http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=171074

علم سیاست برای هدایت و به نظم درآوردن امر عمومی فرمول‌های بسیار دقیقی را پیشنهاد می‌کند. این فرمول‌ها برآیند اندیشه و تجربه قرن‌ها رفت‌و‌آمد سیاست‌های مختلف است. همین که شعاری داده شود که روایت ساز باشد و بتواند گزاره‌های مشروعیتی را از سوی مردم جلب کند کافی نیست بلکه برای موفقیت باید به استانداردهای علوم اداره مدنیت دست آویزد. اکنون دولت جدید اعتدالگرایی در ایران با رویه‌ای دیوان سالارانه به قدرت رسیده است که در گزینش سیاست‌مداران، ترتیبات سیاست‌گذاری و ارزیابی از شیوه‌های زیر استفاده می‌کند.

دیوان سالاری همان بروکراسی است. ایرانیان سابقه باستانی در ساماندهی امور عمومی دارند و بر این باور هستند که برای تولید، توزیع و افزایش قدرت تعاون و اجتماع نهادی یکی از تکنیک‌های کارآمد به شمار می‌آید. ایران همیشه مورد هجوم اقوام بیابانگرد بوده است که بعد از چندی ساختار بروکراسی ایران را پذیرفته‌اند و توانسته‌اند با عبور از غریزه و عصبیت به تمدنی باشکوه دست پیدا کنند. دیوان‌سالارها می‌دانند که نقش‌ها ارثی نیستند و سیستمی را طراحی می‌کنند که با حکومت‌مندی نهادهای دانش و قدرت به راحتی تشکیل نقش‌ها و اجرای قانون فرایندی غیرشخصی پیدا می‌کند.

1- حرفه‌ای‌گری

اصلی‌ترین معیار دیوان سالاران جدید در ایران تخصص و تجربه می‌باشد و با توجه به سوءمدیریت داخلی مبتنی بر مردم‌گرایی شدید که مصلحت و منافع ملی را نادیده می‌گرفت. گروه جدید بر این اعتقاد است که میدان سیاست مکانی برای آموزش، تجربه و آزمایش نیست. بحران‌ها و تحریم‌ها باعث شده است که ضریب خطا و همینطور انعکاس آن در جامعه افزایش پیدا کند. بر‌همین اساس بروکرات‌های جدید بر افرادی تمرکز می‌کنند که باتجربه، با سابقه و دارای تخصص و عملکرد شناخته شده و آزمون پس داده باشند. به عنوان مثال وزارت خارجه، نفت و تجارت اکنون حرفه‌ای‌ترین افراد را در راس خود تجربه می‌کند. حرفه‌ای‌گری از پیوند دانش و تجربه بالا به دست می‌آید.

2- نهادگرایی

سیاست گذاری دیوان سالاری جدید در ایران بر اساس مدل نهادگرایی است. نهاد به معنای شکل‌گیری رویه‌ای قانونی، مشخص با قانون است که دارای ساختار و سلسله مراتب می‌گردد و عبور از آن امکانپذیر نیست. مدل حکمرانی مردم گرایان معمولا ضد بروکراسی و نهادگرایی است اما دیوان سالاران جدید در ایران سعی دارند با زنده کردن و دادن استقلال به نهادها وجهی از اطمینان را در شخصیت و رفتار ایرانیان رقم بزنند. در واقع مدل بروکراتیک از بی‌ثباتی، عدم قطعیت و احساسات و عواطف انسان‌ها که معمولا خالی از قصدیت‌های گوناگون نیست هراسان است و به همین دلیل سعی می‌کند با آوردن شاخص، مولفه‌های ثابت و ایجاد سلسله مراتب‌های نظارتی راه را بر عوامل انسانی دخیل بر اجرای سیاست‌ها ببندد و همه موارد را به قانون ارجاع دهد. احیای سازمان برنامه و بودجه و همینطور دادن استقلال به بانک مرکزی و 
قدرتمند تر کردن نهادهای عمومی در آینده‌ای نزدیک اتفاق می‌افتد.

3- کارکردگرایی

سیاست مداران بر اساس حرفه‌ای‌گری انتخاب شدند و نهادهای عمومی برای اجرای سیاست‌ها تقویت شد اما ارزیابی سیاست‌ها بر چه اساسی است؟ دیوان‌سالاری جدید برای ارزیابی و برآورد بازخورد سیاست‌ها در محیط عمومی به سراغ کارکردگرایی می‌رود. اصولا سیاستی در جامعه موفق است که بتواند الگوهای کارکردگرایی قدیم و جدید را پاسخگو باشد به این معنا که با آمارها و شاخص‌های ریاضی نشان دهد که چقدر در جهت حفظ و بقای سیستم موثر بوده است. بسیار‌ی از سیاست‌ها به خاطر ذات شعاری بودن و ضدیت با متن عملیاتی شده به صورت کژکارکردی نمایان می‌گرددبه همین دلیل بدون ارزیابی کارکردگرایانه که مبتنی بر ارائه آمارهای استاندارد برآمده از نهادهای مستقل است نمی‌توان دیوان سالاری را تحقق بخشید. دقیقا در همین جا است که علاوه بر نهادهای حکومتی نیاز به نهادهای نظارت و ارزیابی مستقل که ریشه در حوزه عمومی دارند ایجاد می‌گردد. مجلس، رسانه‌ها، احزاب و اصناف نقش بی‌بدیلی در هدایت کارکردگرایی به سمت بقای سیستم دارند و این مورد کمبودی است که دیوان‌سالاری و بروکرات‌های اولیه در زمان کارگزاران به اهمیت آن توجه نکردند.