http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=176919

این دوره از مذاکرات ژنو با مذاکرات دوره‌های قبلی تفاوت زیادی دارد. مذاکرات حول محور انرژی هسته‌ای که قرار بود با حضوراشتون و وزیر امور خارجه ایران برگزار شود، وزرای خارجه 5 قدرت بزرگ رانیز به ژنو کشاند تا وزن سیاسی مذاکره لحظه به لحظه بیشتر شود. جدای از نتیجه مذاکرات، اینکه ایران و حل مسئله انرژی هسته‌ای آن به حدی برای قدرت‌های بزرگ مهم شده است که وزرای خود را به ژنو فرستاده‌اند تا تصمیمی بدون حضور آنها گرفته نشود، حائز اهمیت است.

جایگاه ایران به عنوان یک کشور پیرامون در مسایل منطقه‌ای سال‌ها بود که نادیده گرفته شده بود و وزنه خود را در روابط منطقه‌ای و بین‌الملل از دست داده بود. اما این مذاکرات نشان داد که ایران در حال یک جهش جایگاهی از پیرامون به نیمه پیرامون یا حتی مرکز است که می‌تواند با ایفا کردن نقش کلیدی در روابط بین‌الملل، موازنه قوایی بین آمریکا، کشورهای اروپایی، چین و روسیه برقرار کرده و در این بین نیز منافع ملی کشور را تعقیب کند. اما این دور از مذاکرات نسبت به دوره‌های قبل تفاوت‌هایی چند دارد:

1-‌ سپردن مسئله انرژی هسته‌ای ایران به وزارت امور خارجه و غیر امنیتی شدن آن به نظر می‌رسد در رویکرد گروه 1+5 تاثیر داشته است. استفاده از نیروهای متخصص و با تجربه در گروه مذاکره کننده ایران به نوعی مسیر مذاکرات را به سمت و سویی مثبت کشانده است. نگاهی به گذشته ایران نشان می‌دهد که بسیاری از بحران‌های کشور از جمله جنگ جهانی اول و دوم و اشغال ایران با ورود وزارت امورخارجه برای حل آن به سرانجام رسیده است و این نشان از قدرتمندی وزارت کهنه کار ایران دارد. هر چند حضور یک وزیر کاردان و دیپلماتیک در راس آن نیز این روند را منطقی‌تر و عقلانی‌تر کرده است.

2-‌ نگاهی به مذاکرات این دور نشان می‌دهد که سطح مذاکره نسبت به دوره‌های قبل بالاتر است و از حالت کلیشه ای خارج شده است. نمایندگانی که در ژنو حضور دارند اغلب در سطح وزرای امور خارجه هستند و این نشان از دغدغه قدرت‌های بزرگ در زمینه مسئله هسته‌ای ایران دارد. سفر وزیر امور خارجه ژاپن به ایران را نیز می‌توان در راستای عقب نماندن از قافله مذاکره‌کنندگان با ایران توصیف کرد.

3-‌ تعامل و چانه‌زنی با قدرت‌های بزرگ دنیا این امکان را به ایران می‌دهد که پس از این در فضای بین‌الملل شناخته شده و در بحران‌های جهانی وزن سیاسی ایران نیز محاسبه گردد. مذاکره با کشورهای مرکز، وجهه بین‌المللی ایران را افزایش خواهد داد و این قابلیت را به ایران خواهد داد که در زمینه سوریه و مسائلی مانند خلع سلاح، قاچاق و مهاجرت به عنوان یک قطب مستقل و تاثیرگذار شناخته شود.

4-‌ اختلافات شدید و بی اعتمادی که در گروه مقابل ایران وجود دارد گزینه مثبتی است که ایران باید از آن استفاده کند و با موازنه بین گروه‌های درگیر منافع ملی خود را دنبال کند. ایران هیچگاه خارج از چارچوب تعهدات خود در ان‌پی‌تی عمل نکرده است و این مسئله برای کشورهای مذاکره‌کننده مشخص است. با توجه به این موضوع، ایران برگ برنده اعتماد سازی را داراست که می‌تواند در بازی ایران تاثیرگذار باشد.

5-‌ مذاکره ایران با گروه 1+5 قدرت منطقه ای ایران را دوباره باز خواهد گرداند و این موقعیت می‌تواند ادعاهای اعراب و ریزکشورهای حاشیه خلیج فارس در مورد مرزهای ایران را خنثی کند. ایران نیز از وابستگی اقتصادی به چین و وابستگی سیاسی به روسیه دور شده و با روابط دیپلماتیک با دنیا جایگاه خود را در روابط بین‌الملل باز خواهد یافت.

با تمام این تفاسیر اگر تمام فعالیت‌های دکتر روحانی را در اقدامات وزارت امور خارجه و دستگاه دیپلماسی اش خلاصه کنیم می‌توان گفت که این دولت نیروی کارآمدی را به کار گرفته است و در این مدت کوتاه عملکرد مناسبی داشته است به طوری که ایران در حال یک جهش جایگاهی در روابط بین‌الملل است و این مسئله نشان می‌دهد که مذاکره و دیپلماسی تکنیکی است که تیم مذاکره کننده کنونی این فن را داراست.