http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=171708

فشارهای زیادی به ایران وارد می‌شود و ایران چون دانه گندمی میان دو آسیاب چین و روسیه و غرب گرفتار آمده است. دو آسیاب سلاح و بمب هسته‌ای دارند، به کشورهای مختلف حمله می‌کنند و هیچ اصل مذهبی، عقلی و حقوق بشری را باور ندارند اما به بهانه‌های گوناگون ایران را بازنمایی امنیتی می‌نمایند. آشکارا به بحرین و سوریه لشکرکشی می‌کنند، بدون توجه به استانداردهای بین‌المللی به عراق و افغانستان حمله می‌کنند، به راحتی بمب‌ها و تکنولوژی‌های اتمی و شیمیایی را جابه جا کرده و مورد استفاده قرار می‌دهند و بعد ایران را محکوم به نقض حقوق بشر، دخالت در کشورهای همسایه، تهدید امنیت بین‌الملل و تلاش برای دست‌یابی به سلاح می‌نمایند. ایران کشوری با سابقه امپراطوری و استقلال عمل بسیار بالا در سطح منطقه و بین‌الملل اندیشه‌ها و کنش‌های دو چرخ بزرگ آسیاب را قبول ندارد. واقعیت بسیار خشن، ظالمانه و متعصب روابط بین‌الملل از سوی ایران در روایت ملی و شیعی مورد انتقاد قرار گرفته است.

با توجه به توان اقتصادی و نظامی ایران و تعارض‌های جدی گزاره‌های ایران با سطوح هژمونیک بین‌الملل برخوردهای کوچک و بزرگ از نوع انواع جنگ رسانه‌ای، سایبری، موشکی، تحریم و تهدید‌های مختلف قابل پیش‌بینی است. در رابطه با این وضعیت که حق با ما است اما توان اجرایی‌اش را نداریم و شاخص‌های نظامی و اقتصادی مان توانایی مقابله با منطق قدرت و واقعیت متصلب را ندارد چه باید کرد؟

1- قدرتمند شدن‌: اولین قانون قدرتمند شدن است. بسیاری از نظریه‌پردازان بر این اعتقادنداز آنجایی که ایران متحد استراتژیک ندارد چاره‌ای نیست که چون کره‌شمالی، فرانسه یا انگلیس توان نظامی خود را در سلاح‌های استراتژیک افزایش دهد تا ریز کشورهایی چون قطر و امارات توان رقابتی نداشته باشند و ابرقدرت‌هایی چون انگلیس و آمریکا دست به تهدید جنگی نزنند و حتی بازیگران به ظاهر همدلی چون روسیه و چین به عنوان کارت بازی از ما استفاده نکنند. نیاز ایران به بمب اتم و همه الزامات موشکی و اقتصادی راه کارآمدی نیست که بتوان از آن بهره برد.

2- مصلحت‌اندیشی‌: دومین موضوع، مصلحت اندیشی بسیار پیشرفته ای است که ایران اگر آن را به دنیا به صورت عملی نشان دهد می‌تواند از ضمانت‌های امنیتی برخوردار گردد و تحریم‌ها و تهدیدها را به حداقل رساند همه فشارها محیط منطقه‌ای و بین‌المللی به خاطر آن است که ایران تسلیم شود و بزرگترین نشانه آن دست برداشتن از جنبش‌ها و حرکت‌های مردمی در منطقه و شناسایی رژیم اشغالگر قدس است. اگر ایران اسرائیل را شناسایی دوژره یا دوفاکتو کند و شعار مرگ بر آمریکا را کناری قرار دهد همانند رژیم پهلوی نه تنها مورد هجوم قرار نمی‌گیرد که نماینده غرب در منطقه جهت تامین امنیت می‌شود که این راه نیز با اصول اولیه و آرمان‌های انقلاب همخوانی ندارد.

3- شرق‌گرایی: شرق همه کشورهایی هستند که هژمون انسان محوری و عقلانیت اروپایی را باور ندارند. ایران می‌تواند به سمت همه کشورهای شرقی حرکت کند و دوستان و متحدانی را که به روایت‌های مختلف از غرب ضربه خوردند را جمع کند. به عنوان مثال همه کشورهای اسلامی می‌توانند در برابر فرهنگ و کنش‌های غربی استقلال رای و عمل داشته باشند. یا روسیه و چین کشورهای شرقی هستند که هژمونی غرب هویتشان را به هم می‌ریزد. حتی گاهی سوسیالیست‌ها و انقلابیون جهان نیز در این خط قرار می‌گیرند. ایران نیز با دیپلماسی و تعامل می‌تواند در این راستا حرکت کند.

4- موازنه قوا‌: اما دنیای سیاست هیچگاه مطلق نیست به خصوص در عصر اطلاعات از دیپلماسی نیچه‌ای و گاهی ماکیاولی که بسیار خارق العاده، خلاقانه و نوسانی است به عنوان الگویی جهت فائق آمدن بر بحران‌ها یاد می‌کنند. الگوی سیاست خارجی ایران نمی‌تواند هیچ یک از این الگوها باشد. ایران چونان گندمی میان دو آسیاب باید قدرت‌ها را با قدرت‌ها مهار و کنترل کند. موازنه قوا و بازی پیچیده و دقیق در محیط بین‌الملل می‌تواند از آرد شدن گندم ایران جلوگیری کند. در این میان هند، آلمان، ژاپن، برزیل، ارمنستان و عمان جایگاه ویژه ای دارند. کمیت و کیفیت بازی در محیط 
آشوب زده روابط بین‌الملل به راحتی بقای رفاه سیستمی ایران را تضمین می‌کند و با پدیداری بررسی کردن موضوعات، همیشه راه‌های میانه‌ای بسیاری گشوده می‌شود که در سه مورد اول غایب هستند.