http://www.asrekimyagari.com/asrkimiagari/News.aspx?NID=2306

نداشتن برنامه‌ریزی، جدی نگرفتن فضای بین‌الملل، نداشتن تجربه و تخصص به همراه فشارهای منطقه‌ای و بین‌الملل و همینطور انباشته شدن مضاعف مشکلات تاریخی ایران باعث شده دولت جدید در ایران چالش‌های بسیار زیادی داشته باشد. رئیس‌جمهور جدید با شعار اعتدال در شرایطی به راس قوه مجریه قدم گذاشت که شهروندان ایرانی، اصلاح روندهای دیپلماتیک و بهبود اوضاع اقتصادی را خواهان هستند. بر همین اساس دو وزارتخانه امور خارجه و نفت در خط مقدم و ایستگاه اصلی حمله و دفاع برای حل مشکلات جامعه به شمار می‌آیند. این مساله آنقدر مهم است که دکتر روحانی برجسته‌ترین و علمی‌ترین دیپلمات ایرانی یعنی دکتر ظریف را به عنوان وزیر امور خارجه و با تجربه‌ترین وزیر جمهوری اسلامی را که به شیخ الوزرا شهرت دارد به عنوان وزیر نفت معرفی کرده است. دکتر ظریف و مهندس زنگنه برخلاف دوره‌های قبل برای پیشبرد منافع ملی کشور باید کاملا هماهنگ باشند و در یک راستا حرکت کنند. در واقع دیپلماسی نفتی و تدابیر معتدل و مصلحت اندیشانه‌ای که در این دو وزارتخانه با هماهنگی یکدیگر اتخاذ می‌شود در صورت موفقیت‌آمیز بودن می‌تواند برخی از مشکلات سیاسی و اقتصادی کشور را حل کند.

در این نوشتار نویسنده بر آن است برخی از مهمترین مسائل (problem) یا دشواره‌های راهبردی دیپلماسی نفتی در ایران را مورد شناسایی‌ قرار دهد. مشکل، دشواره‌ یا مساله همان عامل سرد نفوذ و دغدغه‌ای‌است که مخفی شده است و تنها با فکر کردن به آن می‌توان وضعیت را تغییر داد. این دشواره‌ها چنان‌اند که با تمرکز، تاکید، تحقیق و داشتن برنامه به راحتی می‌توان آنها را از حالت تعلیق خارج کرد. استیضاح و فراخواندن این دشواره‌ها می‌تواند خود حرکتی راهبردی در جهت اصلاح وضع موجود باشد.

1- ارتباط دو وزارتخانه: مسله اول مربوط به یکی شدن تحقیقات، برنامه‌ها و اجرائیات و هماهنگی کامل این دو وزارتخانه با یکدیگر است. دیپلماسی و تکنیک‌های ارتباط باید از داخل کشور آغاز شود و در مورد تحریم‌ها و بحث خروج از بن‌بست نفتی ایران که ابعاد بسیار وسیعی به خود گرفته است، اهداف مورد نظر جز در تعاملات این دو وزارتخانه تحقق نمی‌یابد. کارکرد وزارت خارجه دفاع از منافع ملی و حقوق شهروندان ایرانی در خارج از کشور و ارائه گزارش و اجرائیات بین‌المللی ایران در محیط خارجی است. کارکرد وزارت نفت نیز اقدامات مربوط به نفت، گاز، پالایش و پتروشیمی کشور جهت افزایش منافع اقتصادی است. حال در وجهه بین‌المللی این دو باید تعاملات بیشتری داشته باشند. در بخشی از آئین‌نامه ارتقا از دبیری به رایزنی و سپس سفیری، آشنایی با صنعت نفت و گاز و قراردادها و سازمان‌های نفت و گاز آمده است. این وجهه به صورت آموزش و بحث‌های کارشناسی باید افزایش پیدا کند. رایزنان و سفیران ایرانی باید با پتانسیل‌های نفت و گاز ایران آشنا باشند و قراردادهای نفتی و مباحث مربوط به جذب سرمایه و تکنولوژی را بیاموزند. از سوی دیگر نیز کارشناسان و مدیران نفتی، دیپلماسی و متون مذاکره و اوضاع و احوال بین‌المللی و منطقه را باید از وزارت امور خارجه آموزش ببینید.

