http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=184115

ریاست محترم جمهور، در جمع روسای دانشگاه‌های سراسر کشور در دانشگاه شهید بهشتی سخنرانی کردند و اعلام نمودند از فضای خاموش دانشگاه‌ها راضی نیستند و توقع داشتند که اساتید به عنوان گروه‌های اثرگذار بر جامعه به تبیین و تحلیل علمی دستاوردهای سیاست خارجی دولت بپردازند و افکار عمومی را روشن نمایند. استاد، دانشجو و نهاد دانشگاه در ایران با توجه به گسترش تحصیلات دانشگاهی اهمیت بسیار بالایی دارد و در امور عمومی به لحاظ طراحی، اجرا و به خصوص ارزیابی سیاست گذاری‌ها تاثیرگذار است. اما چرا دانشگاه‌ها در مورد امور عمومی کشور خاموش هستند؟

1-‌ سیاست یا سیاسی‌کاری: همه موضوعات به نسبتی با سیاست رابطه برقرار می‌کنند. دانشگاه که نهادی مدرن است و در ایران گفت‌وگوی جدی با دانش‌های سنتی ایران نداشته است. هنوز صلاحیت تولید گزاره برای امور عمومی مشخص نیست. کدام دانش‌ها صلاحیت و مشروعیت تولید دانش برای سامان دهی امور سیاسی را دارند؟ درگیر نشدن جدی سنت و تجدد و بازخوانی نکردن سنت‌های فکری ایران در دانشگاه و برعکس راه نیافتن دانش‌های نوین به نهادهای کلاسیک اندیشه عمومی در ایران باعث شده است شفافیت و مشروعیت تولید دانش سیاسی در ابهام باشد. درست است در ایران همه در مورد سیاست نظر می‌دهند اما دانشگاه تجربه‌های موفقی از سیاست‌ورزی نداشته است. در دوران معاصر از مشروطه تا‌کنون ابزار قرار گرفتن دانشگاه به خصوص تلمبار شدن اغلب رسالت‌های مدنی، دموکراتیک، اسلام گرایانه و حتی توسعه‌گرایانه سیاسی، مشکلات بسیاری برای این نهاد نوپا ایجاد نموده است. کدام دانش‌ها و کدام وجه سیاست جهت تولید دانش سیاسی مورد توجه است؟ بدترین شکل، خواست ایدئولوژیک (سکولار، ملی، اسلامی، سوسیال) از دانشگاه است. روایت‌ها با سیاست‌مداران به دانشگاه‌ها هجوم می‌آورند و اگر سیاست‌گذاران نهادهایی عقلانی و تکنیک‌هایی قابل اجرا جهت حمایت از نهاد تولید دانش در کشور نداشته باشند، وضعیت ترس و خاموشی بر دانشگاه‌های کشور حاکم می‌گردد.

2-‌ دلزدگی از نقش: بر‌اساس مدل‌های رفتارگرایانه انسان خودآگاه و ناخودآگاه به محیط پیرامونش واکنش نشان می‌دهد. تشویق و تنبیه دو عامل بسیار مهم در شکل‌دهی رفتارهای انسانی است. محیط دانشگاه با همه به روز، علمی و خلاق بودن در نهایت سیستمی است بروکراتیک که تمام قواعد سازمانی به صورت جبری بر آن حاکم است. اساتید، کارمندان و دانشجویان اگر در رویه‌های ماشینی و مشخص اداری که رویکردی ابزارگرایانه دارد، گرفتار شوند دچار دلزدگی از نقش به خاطر تکراری بودن محیط می‌گردند. دانشگاه‌ها در سراسر کشور با این مشکل درگیرند به نحوی که پرسش اصلی چنین است که برای تغییر فضا چه باید کرد؟ متخصصان علم اداره عمومی تغییر روسا و بالادستی‌ها را برای مقابله با رکود پیشنهاد می‌کنند. در ایران بعد از روی کارآمدن دولت‌های منتخب مردم، اغلب پست‌های سازمانی بالا در دانشگاه‌ها تغییر می‌کنند. تغییر اغلب باعث رشد و شکوفایی است و چرخش نخبگان به پاسخگو شدن نهادها و کاهش فساد کمک می‌کند. اجباری از بیرون که اراده اساتید در آن نقشی ندارد به نحوی که مدیر گروه، رئیس و معاونان دانشکده و دانشگاه به صورت انتصابی به قدرت می‌رسند. چنین فضایی به شدت سیاسی، ناامن و نخبه‌کش است چرا که سیاست تعیین کننده اصلی جایگاه‌ها در نهاد دانشگاه است. اگر نیاز به اندیشه و راهکارهای دانشگاهی داریم نمی‌توانیم نهادهای علمی کشور را چنین سلب اختیار نماییم. اکنون اساتید و بسیاری از کارمندان و دانشجویان دچاردلزدگی از نقش شده اند و این فضای سیاسی و کاملا بی ثبات تولید دانش عمومی متناسب با نیاز حکومت را انجام نخواهد داد.

3-‌ آزادی شعار نیست، تکنیک می‌خواهد: آزادی فقط شعار نیست. نمی‌توان تنها در سخنرانی و به شکل دستوری از دانشگاه‌ها توقع داشت در امور عمومی وارد شده و به نقد و بررسی بپردازند. برای هر هدف باید روایت قابل اجرا و سیاستی اندیشید که متکی به شخص نباشد. سیاستگذاری دارای مدل‌هایی است که تکنیک‌های عملیاتی کردن اندیشه را نشان می‌دهد. اگر دانشگاه‌ها خاموشند و در مورد موضوعات و مشکلات بسیار مهم جامعه نقد و بررسی علمی و عمیق انجام نمی‌دهند به این علت است که تکنیک‌های مشخص جهت چنین خواسته ای شکل نگرفته است. امنیت قضایی، امنیت شغلی و به خصوص سازوکارهایی که در آن تا حد ممکن صلاحیت حرف اول را بزند. در دانشگاه‌ها آزادی گوهر گمشده است و تکنیک اجرایی آن عملیاتی نشده است. به عنوان مثال زمانی که تغییر و تحولات در سلسله مراتب دانشگاهی به صورت انتصابی و کاملا از بالا به پایین است همین امر نوعی ناامنی، دلزدگی و ترس را ایجاد می‌کند. در اولین قدم تکنیک انتخابی بودن مدیر گروه، رئیس و معاونان دانشکده و دانشگاه اگر دو سال به دو سال در سراسر کشور به طور همزمان به عنوان مثال با روی کار آمدن دولت‌های جدید تجربه شود آن وقت است که به صورت عملی تجربه آزادی صورت می‌گیرد.

شیوه فعلی که هر دولتی دانشگاه‌ها را از زاویه دید خود بچرخاند و انتصابات در مرکز تولید فکر جامعه شیوه اصلی سیاست گذار باشد، فضای کنونی را تداوم خواهد بخشید. ترس، ناامنی و بی‌ثباتی و نبود رویه به خصوص سیاسی شدن دانشگاه‌ها باعث شده است خاموشی بزرگی بر بخش‌های علومی که با امور عمومی سر و کار دارند حاکم گردد. اکنون ایران در تولید دانش‌های ابزاری رشد خوبی داشته است اما در علومی نظیر اقتصاد، سیاست، مدیریت و حقوق فضای امن، عقلانی، قطعیت بخش و آزاد وجود ندارد و این مورد توسعه کشور را با مشکل رو به رو می‌کند همانطور که در صد سال گذشته به پایین ترین سطح از اهداف در خط و مشی‌گذاری عمومی رسیده ایم. سیاست مداران بزرگ آینده را می‌بینند و برای آن رویه‌های ماندگار طراحی می‌کنند.