http://www.mardomsalari.com/template1/News.aspx?NID=181405

در سیاست گذاری عمومی، استاندارد و معیار عقلانیت در خطی و مشی دهی کیفیت گرایی، تمرکززدایی، احترام به استقلال نهادها و توجه به تخصص و عدالت است. در هشت سال گذشته دانشگاه‌های کشور با سیاست‌گذاری‌های تکه تکه، جزیره‌ای و بسته از ذهنیت‌های مهندسی رو به رو شدند که به لحاظ کمی دستاورد محسوب گردید، اما به لحاظ کیفی همه سطوح دانشگاه را به انحطاط کشاند. گسترش تحصیلات تکمیلی به نحو بسیار غیرضروری، گسترش دانشگاه‌ها به قصد کسب درآمد، ایستا ماندن حقوق هیات علمی، کم توجهی به علوم انسانی و به خصوص برگزاری آزمون دکتری به صورت تستی باعث شد دانشگاه‌ها با توده‌ای شدن مواجه گردند. نیازی نیست همه دکتری بگیرند. در همه دنیا مقطع دکتری برای کسانی است که دارای ایده جدیدی هستند و این اساتید هستند که دانشجویان خود را انتخاب می‌کنند. در ایران نزدیک به 80 درصد فوق لیسانس‌ها و نزدیک 90 درصد کسانی که به مقطع دکتری می‌روند توانایی نوشتن یک مقاله 20 صفحه‌ای علمی پژوهشی را ندارند. مدرک گرفتن جای کار و فعالیت اقتصادی را گرفته است. جمعیت جوانی که باید وارد بازار کار شود برای فرار از واقعیاتی چون سربازی، تعهد به خانواده و یاد گرفتن حرفه‌ای متناسب با رفع نیازهای یک خانواده وارد دانشگاه‌های اغلب پولی می‌شوند و سرمایه و جوانی خود را بی‌فایده و بدون علاقه هدر می‌دهند. در دوره جدید باید تحصیلات تکمیلی کاهش یابد به خصوص در دانشگاه‌هایی که به دانشجویان چون سوژه‌های مالی می‌نگرند و به کیفیت هیچ بهایی نمی‌دهند. سرمایه انسانی در حال از دست رفتن است. نیروی جوانی که باید وارد شغل‌های فنی و حرفه ای شوند و کاری برای زندگی داشته باشند بدون پشتوانه و علاقه علمی از مقطعی به مقطع دیگر حرکت می‌کنند. پایان نامه‌هایی که نوشته می‌شوند خلاصه و ترکیبی ناشیانه و متناقض از نوشته‌های دیگران است. دانشگاه‌های غیرمتمرکز، شبانه و پردیس‌های بین‌الملل تنها به اعتبار و مدرک فروشی منتهی می‌شوند.

سازمان سنجش تخصص برگزاری آزمون دکتری را ندارد. سازمان سنجش تنها می‌تواند سریع و کمی آزمون برگزار کند. در کجای دنیا با چند تست آن هم بدون گرایش بندی دانشجوی دکتری می‌گیرند؟ مصاحبه‌ها هم مشکلی را حل نمی‌کند. در یک روز 30 تا 40 نفر به گروه معرفی می‌شوند و اصلا امکان سنجش تخصصی وجود ندارد. بهترین راه سپردن تحصیلات تکمیلی به خصوص آزمون دکتری به دانشگاه‌ها به صورت قبل می‌باشد. آزمون دکتری بدون امتحان کتبی بی‌مورد است. سازمان سنجش می‌تواند آزمون زبان و عمومی را به صورت کشوری برگزار کند اما نیاز به آزمون کتبی وجود دارد. بعد از کتبی نیاز به مصاحبه است. در کل باید تعداد دانشجویان مقطع ارشد و دکتری کاهش پیدا کند. کلاس دکتری با 10 تا 20 و ارشد با 20 تا 30 نفر هیچ بازدهی ندارد و تکرار کارشناسی است.

در دوره‌های قبل دانشگاه‌ها توده‌ای شد و تنها رشد کمی داشته است. افزایش تعداد دانشجو بدون معیار کیفی نشانه توسعه نیست و در دراز مدت به منافع ملی کشور ضربه خواهد زد. نیاز است به جهت کیفی‌سازی و تخصصی کردن دانشگاه‌ها برخی سیاست‌گذاری‌ها انجام گیرد:

- تعداد دانشجویان مقاطع تحصیلات تکمیلی کم شود به نحوی که در دوره ارشد کلاس‌ها زیر 10 نفر و در دکتری زیر 5 نفر باشد.

- آزمون دکتری یک مرحله کتبی که دانشگاه‌ها برگزار می‌کنند اضافه گردد به نحوی که عدالت و تخصص محوری آن تنها بر اساس شتاب و تستی بودن نباشد.

- مقاطع تحصیلات تکمیلی از پیام نور، پردیس بین‌الملل و دانشگاه آزاد گرفته شود یا به حداقل کاهش یابد. رویکرد کنونی در برخی دانشگاه‌ها بسیار بازاری و ابزارگرایانه است.

- استقلال دانشگاه‌ها به رسمیت شناخته شود به خصوص در بحث سرفصل‌ها، برگزاری آزمون و گرفتن دانشجو، تعیین مدیر گروه‌ها که هر نوع اقدام تمرکزگرایانه و از بالا به پایین کیفیت دانشگاه‌ها را پایین می‌آورد.

- در رشته‌های علوم انسانی دانشجویان کمی پذیرفته شوند و رشته‌های فنی و حرفه ای و علمی کاربردی افزایش پیدا کند.

- با توجه به اینکه اعضای هیئت علمی جزء حقوق بگیران دولت محسوب می‌شوند و حقوق آنها متناسب با سطح تورم عمومی بالا نرفته، این مورد نیز کیفیت آموزش و پژوهش را پایین آورده است. نیاز است که رابطه‌ای معقول میان این دو برقرار شود.