2- دشواره موازنه قوا: در دیپلماسی نفتی ایران به خصوص در دولت نهم و دهم ایران بیش‌از اندازه به سمت شرق حرکت کرد. اعتماد بیش‌از اندازه و تاکید بر مدل‌های بومی نتیجه‌اش فرایندهای بسیار ناپخته‌ای بود که منجر به دادن هزینه بدون به دست آوردن امتیاز شد. ایران به هند، چین و روسیه امتیازات بسیاری داد و امید داشت که آنها قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل را وتو کنند (چین و روسیه) در حالی که دو کشور صاحب حق وتو، ایران را رها کردند. چین بازار ایران را در اختیار خود گرفت و کاملا در مسیر آمریکا حرکت کرد. روسیه ایران را حیات خلوت خود قرار داد و استفاده ابزاری و سیاسی از ایران کرد. هند و پاکستان نیز با وجود امتیازات زیادی که ایران به آنها داد هیچ گاه تعهدات خود را به جای نیاوردند، تا جایی که ایران حاضر شد گاز ارزان بدهد و سرمایه‌گذاری را هم خود انجام دهد اما آنها در آخرین لحظه از ایران، به عنوان برگ برنده در مذاکرات و معاملات استفاده کردند. دیپلماسی نفتی ایران بسیار یک طرفه، آرمانی و مبتنی بر برخی معیارهای جوانمردانه است در حالی که در دیپلماسی نفتی باید چند جانبه و واقع‌گرا بود به نحوی که موازنه قوا را رعایت کرد. ایران باید از ترکیه، عربستان، اتحادیه اروپا و آمریکا در دیپلماسی نفتی خود استفاده کند و بدون جهت به هیچ بازیگری اعتماد نکند. این استراتژی اجرایی در بدنه دو وزارتخانه، باید به صورت راهبردی و هماهنگ اجرا شود.

3- دشواره اوپک: یکی از موارد پیوند امور خارجه و نفت و ابزارهای دیپلماسی نفتی ایران مربوط به اوپک است. از یکسو در اوپک، ایران با عربستان و برخی از کشورهای عربی دچار اختلاف شده و حتی عراق در حال جایگزینی نفت خود به جای تحریم ایران است. در سال جدید میلادی، ایران می‌تواند با رایزنی، مذاکره و دادن امتیاز ریاست اوپک را از آن خود کند. از سوی دیگر ایران باید اوپک گازی را جدی بگیرد. درست است که پاکستان، هند و اتحادیه اروپا در برابر ایران قدرت دارند و می‌توانند از خرید گاز حتی با قیمت پایین صرفه‌نظر کنند اما با جدی گرفتن اوپک گازی و برقراری ارتباط نزدیک با روسیه و قطر می‌توان توان چانه‌زنی را بالا برد و گاز را به جایگاه اصلی خود ارتقا داد. یکی از ابزارهای ایران جهت حفظ منافع و دور زدن تحریم‌ها و مذاکرات، گاز است اما در صورتی که بتواند به لحاظ سازمانی آن را وارد معادلات بین‌المللی نماید.

