی می‌دانند تنها در صورتی می‌توانند هژمون روابط بین‌الملل گردند و بر جهانیان حکمرانی کنند که منطقه خاورمیانه اسلامی را در کنترل و مدیریت خود داشته باشند. بهترین راه کنترل منطقه و مدیریت آن ترسیم این منطقه به صورت بازنمایی وحشی و خشونت‌آفرینی است که نیاز به حامی و پشتیبان جهت رعایت حقوق بشر دارد. کشورهای غربی با ایدئولوژی واقع‌گرای لیبرالیستی همه جانبه و بسیار هماهنگ و تقسیم شده به جان جهان اسلام افتاده اند. اکنون ترکیه، عربستان و ایران رابطه تنش‌زا با یکدیگر دارند. از سوی دیگر اوضاع مصر و سوریه بحرانی است. کشورهای ریز و کم‌اهمیتی چون قطر بازوان اطلاعاتی و رسانه‌ای غرب می‌باشند. جنبش‌ها و احزاب بنیادگرا در پاکستان و افغانستان فعال شده‌اند و برای مقابله با ایران بنیادگرایی در همه اشکالش در حال محاصره منطقه می‌باشد. بهترین شکل نرم و روایتی تسلیم، تقسیم، تجزیه، به آشوب کشیدن و فتح جهان اسلام این است که هویت آن را به صورت رادیکال دستخوش تغییر قرار داد. به گروه‌ها و احزاب و سیاستمداران تک بعدی خشونت طلب فرصت دیده شدن داده شود و از سوی دیگر در وجهی دیپلماتیک آنها را جهت ضربه زدن به جهان اسلام پروراند. روابط بین‌الملل از اندیشه، کنش بنیادگرایی و رادیکالیسم در کشورهای اسلامی استقبال می‌کند. همه این شرایط به یکدیگر کمک کرده است که اراده عمومی جهت بیداری اسلامی به حاشیه کشیده شود و متاسفانه بخش بزرگی از جهان اسلام روزگار بسیار اسفناکی را سپری کند.