الزامات دیپلماسی ایران در عصر اطلاعات

نویسنده : علی اسلا می

  http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=123517

با گذشت  یک دهه از قرن بیست ویکم بسیاری  از پدیدارهای  عصر اطلا عات براساس آن چه دانیل بل، تافلر،  فوکویاما، گیدنز و رابرتسون و به خصوص  کاستلز  بیان می کردند  به وقوع  پیوست. جهان  سیاست نیز  در عصر اطلا عات  دچار انقلا ب  بزرگی  شد به نحوی که سیاست  که با ابزار  قدرت سخت  اقتصادی  و شیوه های انحصار دولتی  به امور عمومی  شهروندان  رسیدگی می کرد  اکنون در جریانی  از قدرت نرم و سایبری  قرار گرفته  است. بسیاری از  واژگان جدید چون دموکراسی الکترونیکی،  جامعه مدنی  جهان،  دولت الکترونیک، شهروندان خبرنگار، دیپلماسی  سایبر،... معنا پیدا کرده اند. بازیگران  غیر  دولتی افزایش  پیدا کرده اند، دولت انحصار  قدرت و اطلا عات را از دست داده است و شیوه های بسیار جدید حکمرانی به صورت اعمال  کردن قدرت  و محدود  کردن آن به  وجود  آمده است. 

یکی از عرصه های سیاست،  وجوه سیاست خارجی است که اغلب  کشورها  با استفاده از شیوه ها   و متون دیپلماسی سعی می کنند در فضای آنارشیک و غیرقابل پیش بینی اهداف ملی و فراملی خود را دنبال کنند. دیپلماسی نوعی فن وهنر مذاکره و تدبیر امور عمومی در عرصه بین المللی است که هر کشور در ارتباط با بازیگران بین المللی از قبیل دولت ها، سازمان ها، نهادها و جامعه مدنی بین المللی در پیش می گیرد تا در پرتو اهداف سیاست خارجی بتواند با استفاده از ابزار دیپلماسی فاصله میان آرمان ها وواقعیت را کم کند. بنابراین دیپلماسی بیش از آنکه نوعی فلسفه، اندیشه یا مباحث تئوریک باشد وجهی بسیار عملی، مصلحت گرانه و ابزاری دارد. با توجه به اینکه فضای بین المللی و اغلب مفاهیم قدیمی جهان سیاست از شکل مکانیکی، بروکراتیکی و قدرت سخت خارج شده اند، دیپلماسی نیز از ابعاد بروکراتیک، مکانیکی و قدرت دولت ملی که در انحصار وزارت امور خارجه بود خارج شده و در حال تجربه کردن شیوه های جدیدی است. امروزه  سرمایه، تکنولوژی و نیروی انسانی ماهر در سطح بین الملل به صورت سیال وشناور وجود دارد  و این قدرت دیپلماسی کشور در عصر اطلاعات است که بتوانندمثل شهرهای سنگاپور، توکیو، هنگ کنگ، دهلی و... این منابع را جذب کند. صحنه روابط خارجی و به خصوص به کارگیری دیپلماسی در عرصه اطلا عات از چنان اهمیتی برخوردار است که اگر کشوری نتواند رابطه درست با آن برقرار کندنزدیک به 80درصد پتانسیل ایجاد فرصت و کم کردن هزینه ها را از خود گرفته است. به یقین می توان گفت که رفاه، توسعه، رشد سرمایه اجتماعی، اخلا ق جمعی و اعتماد عمومی در هیچ کشوری مسیر متعالی خود را طی نخواهد کرد مگر اینکه الزامات دیپلماسی در عصر اطلا عات را درک کند و بتواند برای وارد شدن به آن سیاست گذاری های سریع انجام دهد; کاری که چین، برزیل  و کشورهای جنوب شرق آسیا انجام دادند و امروز میزان در آمد تولید خالص تنها شهر سنگاپور به اندازه تمام کشورهای خاورمیانه است.

دیپلماسی قدیم یعنی قبل از 1990 شکلی بروکراتیک، رسمی و تا حدی اشرافی داشت که وزارت امور خارجه مسوولیت آن را بر عهده گرفته بود. محوریت دیپلماسی قدیم، دفاع از منافع ملی به صورت اتحاد با ابرقدرت ها و اغلب تکیه کردن  بر تئوری هایی بود که خودکفایی را تشویق ونوعی انزوا گرایی را ایجاد می کرد. اکنون در عصر اطلا عات دستگاه دیپلماسی باید رویه های جدیدی را در پیش بگیردتا بتواند متناسب با فرایندهای قدرت درعصر اطلا عات پیش برود، کاری که کشورهای آفریقایی انجام ندادند و اکنون از صحنه جهانی شدن محو شده اند و عنوان جهان چهارم را به دست آورده اند. برخی از الزامات دیپلماسی در عصر اطلا عات عبارتند از :

1- نخستین اقدام، استفاده از نیروهای متخصص و درس خوانده در زمینه روابط بین الملل، حقوق بین الملل، اقتصاد بین الملل، سازمان های بین الملل،  دیپلماسی وعلوم سیاسی است که در مقاطع ارشد و دکتری سال ها آموزش دیده اندو به محیط و متن کاری خود آشنا باشند. دیپلماسی سنتی بسیار اشرافی بود و اغلب خانواده ها و طبقات بالا ی جامعه که پدرانشان سفیر، وکیل یا وزیر و نظامی بود به صحنه دیپلماسی وارد می شدند. اصلی  ترین الزام دستگاه دیپلماسی کشور استفاده از نیروهای متخصصی است که دارای رساله، کتاب و فعالیت های تخصصی در رشته های مرتبط، سیاست خارجی و دیپلماسی هستند.

