http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=178293

صحنه روابط بین‌الملل صحنه بازی‌ها است که کشورها به عنوان بازیگران آن به دنبال کسب حداکثر سود هستند. هر بازیگر در این صحنه هدفی را دنبال می‌کند و در معاملات و بده و بستان‌های بین کشورها امتیازاتی به دست آورده و در مقابل، از برخی اهداف خود چشم‌پوشی می‌کند. نظریه‌بازی‌ها از جمله نظریه‌هایی است که به پیش‌بینی رفتارهای بازیگران در صحنه بین‌الملل می‌پردازد. استفاده از این نظریه از لحاظ تاریخی به دوران جنگ سرد برمی‌گردد چون نیاز به پیش‌بینی رفتار‌ها احساس می‌شده است. فرض در این نظریه این است که کنشگران عقلانی هستند و با فرض وجود رابطه‌ای دو طرفه، مساله برد وباخت مطرح می‌شود. نظریه‌بازی‌ها براساس اصل هزینه- فایده استوار است. سه قاعده مهم در این نظریه وجود دارد: 1- بازی با حاصل جمع صفر یعنی برد یک بازیکن باخت دیگری را به همراه دارد.2- بازی با حاصل جمع غیر صفرکه در آن جمع جبری امتیازات بازیکنان لزوما نباید صفر باشد.3- بازی با حاصل جمع متغیر یامضاعف است که در این بازی تنها تعارض بر سر منافع بازیگران وجود ندارد بلکه بازیگران می‌توانند بر پایه استراتژی‌های انتخابی خود بر سرنوشت جبری مبادلات بین خود اثر بگذارند. اصطلاح کمینه و بیشینه نیز که در این نظریه استفاده می‌شود به این معنی است که کمترین چیزی که یک طرف می‌بازد با کمترین چیزی که طرف مقابل به دست می‌آورد در یک نقطه به هم می‌رسند. در این دوره از مذاکرات ژنو براساس آنچه از توافقنامه بر آمده است نتیجه ای که برای طرفین داشته است، بازی با حاصل جمع غیر صفر بوده است. ادامه کار برای نیروگاه‌های اراک و نطنز، برداشته شدن تحریم‌ها و آزادسازی پول‌های بلوکه شده ایران در کشورهای دیگر و همچنین ادامه برنامه هسته‌ای ایران مواردی است که برای ایران برد محسوب می‌شود. در مقابل برای گروه 1+5 نیز بازداشتن ایران از غنی‌سازی 20 درصد و تداوم تحریم‌ها در شکل ابتدایی آن برگ‌های برنده ای محسوب می‌شود که هنوز در اختیار آنهاست. اما اهرم فشار ایران و مواردی که تیم مذاکره‌کننده ایران را به نتایج اولیه رساند، در چند مورد خلاصه می‌شود:

1-‌ همبستگی داخلی و حمایت مردم از دولت منتخب یکی از مواردی است که به تیم مذاکره‌کننده این فرصت را داد که با سعه صدر به مذاکره و دستیابی به نتایج فکر کنند. رای مردم به دولت تدبیر و امید و مشروعیت داخلی دولت اهرم فشاری از سوی ایران محسوب می‌شد.

2-‌ سطح سواد و تخصص و تجربه تیم مذاکره‌کننده نیز در دستیابی به نتایج نقش زیادی داشته است به طوری که کارآمدی دکتر ظریف در این دور از مذاکرات و امضای توافقنامه را نباید نادیده گرفت.

3-‌ همراهی روسیه با ایران به عنوان یک نیروی بالقوه در این مذاکرات به عنوان یک اهرم فشار شناخته می‌شود. همچنین شکاف میان کشورهای 1+5 که در دور قبلی مذاکرات نمود پیدا کرده بود باعث پیروزی ایران و رسیدن به توافق انجامید.

4-‌ حیثیتی شدن کار برای کشورهای اروپایی و خصوصا آمریکا که در این دور از مذاکرات بتوانند به نتیجه قابل قبولی برسند، نیز در دستیابی به نتیجه بی‌تاثیر نبود به طوری که با نشان دادن حسن نیت از سوی ایران، این نقص برای آمریکا محسوب می‌شد که نتواند به مذاکره منطقی و قابل قبولی برسد. با تمام این شرایط مشخص می‌شود که در این دور از مذاکرات هر دو گروه به عنوان برنده خود را معرفی کردند و این نشان از بازی با حاصل جمع غیر صفر یا مضاعف دارد که اگر چه هیچکدام از طرفین به همه اهداف تعیین شده خود نرسیدند اما هر کدام با دستیابی به حداقلی از پیروزی به این دور از مذاکرات پایان دادند. اهداف ایران از منظر حقوق بین‌الملل و حقوق تعیین شده برای کشورهای مستقل و قرارداد ان‌پی‌تی درست تعریف شده است و در مقابل اگر از منظر واقع‌گرایی و منطق قدرت نیز به اهداف آمریکا و گروه 1+5 بنگریم اهداف آنها نیز در چارچوب اصول تعیین شده تعریف می‌شود و برای آنها منطقی است. بنابراین با توجه به توافق انجام شده، بازی این دوره از مذاکرات با حاصل جمع غیر صفر انجام شده است و در دوره‌های بعد نیز این بازی همچنان ادامه دارد.