4- آمایش داخلی و خارجی: دشواره بعد مربوط به نداشتن برنامه مناسب جهت آمایش داخلی در وزارت نفت و آمایش خارجی نفت و گاز توسط وزارت امور خارجه است. آمایش، همه امکانات و توانایی‌ها را بر روی نقشه با نمودار تعیین می‌کند که جهت برنامه‌ریزی تبدیل به گونه‌ای نقشه راه می‌شود. دشواره اصلی نبود این دو آمایش در دو وزارتخانه و ارتباط نداشتن آنها با یکدیگر است. رایزنان و سفیران ایرانی در وزارتخانه باید توانایی شناخت و تطبیق امکانات و پتانسیل‌های داخلی و خارجی نفت و گاز ایران را داشته باشند و در مذاکرات و جذب سرمایه، تکنولوژی و نیروی انسانی به این مورد توجه کنند. در کدام کشورها می‌توان چاه نفت، پالایشگاه یا اسکله‌های نفت و گاز طراحی و احداث کرد و در کجا باید به دنبال بازار و سرمایه‌گذار بود؟ تدارک این دو طرح آمایش که به گونه‌ای نقشه راه مذاکرات بین‌المللی محسوب می‌شود در معاونت‌های اقتصاد بین‌الملل دو وزارتخانه با هماهنگی یکدیگر باید صورت گیرد تا در مناسبات خود با اروپا، آسیای جنوب‌شرقی، اعراب و کشورهای آمریکای لاتین مشخص شود که از کدام توان باید استفاده کرد.

5- دشواره وابستگی به نفت: بهترین راه حل زمانی داده می‌شود که ایران از وابستگی به نفت نجات پیدا کند. اقتصاد ایران اکنون بر فروش نفت و گاز و خام‌فروشی محصولات صنعتی و معدنی و واردات بسیار زیاد تولیدات مصرفی استوار شده است. مردم بعضا تمایلی به دادن مالیات ندارند و شفافیت صنعتی و شغلی با توجه به ضعف بخش خصوصی و ورود ناقص بخش دولتی به بخش خصوصی با نام خصوصی‌سازی وجود ندارد. بنابراین دو وزارتخانه نباید هدفشان فروش نفت و رساندن جایگاه ایران به تولید انبوه نفت و گاز جهت صدور خالی آن باشد. هدف اصلی باید ایجاد پالایشگاه و هدایت سرمایه خارجی و تکنولوژی ایرانی جهت خودکفا شدن اقتصادی باشد. البته در این راستا باید از سرمایه و تکنولوژی خارجی استفاده کرد اما به مقوله آموزش و استفاده از نیروی ایرانی در قراردادهای بیع متقابل باید توجه شود. یکی از دشواره‌های راهبردی، هدایت سرمایه و نیروی انسانی ایرانی به سمت بخش نفت و گاز و در نهایت صدور خدمات مهندسی و کالاهای ایرانی در بخش نفت و گاز می‌باشد که افتخارآفرین است.

6- دشواره تحریم: تحریم موضوعی است که اگر وزارت نفت بخواهد روال عادی خود را باز یابد مانع از بازگشت به روال عادی می‌شود. تحریم نقطه پیوند دو وزارتخانه است که بدون پیوند این دو، مشکلات اقتصادی حل و فصل نمی‌شود. نفت و گاز می‌تواند به صورت تشویقی و تنبیهی جهت اتحاد و ائتلاف و گرفتن امتیاز در محیط بین‌الملل به کار رود و از سوی دیگر با توجه به تحریم فروش نفت و بخش‌های بیمه و بانکی وزارت نفت در شرایط مناسبی به سر نمی‌برد. به نحوی که فروش نفت ایران که در سال 84 به 
4 میلیون بشکه در روز رسیده بود اکنون زیر 2 میلیون بشکه رسیده است. وزارت امور خارجه اگر وارد این میدان نشود و مذاکرات و تعهدات را سمت‌و سو ندهد نمی‌توان از دشواره تحریم فراتر رفت. تحریم‌ها قبلا هم بوده است به نحوی که قانون داماتو مانع سرمایه‌گذاری بیش‌از 40 میلیون دلاری در صنایع نفت‌و‌گاز ایران شده بود اما دیپلماسی بسیار عاقلانه و اصلاح‌گرایانه در دوران ریاست جمهوری سید محمد خاتمی شرکت‌های زیادی را ترغیب کرد که در ایران سرمایه‌گذاری کنند. با رفت‌وآمد، امتیاز دادن و دیپلماسی چند جانبه می‌توان تحریم‌ها را کم اثر و حتی خنثی ساخت.