اغلب کشورهایی که نمی توانند متناسب با عصر اطلا عات دیپلماسی عمومی و نرم خود را پیاده کنند به این علت است که نیروی متخصص ، خلا ق و علا قمند به این عرصه ندارندو کسانی در دستگاه سیاست خارجی مشغول فعالیتند که  به واسطه طبقه و لا بی های سیاسی وارد  دستگاه شده اند.

2-دومین الزام مربوط به پیوند دستگاه سیاست خارجی با دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی است. در عصر اطلا عات، دانش، علم و رشد گزاره های جدید که طراحی های جدید را رقم می زند قدرت تولید می کند. وزارت امور خارجه باید 30 درصد بودجه   خود را به معاونت پژوهشی بدهد و با نزدیک شدن به دانشگاه ها و تاسیس کردن نهادهاو مراکز تحقیقاتی از بازیگران متفاوت طرح های متفاوت بگیرد و برای مدتی آنها را بازی دهد تا در صورت نتیجه گرفتن تیم های بازی را تغییر دهد. جای هیچ گونه تعهد کاری بلند مدت و بروکراتیک رانتی نیست. نهادی و تجاری شدن فرایند تولید دانش اقتصاد، حقوق و سیاست بین الملل می تواند صحنه تئوریک و عملی روابط بین الملل را بسیار کارا و فایده مند سازد.

3- سومین الزام مربوط به کاهش حجم وزارت امور خارجه در داخل و کم کردن پرسنل اداری وتمام وقت بروکراتیک و توجه به نیروهای متخصص و مشاوره ای با قراردادهای مشخص می شود که دارای طرح و برنامه هستند و با ارائه الگوی خود در قالب سیاست گذاری می توانند در زمان و مکان مشخص،  هدف مشخصی را دنبال کنند. در این راستا سیاست خارجی باید بسیاری از وظایف خود را به سازمان ها، نهادها، شرکت ها و گروه های غیردولتی بدهد وخود از بالا  به مدیریت و هدایت سیاست ها مشغول باشد. تمرکززدایی شرط بقای دیپلماسی کارآمد و حفظ منابع ملی است.بسیاری از امور وزارت خارجه باید به اتاق های بازرگانی، وزارتخانه هایی مثل نفت، اقتصاد، صنعت معدن، کشاورزی ، علوم و ... داده شود و وزارت امور خارجه تنها به گرفتن طرح و مسوولیت خواستن اکتفا کند. در این میان توجه به نقش شهرهای بزرگ اساسی است. بازی سیاست خارجی به لحاظ کارآیی اقتصادی و فرهنگی باید از روی شهر به بن بست رسیده ای مثل تهران برداشته شود و با بازی دادن جغرافیایی به شهرهایی دیگر به خصوص در ارتباط با نهادها، سازمانها و دانشگاه های این شهرها اتفاقات بسیار کارآیی در سیاست خارجی به وقوع خواهد پیوست.

4 - الزام چهارم مربوط به جدی گرفتن نقش رسانه ها، گروه های مجازی و سایبری، اینترنت، ماهواره و موبایل است. توجه به زیرساخت های ارتباطی و تجهیز کردن شهروندان به تکنولوژی های اطلا عاتی در پیشبرد سیاست های قدرت نرم در محیط بین الملل بسیار اثربخش است. اولین الزام ایجاد یک  دیتابیس و عملی کردن بانکداری، بیمه، پلیس و خدمات الکترونیکی از طریق دولت الکترونیک است. وزارت امورخارجه باید به سمت قدرت نرم و رسانه ای و الکترونیکی کردن تمام خدمات و فرآیندهای خود حرکت کند. هر کشوری که نتواند در محیط سایبری فعالیت کند و به نوعی وابسته، غیر امن و عقب افتاده باشد به لحاظ امنیت ملی نیز با مشکل مواجه می شود. عصر اطلا عات منطق کوانتومی  دارد که اگر به آن وارد نشویم به راحتی از جریان جهانی کنار خواهیم رفت. توجه به سایت وزارت امور خارجه به خصوص امکانات سفارتخانه ها و ارتباط شهروندان با آن و بحث رسانه ها و شبکه های اجتماعی به صورت سیاست گذاری سایبری برای دیپلماسی دیجیتال باید از اولویت های وزارت امور خارجه باشد. از فصلنامه ها و روزنامه ها و سایت ها و وبلا گ های تخصصی تا راه انداختن ایمیل های داخلی و همین طور سایت بسیار به روز و خدمات رسانی که بتواند نیازها را در عرصه مجازی پاسخگو باشد. سایت وزارت امور خارجه آمریکا 10 میلیون صفحه دارد در حالی که سایت وزارت امور خارجه ایران به  شکل یک تابلو اعلا نات است و بسیاری از میل های سفرا و نمایندگان خارجی با دامنه ات ساین دات آی آر(ir.;)  بسته هستند و برگشت می خورند.

5- وزارت امور خارجه باید با سازمانها و گروه های مردم نهاد غیردولتی ارتباط مستقیم داشته باشد. رصد کردن جامعه، شناخت جامعه به لحاظ طبقات، گروه ها، احزاب، سیاستمداران  و به خصوص سازمانهای دفاع از حقوق بشر، زنان، محیط زیست، دفاع از حقوق مصرف کنندگان و... و شناخت آنها درکشورهای خارجی و فضای بین المللی می تواند راهبرد بسیار مناسبی در جهت تامین اهداف دستگاه سیاست خارجی باشد. امروز بخش بسیار بزرگی از بازیگری در محیط بین الملل و ایجاد کردن قدرت نرم مربوط به سازمانهای مردم نهاد است. به خصوص حرکتی که به قول مجید تهرانیان استاد برجسته ارتباطات در مورد حکومتهای محلی و شوراها ایجاد شده است و جهان در حال حرکت به سمت سیاست های غیرمتمرکز و شهروند محور است. اگر کشوری این نهادها را ندارد باید آنها را ایجاد کند.

بنابراین به نظر می رسد که نیاز به یک خانه تکانی اساسی است. اوضاع چندان خطرناک و امنیتی نیست و سیاستمداران و فعالا ن دستگاه وزارت امورخارجه ایران نیز به این مطلب واقفند که الزامات زیادی برای بقا و پیگیری منافع در عرصه بین المللی وجود دارد. هرچند کشور ما هنوز فاصله ای غیر قابل پرشدن ندارد اما باید به یاد داشت که زمان در عصر اطلا عات برمنطق نیوتنی و مکانیکی نمی گذرد بلکه سرعتی کوانتومی  دارد. اروپا و آمریکا با بحران های اقتصادی و سیاسی زیادی مواجه شده اند و شهروندان جامعه جهانی و سرمایه داران غیردولتی نیاز به محیط هایی دارند که جوان، پربازده و بکر  باشد. ایران به علت داشتن سیاست انزواگرایانه و خودکفایی تا حدی محیطی جوان، بکر و پربازده است که در صورت ایجاد زیرساخت های حقوقی، اطلا عاتی و امنیتی می توان آنها را جذب کرد. ایران می تواند در اوضاع بهم ریخته جهانی به خصوص ماهیت مستقیم و هرج و مرج منطقه خاورمیانه و اوضاع نابسامان غرب با یک سیاست گذاری دقیق و حساب شده و توجه به الزامات عصر اطلا عات سرمایه، نیروی انسانی و به خصوص تکنولوژی را جذب کند و تبدیل به یکی از قطب های تولید ثروت، قدرت، اطلا عات و از همه مهمتر ارزش در سطح جهانی شود. آنچه اکنون در ایران شاهد آن هستیم اوضاع چندان مناسبی نیست و ما هنوز در شکل های مکانیکی و سخت قدرت به خصوص در عرصه سیاست خارجی از دیپلماسی استفاده می کنیم. ایران باید به شدت در عرصه خارجی از مباحث فلسفی، کیفی و درگیری های تئوریک دوری کند و به جای آن به سمت علم، تخصص، سیاست گذاری و گذاشتن هر چیز در جای خود باشد. پیوند دانشگاه و نهادهای پژوهشی و استفاده قراردادی و مقطعی از آنها به صورت مسوولیت خواستن و هدایت پروژه های علمی به سمت اهداف ملی ایران می تواند در این زمینه راهگشا باشد.

دوری از استخدام و به کارگیری نیروهای اشرافی و قوم و خویش گرایی یکی از مباحث بسیار اصلی است که باید جایگزین آن نیروهای پر استعداد و خلا ق درس خوانده در سطوح عالی اقتصاد، سیاست، حقوق بین المللی و گرایشات سازمان ها، دیپلماسی و روابط بین الملل گردند. توجه به زیرساخت های اطلا عاتی و حرکت کردن جهت ورود به عصر اطلا عات به وسیله دولت الکترونیک و دیپلماسی مجازی الزامی غیر قابل چشم پوشی است. بنابراین نیاز به دیپلماسی عمومی و ایجاد یک قدرت نرم از طریق تمرکز زدایی، استفاده از نیروی متخصص، خصوصی سازی و به کارگیری قدرت جامعه مدنی امکان پذیر است و در این فرایند، دیپلماسی شفاف، کاربردی، اثر گذار و رقابتی می شود.

نسخه چاپی               ارسال به دوستان