http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=181248

 از منظر کارکردگرایی جامعه، کلی است که باید هر سیستم درونی‌اش کارویژه‌ای هماهنگ با سایر سیستم‌ها در جهت تعادل کل داشته باشد. ایران در دهه نود از توسعه ناموزون در رنج است به گونه‌ای که از یکسو شاهد توسعه اجتماعی و از سوی دیگر شاهد شاخص‌های بسیار پایین اقتصادی به خصوص درآمد سرانه پایین هستیم. جامعه یک کلی است که باید تمام جوانب آن همگام و هماهنگ با هم پیش بروند تا بتوانند به توسعه موزون و متعادل برسند. هدف اصلی از توسعه موزون، توسعه هماهنگ و یکپارچه در بعد کمی و کیفی برای بخش‌های اقتصادی‌، اجتماعی‌، سیاسی و فرهنگی جامعه است اما اگر این توسعه در دایره نفوذ یک حاکمیت سیاسی به شکل همه گیر و هماهنگ اتفاق نیفتد، توسعه ناموزون شکل می‌گیرد که نتیجه آن عدم دستیابی به اهداف کلی جامعه خواهد بود. پاسونز متفکر کارکرد گرا چهار نوع کنش برای جامعه تصور می‌کند که هر کدام باید هماهنگ و همسو با هم پیش بروند. 1) کنش اقتصادی که کارکردش تطبیق با محیط از طریق تولید و کار است.2) کنش سیاسی که کارکردش دستیابی به هدف از طریق پیگیری هدف‌های اجتماعی است 3) کنش اعتقادی که کارکردش انتقال فرهنگ و حفظ الگو است 4)کنش عرف اجتماعی که کارکردی یکپارچه کننده دارد و تنظیم کننده قوانین جامعه است. اتفاقی که این روزها در جامعه ایران افتاده است توسعه انسانی بالا در کنار عدم توسعه اقتصادی مناسب و همگام با توسعه انسانی است به گونه ای که با جمعیت عظیمی‌از جوانان روبه رو هستیم که تحصیلات بالا دارند اما مطابق فعالیت و تحصیلات خود حقوق دریافت نمی‌کنند و این درآمد پایین باعث نارضایتی ای شده است که نشان از ناعدالتی مضاعف در جامعه دارد؛ به طوری که بر طبق آمار جهانی پایین‌ترین نرخ دستمزد برای هر شخص در دنیا 700 دلار عنوان شده است که در ایران این عدد بسیار پایین تر است و این نشان از عدم توسعه اقتصادی دارد. در حال حاضر 5 میلیون دانشجو در کشور وجود دارند و 40 درصد جمعیت کشور را نیز فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌ها تشکیل می‌دهند و این تعداد جمعیت به علت بالا رفتن توقعاتشان حاضر نیستند در مشاغل پایین خدمت کنند و در فضای بیرون نیز با فاصله طبقاتی مضاعفی روبه رو می‌شوند که با توقعاتشان همخوانی ندارد. ایران در سالهای اخیر در بخش توسعه انسانی و زمینه آموزش و تحصیلات تکمیلی بسیار پیشرفت داشته در حالی که به علت موزون نبودن این رشد، در بخش ایجاد شغل و فرهنگ و آینده سازی در جای قبلی خود باقی مانده است و این برای بسیاری نارضایتی‌هایی را ایجاد کرده که ادامه این نارضایتی‌ها در سایر بخش‌ها نیز تعلل ایجاد خواهد کرد. با این وجود راه حل‌های زیادی برای حل این مشکل قابل تعریف است که از جمله آن می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

1- سیستم مالیات گیری: تا زمانی که سیستم مالیات در کشور براساس زیرساخت الکترونیکی طراحی نشود، نمی‌توان انتظار داشت که اقتصاد کشور اصلاح شود. با سیستم صحیح مالیات‌گیری می‌توان نرخ درآمد‌های هر شخص را حساب کرده و با توجه به درآمد و نه براساس صنف، مالیات‌های متناسبی دریافت کرد. این سیستم مالیات گیری همچنین باعث شناخت طبقات کم درآمد جامعه و کمک به آنها از طریق دادن یارانه خواهد شد.

2- رابطه قدرت و دانش: عدم رابطه دانشگاه و دولت و استفاده نکردن از جمعیت دانشگاهی در دستگاه قدرت می‌تواند بزرگترین ضربه را به کشور وارد کند. اولین و بزرگترین نیرویی که می‌توانند به همگامی‌کارکردهای یک نظام و جامعه کل کمک کنند نیروهای دانشمند و تحصیلکرده هستند؛ به گونه ای که بتوانند خود را جزئی از جامعه کل تصور کنند.

3- تمرکز زدایی: علت دیگر توسعه ناموزون در ایران تمرکز جمعیت، امکانات و قدرت در پایتخت است به گونه‌ای که به نظر رسد تنها راه پیشرفت در تهران اتفاق می‌افتد. انتقال وزارتخانه‌ها و ادارات به مراکز استان‌ها براساس پیشینه سیاسی و فرهنگی هر استان می‌تواند نکته مهم و موثری در توسعه کشور به حساب آید. از سوی دیگر باید شوراهای شهر و روستا قدرت و اختیارات بالاتری بگیرند و گونه ای از خودمختاری بر آنها حکمفرما گردد.

4- حضور در محیط بین‌الملل: آشتی با دنیای خارج و حضور در محیط بین الملل می‌تواند یکی از عواملی باشد که به توسعه موزون در یک کشور کمک کند زیرا محیط بین‌الملل امکان‌هایی در اختیار کشور قرار می‌دهد که می‌توان از آن به نفع توسعه کشور استفاده کرد. در فضای چندقطبی نظام بین‌الملل اکنون هم چاره‌ای جز ارتباط و همکاری‌های منطقه ای و بین‌المللی وجود ندارد.

با این وجود باید دانست که توسعه ناموزون و نامتعادل و یکجانبه می‌تواند اثرات زیانباری برای کشور به بار بیاورد. وقتی زمینه‌های توسعه انسانی و توجه به تحصیلات و امکان ورود به تحصیلات بالاتر در کشور فراهم می‌شود بدون اینکه توازنی بین این کارکرد و کارکردهای دیگر نظام برقرار باشد توسعه متعادل و عینی ای اتفاق نخواهد افتاد و الزاما اهداف دیگر نظام کل نیز به حاشیه خواهند رفت.