7- دیپلماسی عمومی برای نفت:

 صنعت نفت کشور همانند وزارت امور خارجه دشواره بی‌توجهی به افکار عمومی را دارد. بخش روابط عمومی صنعت نفت باید فعال باشد، مجلات و رسانه‌ها و در قالب آنها، گزارش‌ها و تحلیل‌ها به نحوی باید سازمان‌دهی شود که افکار عمومی داخلی و خارجی از امکانات و فعالیت‌های عمومی باخبر باشند. امروزه قدرت رسانه‌ها به خصوص شبکه‌های اجتماعی و شهروندان جهانی را نمی‌توان نادیده گرفت. ایرانیان از طریق ارتباط با دانشگاه‌های مطرح و همینطور ارتباط با مطبوعات و رسانه‌ها می‌توانند تصویری جذاب از صنعت نفت و گاز ایران منعکس کند. متاسفانه نام ایران در جهان با توجه به بازنمایی منفی با تروریسم، بمب اتم، نقض حقوق بشر و... پیوند خورده است در حالی که می‌توان نام ایران را با جذابیت‌های نفت و گاز همراه کرد و از این راه بخش خصوصی و شهروندان جهانی را به لحاظ تصور سازه‌ای و همینطور جهت‌دار کردن رفتارها به سمت منافع ملی ایران سوق داد. هر دو وزارتخانه کمبودهای بسیار جدی در مورد دیپلماسی عمومی دارند در حالی که یکی از نیازهای استراتژیک آنها این بخش است.

8- دشواره‌های کوچک اما بزرگ: برخی مسائل نیز وجود دارد که نیاز به پیگیری و ایجاد کمیته‌های تخصصی با گرایش‌های روابط بین‌الملل، اقتصاد سیاسی، سیاست‌گذاری عمومی، سازمان‌ها و حقوق بین‌الملل، دیپلماسی و... دارد. به عنوان مثال ایران اکنون در موضوعات انتقال گاز از طریق خط لوله صلح به هند و پاکستان، مساله سوآپ نفت، موضوع قراردادهای گازی با کشورهای همسایه و از همه مهمتر مساله میدان گازی پارس جنوبی و سایر میدان‌های مشترک مشکلات جدی دارد که بدون تشکیل کمیته‌های تخصصی و داشتن برنامه مجزا و پیگیرانه راه به جایی نخواهد برد. موضوعات قدیمی و تاریخی باید دسته‌بندی، تحقیق، ریشه‌یابی و دارای برنامه شوند تا بتوان آنها را به صورت تدریجی و با ارائه راهکارهای متفاوت و آزمون کردن آنها به حل و فصل‌شان پرداخت. هر دو وزارتخانه نیاز به تیم‌های مشترک و تخصصی در این موضوعات کوچک اما به لحاظ اثرگذاری بسیار مهم دارند

دکتر روحانی برجسته‌ترین و علمی‌ترین دیپلمات ایرانی یعنی دکتر ظریف را به عنوان وزیر امور خارجه و با تجربه‌ترین وزیر جمهوری اسلامی را که به شیخ الوزرا شهرت دارد به عنوان وزیر نفت معرفی کرده است

دیپلماسی نفتی و تدابیر معتدل و مصلحت اندیشانه‌ای که در این دو وزارتخانه با هماهنگی یکدیگر اتخاذ می‌شود در صورت موفقیت‌آمیز بودن می‌تواند برخی از مشکلات سیاسی و اقتصادی کشور را حل کند

.