http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=173085

 ایران بعد از حوادث تاریخی بسیار سخت و طاقت‌فرسا، اکنون به امنیت، شکوفایی و استقلال نسبی رسیده است. بعد از قدرت امپراطوری صفویه، تا مشروطه ایران به سقوطی شدید دچار شد که به ناگاه از مشروطه تا دوره جدید در هر مقطع با سپری کردن بحران‌های طاقت‌فرسا به قدرت بیشتری دست پیدا کرده است. حمله روس و انگلیس به ایران و دو بار اشغال نظامی کشور، قتل عام ایرانیان در دو جنگ جهانی، بمباران مجلس و حرم امام رضا (ع) به دست روس‌ها، کودتای انگلیس و آمریکا، هشت سال جنگ تحمیلی و ... به ایرانیان هوش زیادی در برخورد با مناسبات سیاسی منطقه‌ای و جهانی داده است.

صد سال پیش ایرانیان توسط روس و انگلیس تحقیر شدند و به سمت آلمان و آمریکا حرکت کردند اما بعد از انقلاب، دوره جدیدی شروع شده است، که بدون ایران مشکلات منطقه‌ای و بین‌المللی حل نمی‌شود و نمی‌توان با نگاهی از بالا به پایین، ایران را در معاملات بین‌المللی وارد نساخت. بنابراین به خوبی مشخص است که ما هیچ دوست و دشمن دائمی‌نداریم (به جز رژیم اشغالگر قدس). در چنین شرایط با توجه به امواج بیداری در جهان اسلام، به آشوب کشیده شدن منطقه و تمایل کشورهای آمریکایی و اروپایی در جهت بازنمایی منفی و تروریستی از اسلام، ایران نیاز به استراتژی‌های زیرکانه ای دارد که در بازی خطرناک کشورهای مختلف قرار نگیرد. کاملا مشخص است که کشورمان به تنهایی نمی‌تواند منافع ملی‌اش را در محیط پرآشوب دنبال کند مگر اینکه به اتحادیه‌ها، سازمان‌ها و قراردادهای چندجانبه‌ای بپیوندد که محور اصلی آنها موازنه قوا باشد.

 ایران در صورتی پیروز تحولات است که بتواند دشمن را در برابر دشمن و دوست را در برابر دوست به نحوی قرار دهد که ساختاری ایجاد گردد تا کمترین ضربه به ایران وارد شود. بعد از انقلاب متغیر بازیگری ایران با توجه به استقلال بسیار بالا شکل گرفته است و ایران گزینه‌های بسیار زیادی جهت دست یابی به منافع ملی دارد.

1-‌ در برابر اسلام گرایان تندرو

عربستان و قطر و بسیاری از کشورهای عربی در برابر ایدئولوژی شیعی ایرانی تلاش کرده‌اند عنصر متن محور رادیکال بنیادگرایی را قرار دهند. با توجه به ساختارهای پاتریمونیال و به شدت بسته در این کشورها تداوم سازه‌های قبیله‌ای در پیوند با پدیدارهای عصبیت نتیجه‌ای جز خشونت و ترور به ارمغان نخواهد آورد.

اکنون ایران در مرزهای شرقی و جنوبی با بحران اسلامگرایان تندرو رو به رو است. کنترل و مهار کردن نیروهای حاشیه‌ای و به بازی گرفته شده توسط مافیاهای نفتی در ساختار استبدادی نیاز به کمک گرفتن از سازمان کشورهای اسلامی و کشورهایی چون ترکیه، عراق و عمان است. ایران علاوه بر عمان و عراق باید روابط خود با ترکیه را تقویت سازد چرا که ترکیه مهار‌کننده جریان‌های بنیادگرا است.

2-‌ در برابر رژیم صهیونیستی و آمریکا

ایران با رژیم اشغالگر اسرائیل رابطه برقرار نمی‌کند و اتفاقا یکی از عواملی که ساختار بین‌الملل همیشه در برابر ایران موضع منفی می‌گیرد این موضوع است. ایران با توجه به اینگونه رفتار انتقادی، عملا رابطه با آمریکا و اروپا را نیز متاثر ساخته است.

با توجه به اینکه صهیونیست‌ها به لحاظ دیپلماتیک، سیاسی، نظامی و اقتصادی در دنیای غرب هژمون بسیار بالایی دارند برای برقراری موازنه ایران گام‌های بسیار بلند، دقیق و مناسبی را باید بردارد.

با توجه به این شکاف هویتی ایران به سمت روسیه، چین و هند حرکت می‌کند. موازنه قوایی که هر چند نمی‌تواند کاملا تعادل را حفظ کند اما کمی از تشعشعات منفی را خنثی خواهد کرد. البته هند به لحاظ انرژی و اقتصادی به آمریکا وابسته است به نحوی که در عین نیاز به گاز ایران به خاطر آمریکا خط لوله صلح را به تعویق انداخته است.

چین نیز در نهایت با مشوق‌های اقتصادی ایران را رها می‌کند. اما روسیه به خاطر هویت شرقی و سیاست‌های ناتو، ایران را به راحتی از دست نمی‌دهد. بر این اساس ایران باید این موازنه قوای بسیار شکننده و حساس را با دقت عملیاتی کرده و در صورت لزوم با تنش‌زدایی کفه موازنه را متعادل‌تر سازد.

3- در برابر انگلیس و فرانسه

کشورهای اروپایی هنوز بر اساس دوران استعمار با ایران برخورد می‌کنند و به خصوص فرانسه و انگلیس در واکنش به تحولات منطقه هیچ توجهی به منافع ایران ندارند. انگلیس همیشه به لحاظ رسانه‌ای و اقتصادی در برابر خواسته‌های ایران ایستاده است و فرانسه نیز با توجه به ماموریت فراتر از توان خود که در مورد حقوق بشر و دموکراسی تعریف کرده است، بر اثر بازنمایی منفی از ایران، کشورمان را به عنوان غیریت (Other) خود به شمار می‌آورد.

به جز اسرائیل ایران با همه کشورها مراوده دارد و توانایی ارتقای مناسبات دیپلماتیک را با آنها دنبال می‌کند. برای اینکه در اروپا ایران بتواند موازنه قوا را حفظ کند باید به سمت ژاپن و آلمان حرکت کند. بعد از تحویل داده شدن موضوع هسته ای به وزارت امور خارجه که نشانی از غیرامنیتی شدن این موضوع برای ایران دارد الگوی روابط تکنولوژیکی و اقتصادی با آلمان و ژاپن می‌تواند، به صورت موازنه‌ای تعادل و موازنه روابط را برای ایران رقم بزند.