یارانه و عدالت به مثابه انصاف 

نسخه شماره 2822 - 1390/10/15 -

http://www.mardomsalari.com/Template1/Article.aspx?AID=19444#124337

 نویسنده : فاطمه ذوالفقاریان

یک سال است که از هدفمندی یارانه ها می گذرد. طرحی که از همان ابتدا سروصدای زیادی به وجود آورد و شاید هیچکس فکر نمی کرد که این طرح روزی عملی شود اما آقای احمدی نژاد این طرح را آذر ماه سال گذشته عملی کرد و این روزها در سالگرد این اتفاق مهم آقای احمدی نژاد مطرح کرده است که قصد دارد تعدادی از ثروتمندان  جامعه را از گرفتن یارانه منصرف کند تا بتواند راحت تر قشرهای کم درآمد جامعه را مورد حمایت قرار دهد. اکنون که اجرای طرح هدفمندی یارانه ها یک ساله شده و به گفته کارشناسان دولتی این طرح بحران زا نبوده و منطبق برنظرات مختلف منتقدان از آب در نیامده است و احتمالا  این طرح پس از دولت آقای احمدی نژاد هم ادامه پیدا کند برخود لا زم دیدم در مورد این طرح و اقدام جدید دولت مبنی برکاهش دریافت کنندگان نقدی یارانه ها چند سطری بنویسم.

در مورد این طرح و اینکه یارانه ها باید به صورت هدفمند به مردم داده شود، طرح اولیه این کار  نامطلوب به نظر نمی رسد چرا که هدفمند کردن یارانه ها از لحاظ عقلی عدالت را در جامعه بیشتر می کند، فاصله طبقاتی بین قشرهای مختلف مردم را کاهش می دهد و  باعث می شود هرکس با توجه به میزان مصرفی که از منابع و امکانات دارد هزینه کند.  اما بعد از یک سال از اجرای هدفمندی یارانه ها دولت قصد دارد که حدود 10 میلیون نفر از افرادی که از قبل یارانه دریافت می کردند را از لیست حذف کند. اما این کار با مشکلا تی روبروست. اولین مشکل این است که شناخت افرادی که به نظر برای دریافت یارانه مناسب نیستند و نیازی به این پول ندارند بسیار سخت است. زیرا جامعه آماری که از ابتدای طرح از مردم گرفته شد و مردم در فرم هایی میزان درآمد و دارایی های خود را در آن عنوان کردند نمی تواند معتبر باشد زیرا بسیاری از مردم به علت پیش بینی  همین روزها و شاید ندادن مالیات و... حاضر نشدند حقیقت  را بگویند و به همین علت استفاده از جامعه آماری که از قبل داشتند کارایی ندارد، که اگر اینگونه بود از همان ابتدا براساس دهک ها طبقه بندی می کردند و یارانه ها را هم براساس همان دهک ها می دادند. دومین راهکار شاید این است که به صورت اختیاری و در سایت قرار دهند تا کسانی که می خواهند، اسامی خود را از لیست حذف کنند که این هم ممکن نیست زیرا این فرصت در همان ابتدا به همه داده شد که کسانی   که می خواهند اسامی خود را حذف کنند که جز تعداد اندکی از نماینده ها و اشخاص مملکتی کسی انصراف خود را اعلام نکرد بنابراین به این روش هم نمی توان متکی بود. راهکار سومی که آقای احمدی نژاد نیز آن را عنوان کرده است نامه نگاری برای 10 میلیون یارانه بگیری است که دولت آنها را ثروتمند در نظر گرفته تا از آنها بخواهد که از دریافت یارانه صرف نظر کنند. فلسفه اقتصاد سیاسی بر این باور است که مواهب خدادادی که در کشورها وجود دارد مانند زمین، نفت، غنیمت و... متعلق به همه مردم است و کسی را نمی توان از دریافت آن محروم کرد. اصول فلسفه اقتصاد سیاسی بر این متکی است که ما دو نوع ثروت داریم. ثروتی که از طریق زحمت و کار به دست می آید که عدالت در اینجا به معنای نابرابری است یعنی کسی که میل به انجام کار دارد و زحمت بیشتری می کشد مسلما و الزاما سرمایه و پول بیشتری به دست می آورد و در اینجا نمی توان به طور مساوی همه چیز را تقسیم کرد که این باعث عدم تلاش و کم کاری بقیه می شود. اینکه افراد بدانند که با کار و زحمت بیشتر پول بیشتری به دست می آورند بنابراین برتلاششان افزوده می شود اما ثروتی که از طریق رانت به دست می آید اینگونه نیست و باید به طور مساوی بین همه مردم تقسیم شود زیرا خدادادی است.

از نظر شرعی نیز اگر به رفتار و سلوک امام علی(ع) که به عنوان کسی که در عدالت شاخص است و همه سخنانش در نهج البلاغه درسی برای همه است می توان استناد کرد. امام علی (ع) هنگامی که غنیمتی از جنگی به دست می آمد و یا می خواست اموال بیت المال را بین بقیه تقسیم کند هیچ گاه بین قریشی و نزدیکان و انصار و یا دوستان خود تفاوتی نمی گذاشت و همیشه معتقد بود این اموال باید به طور برابر بین همه تقسیم شود زیرا غنیمت چیزی است که از طبیعت به دست می آید و براساس احکام اولیه اسلام زمین، آب، علف زار و آنچه از زمین به دست می آید متعلق به مردم است و باید به طور برابر بین همه تقسیم گردد بنابراین نفت که قسمت عمده ای از پول یارانه ها را تامین می کند و چون نفت نعمت خدادادی است و موهبتی است که از زمین به دست می آید بنابراین هیچ گاه نمی توان از دادن یارانه ها به گروهی امتناع کرد زیرا این موهبت ما همه مردم است و همه باید از آن بهره ببرند.

سومین دلیلی که این فرآیند را دچار مشکل می کند این است که از لحاظ اجرایی نیز این کار امکان ندارد زیرا جامعه آماری که مردم به مسوولین داده اند بر طبق گفته های خودشان براساس واقعیت نیست و اگر واقعیت داشت از همان ابتدا یارانه ها براساس دهک و میزان درآمد تقسیم می شد که این امکان ندارد. اما این رضایت حداقلی مردم از این طرح که به 10 میلیون نفر تعلق نگیرد براساس پرده جهل است. رانر فیلسوف سیاسی قرن بیستم در کتاب عدالت به مثابه انصاف عنوان می کند که برای اینکه بتوانیم عدالت را به طور کامل اجرا کنیم انسان ها را باید در پس پرده جهل قرار دهیم.

این پرده جهل جایی است که انسان ها از وضعیت بعدی خود هیچ اطلا عی ندارند. در اینجا از آنها خواسته می شود که در مورد وضعیت خود در آن طرف پرده جهل تصمیم گیری کنند و از آنجایی که هیچ کس نمی داند که در آن طرف چه شغلی دارد که بتواند برای آن مزیت های بیشتری قائل شود بنابراین باعث می شود که عدالت کاملتر برقرار شود. در مورد یارانه ها هم اینگونه است. شاید مردم موافق باشند که یارانه ها به عده ای تعلق نگیرد اما اگر این قانون در مورد این افراد اجرا شود آنها هم مخالف طرح می شوند و حاضر نخواهند بود از آن استقبال کنند. در کل و با توجه به مطالب گفته شده این طرح که یارانه ها به صورت نقدی به مردم داده شود تا بتوانند خود در مصرف خود استقلا ل داشته باشند طرح خوبی است اما ایده جدید مبنی بر اینکه 10 میلیون نفر از این لیست حذف شوند اگر به صورت اختیاری باشد و با نوشتن نامه از مردم خواسته شود که خود از گرفتن آن صرف نظر کنند بسیار منطقی تر است اما اگر بنا باشد که خودشان عده ای را ازاین لیست حذف کنند بنابر دلا یل گفته شده و این که استفاده از مواهب خدادادی حق همه مردم است و باید به این حق احترام گذاشت بنابراین حذف عده ای دلبخواهانه منفی بوده و نتیجه مطلوبی دربر نخواهد داشت.