http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=171604

مفاهیم بدیهی بسیاری چون نیکی کردن، دفاع از وطن، حفظ منافع ملی را اغلب کنش‌گران سیاسی به صورت آموزش یا تجربه می‌دانند و به دنبال عملیاتی کردن آنها می‌باشند. اصولا شعارها و آرمان‌ها در مفاهیم و کلیات مشکلی با یکدیگر ندارند و درگیری سیاست‌ها زمانی شروع می‌شود که مفاهیم قصد عملیاتی شدن داشته باشند. در اینجا تکنولوژی‌های مختلف وارد می‌شوند. در عرصه سیاست خارجی نیز اغلب کنش‌گران سیاسی برای حفظ منافع ملی از قبیل تمامیت ارضی، حفظ رژیم سیاسی، دفاع از حقوق شهروندان، بالا بردن پرستیژ ملی در تلاش هستند اما گاهی تکنیک‌هایی که پیاده می‌کنند سیستم را با کژکارکردی مواجه می‌نماید. یکی از این عوامل بازی کردن در زمین دیگران است. حال در نظر آورید که دیگری در روابط بین‌الملل اغلب همنوا با منافع ملی کشور ایران نیست چرا که محیط بین‌الملل ساختاری به شدت آنارشیک و غیرقابل اعتماد دارد. برای این مورد مثال‌هایی از جنگ جهانی اول در ایران می‌آورم.

بعد از استبداد کوچک محمد علی‌شاه ایران دچار تفرقه و بحران سیاسی داخلی گردید به نحوی که احمد شاه جوان به سلطنت رسید و هشت روز بعد جنگ جهانی اول شروع شد. نبود سیستم مالیات و کسری بودجه به همراه ضعف توان نظامی باعث شد که ایران از سه طرف به اشغال روسیه، انگلیس و عثمانی درآید. در این میان آلمان‌ها به دنبال متحدانی در جهان اسلام بودند و سفیر آلمان به مراسم تعزیه می‌رفت و گریه می‌کرد. آلمان‌ها به همه نمادهای ملی و مذهبی دست می‌زدند تا نفوذ انگلیس و روسیه در ایران را کاهش دهد. ایران توان نظامی‌نداشت، بودجه از اعتبار بسیار اندکی برخوردار بود و با همه قوا و امکانات نیز در برابر روسیه و انگلیس شکست می‌خورد.

سیاست مدار کهنه کار، مستوفی‌الممالک این مطلب را می‌دانست و با آنکه ایران اشغال شده بود به احمد شاه قبولاند که فرمان بی طرفی ایران به همه سفارتخانه‌ها و کشورهای منطقه و جهان صادر شود. ایران اعلام بی‌طرفی کرد و بسیاری به خاطر قدرت نداشتن حکومت مرکزی در نواحی مختلف با شعارهای ملی‌گرایی، فدرالیسم، مشروطه خواهی، اسلام‌گرایانه، و بعد از انقلاب شوروی با عقاید سوسیالیستی به جنگ با کشورها و گروه‌های مختلف پرداختند. وزارت امور خارجه با صادر کردن دستور بی‌طرفی و پای بند بودن به آن با سفیران و کادر اداری و سیاسی بسیار اندک توانست، بعد از جنگ در کنفرانس صلح پاریس و مجمع عمومی جامعه ملل از تمامیت ارضی ایران دفاع کند.

اگر یکی از جریان‌های مختلف مبارز که با اهداف خیرخواهانه و بسیار مقدس با دشمنان ایران می‌جنگیدند و حکومت مرکزی را از آن خود می‌کردند به طور صد‌در‌صد ایران بعد از جنگ جهانی دوم به چندین کشور کوچک تجزیه شده بود. با آنکه حکومت مرکزی ضعیف بود و توان اقتصادی و نظامی ایران هیچ رمقی نداشت اما سیاست مداری و تکنیک دیپلماتیک وزارت امور خارجه توانست به بهترین شکل منافع ملی ایران را حفظ نماید.

بر این اساس اهداف نیک و شعارهای خیرخواهانه نباید در زمین دشمنان ایران اجرا گردد و به خصوص صداها و گزاره‌های صادر شده در محیط بین‌الملل باید از سوی حاکمیت ملی و دستگاه دیپلماسی کشور تبلور پیدا کند. دستگاه دیپلماسی ایران در طول تاریخ معاصر با سابقه بسیار زیاد و کادر متخصص بسیاری از بحران‌های بین‌المللی را حل و فصل کرده است. مصلحت اندیشی، فنون دیپلماتیک، واقع‌گرایی و صبر و اعتدال لازمه سیاست‌گذاری در محیط بین‌الملل است که غیر از این باشد کنشگران خواسته یا ناخواسته تکنیک‌های مختلف را برای عملیاتی کردن شعارهایشان در زمین بازی حریف اجرا می‌کنند که هزینه‌های زیادی را برای کشور به همراه خواهد داشت.