نقد و ارزیابی جریان های اندیشه ای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران

مقدمه: بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ابران با توجه به رویه ای متفاوت در سیاست خارجی که امکان استقلال را فراهم می­کرد اندیشه های طرفدارانه، تجدیدنظرطلبانه و نافیانه راجع به سیاست خارجی ایران شکل گرفت. تا زمانی که استقلال نباشد، عقلانیت و سیاست خارجی از منظر سوژه ای مطرح نمی­باشد بنابراین بعد از انقلاب با توجه به امکان های ایجاد شده جهت رویه­های متفاوت در سیاست خارجی که ناشی از انقلاب اسلامی بود اندیشه ها مجال بروز پیدا کرد. برای اولین بار دولت و ملت بر یکدیگر تطبیق پیدا کردند و با توجه به قرائت های مردم سالارانه از دین، شهروندان ایرانی از رعیت بودن نجات پیدا کردند و با کنش های سیاسی آشتی کردند. با توجه به مشارکت مردم در سیاست خارجی و سیاست نه شرقی و نه غربی در سیاست خارجی، فضا برای اندیشه های متکثر و انتقادی باز شد[1]. به تدریج دانشگاه ها افزایش پیدا می­کند و تعداد اساتید و دانشجویان علوم سیاسی و روابط بین الملل به لحاظ کمی و کیفی قابل محسوس است. دانشگاه های تهران، شهید بهشتی، امام صادق ع ، علامه طباطبایی، جامعه المصطفی و بسیاری از دانشگاه های آزاد و پیام نور محل تولید مقالات و کتب علم سیاست و روابط بین الملل گردید[2]. در این میان برخی از نهادهای پژوهشی مثل دفتر مطالعات وزارت امور خارجه، مرکز اسناد دیپلماتیک وزارت امور خارجه، گروه سیاست خارجی تشخیص مصلحت و مرکز پژوهش های مجلس و ... به کار پژوهش در مورد سیاست خارجی پرداختند. رهبری و تشخیص مصلحت، وزارت امور خارجه، سازمان فرهنگ و ارتباط اسلامی، کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس به سیاست گذاری و اجرای سیاست خارجی اشتغال داشتند. در این میان برخی از متفکران داخلی و خارجی در مورد سیاست خارجی ایران صاحب نظر بودند به نحوی که نظرات آنها با توجه به مبانی فقهی، فلسفی، لیبرالی، ملی، سوسیالی و .... به صورت عملی در سیاست خارجی منعکس می­گشت و عملیاتی می­گردید. در این نوشتار قصد داریم چهار جریان اصلی اندیشه ای سیاست خارجی ایران را با توجه به متفکران، گزاره های اصلی، استراتژی هژمون ماندن، دوره اثرگذاری، مبانی روشی و طبقاتی مورد نقد و ارزیابی قرار دهیم.

 

تقسیم و تفکیک جریان های اندیشه ای سیاست خارجی ایران

 

محافظه کاران

اصلاح طلبان

علم گرایان

ملی گرایان

متفکران

لاریجانی، مولانا، محمدی

سجادپور، تاجیک، سیف زاده، سلیمی، قهرمان پور، مشیرزاده

هادیان، قوام، حاجی یوسفی، ازغندی، دهقانی، قاسمی، نصری

رمضانی، فولر، نقیب زاده، مهدوی، سریع القلم، ولدانی، احمدی

دوره اثرگذاری

جنگ، هاشمی، احمدی نژاد

دوره کوتاه بازرگان

اصلاحات خاتمی

******

توصیفی می­باشند و پیشنهاد عملی ندارند

آلترناتیو ملی

ناقد سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران

استراتژی هژمون ماندن

وحدت جهان اسلام، صدور انقلاب، ام القری، توجه به شرق، مدل چینی، اسلام ایرانی، هولوکاست،

تنش زدایی، گفتگوی تمدن ها، نقد ایدئولوژی، مبارزه با تروریسم، گذار به دموکراسی، حقوق بشر، جهانی شدن، ارتباطات

روش های سازه­ای پسامدرن هرمنوتیکی و تحلیل گفتمانی، توصیف، تحلیل و توجیه آنچه اتفاق می­افتد

امپراطوری فرهنگی ایران، دشمنی با اعراب، نقد ایدئولوژی و آرمان گرایی سیاست خارجی ایران، روش شرق شناسانه

اولویت روابط بین الملل

شیعیان، حزب اله، سوریه، عراق، مسلمانان، روسیه، چین، ونزوئلا، کشورهای محور مقاومت، در انتها با رویه انتقادی اروپا و نفی ارتباط با امریکا و اسرائیل

تنش زدایی و رابطه برقرار کردن با اروپا و تلاش برای آغاز رابطه با آمریکا، بهبود رابطه ایران با سازمان های منطقه ای و بین الملل

روش های انعکاسی و آکادمیک، دوری از اولویت بندی و مخفی شدن در واژه ها و بازی با کلمات و بسنده کردن به تقسیم بندی

اولویت منافع ملی، روش واقع گرایانه، تاکید بر ارتباط با آمریکا و اروپا و ساختار قدرت بین الملل، همکاری با فارسی زبانان و شیعیان

شخصیت آرمانی

امام خمینی ره

بازرگان، طالقانی، خاتمی

*****

مصدق، سیاست خارجی پهلوی بدون سلطنت

پایگاه طبقاتی سازه ای ساختاری

روحانیت، نظامیان، اریستوکرات سنتی، حوزه نقلی

متوسط سنتی، اشرافی تجدیدنظرطلب، روشنفکری دینی

متوسط جدید، دانشگاهی و آکادمیک

طبقات بالا، اریستوکرات مدرن، آکادمیک قدیمی، شرق شناسانه

نقد و ارزیابی

تاکید بر انحطاط غرب، آرمان گرایی، ماندن در حیطه قیاسی سنت و مغفول ماندن حوزه سیاست خارجی، نداشتن تکنیک و اهمیت ندادن به سود و هزینه

بازی با دین و ابزاری کردن اعتقادات، ترویج شکاکیت و مخفی شدن پشت دین، تناقض های تاریخی، اندیشه ای و عملی

مخفی شدن پشت زبان، ترس از بیان اندیشه، فاصله زیاد با نهادها و مراکز قدرت، توجیه همه اعمال و اندیشه های سیاست خارجی، نسبی بودن

نخبه گرایی و دوری از زبان دینی و مردمی جامعه، روش شرق شناسی و تاکید بر مهمان بودن اسلام در ایران، شعله ور کردن گرایشات قومی، سکولاریسم

 

نتیجه گیری

جمهوری اسلامی ایران در پایان عصر مکانیک و آغاز عصر کوانتومی اطلاعات ایجاد گردید. زمانی که کشورها و شهروندان جهانی در حال نزدیک شدن به یکدیگر می­باشند و جایگاه قدرت نرم و دیپلماسی عمومی اهمیت بسیار زیادی دارد، به نحوی که بدون داشتن اندیشه عملی در سیاست خارجی بقای کشورها به خطر می­افتد و عملا اغلب اندیشه سیاسی در قالب سیاست خارجه و روندهای دیپلماتیک قابل تعریف می­شود. ایران مشروعیت حکومت خود را بر اساس فرهنگ قرار داده است. فرهنگی که با سازه های دینی سامان دهی شده است و اینگونه نگریستن انتقادی و تجدیدنظرطلبانه که قبلا سابقه نداشته است نیاز به اندیشه های عملی و کارآمد در سیاست خارجی دارد. با توجه به تقسیم بندی جریان های اندیشه سیاسی در ایران می­توان گفت:

سیاست در ایران اغلب با فهم ژورنالی و غیرتخصصی دنبال شده است. به خصوص سیاست خارجی و اندیشیدن راجع به نحوه رابطه ایران با سایر کشورها تقریبا رها شده و مغفول مانده است.

جمهوری اسلامی بزرگترین ضربه و هزینه خود را از موضوع سیاست خارجی می­خورد. ایران با همه آرمان ها و شروع طوفانی و طرح افکنانه خود نتوانسته است سیاست خارجی و دیپلماسی عملی و کارآمد متناسب با آن داشته باشد.

ریشه انزوا و مغفول ماندن سیاست خارجی را می­توان در دو شاخص جستجو کرد. شاخص اول جدایی نهادهای علمی و آکادمیک از فضای عملی است که باعث تولید روشنفکران و یا متخصصان بی تکنیک شده است. شاخص دوم ورود انسان های بی تخصص و مخرب در دستگاه و نهادهای سیاست خارجی است که الفبای سیاست را نیاموخته اند.

مبانی اندیشه ای جمهوری اسلامی ایران با توجه به ماهیت الاهیاتی، ادبیاتی، حکمتی، فلسفی و ... هنوز نتوانسته است رویه ای تخصصی و علمی را در سیاست خارجی تولید کند بنابراین فضای سیاست خارجی اغلب گفتمانی رها شده و متناسب با اوضاع زمانه دارد و خلاء تکنیک در آن مشهود می­باشد.

روزنامه ها و سایت ها و وبلاگ های تخصصی که به موضوع سیاست خارجی پرداخته باشند بسیار اندکند و با انکه رشته علوم سیاسی و روابط بین الملل گسترش کمی و کیفی داشته است اما هنوز ادبیات تخصصی، کارآمد و بومی تولید نشده است.

بنابراین ایران برای قدرتمند شدن و فائق آمدن بر مشکلات داخلی و خارجی خود باید به وضعیت اندیشه ای و اجرایی سیاست خارجی سروسامان دهد. نیاز به پیوند حوزه های اندیشه ای و اجرایی و تاکید بر تخصص است. راهکار در ابتدا توجه به پرورش حیطه های پژوهشی و کارشناسی و به کارگیری متخصصان رشته هایی مثل حقوق، سیاست و روابط بین الملل است. برای ایجاد شدن نگرش های مختلف، نقد و بررسی دقیق سیاست خارجی، شکل گیری آلترناتیو بومی اسلامی و بوجود آمدن تکینیک های کارآمد و عملی چاره ای جز بها دادن به حیطه پژوهش و تحقیق در سیاست خارجی و وصل کردن آن به نهادهای اجرایی نیست.

منابع

 



[1] Marschall, Christin (2003) IRAN’S PERSIAN GULF POLICY From Khomeini to Khatami, USA and Canada by RoutledgeCurzon , pp 25-60

 

[2] - مصفا، نسرین (1385)، سیری در تحولات آموزشی و پژوهشی علوم سیاسی و روابط بین الملل، تهران: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی