http://www.asrekimyagari.com/asrkimiagari/News.aspx?NID=2476

فرستاده باید فرستاده ای درون پر ز مکر و برون ساده‌ای

فرستاده باید که دانا بود به گفتن دلیر و توانا بود

(فردوسی)

یکی از مولفه‌های اثرگذار بر دیپلماسی نفتی چینش بازیگران در محیط منطقه، خواست‌ها و منافع آنها از ایران و از همه مهم تر فهمی است که ایرانیان از این محیط دارند. محیط منطقه‌ای ایران اکنون در عصر اطلاعات، یعنی آغاز قرن بیست و یکم، همسویی نانوشته‌ای در ضدیت با ایران پیدا کرده است. در ظاهر اغلب بازیگران منافع ایران را به رسمیت شناخته، اما در عمل از عهد و پیمانی که کاملا اقتصادی و به نفع دو طرف است کنار می‌آیند. عناصری پنهان و نادیده وجود دارند که این عناصر توانسته‌اند پیش فرض رفتاری بازیگران قرار گیرند به نحوی که آنها را ناخواسته در یک جهت هدایت می‌کند. این پیش فرض‌ها در ضدیت با سازه‌های جمعی ایرانیان از محیط بین‌الملل است و بر محوریت دوگانه اسلام سیاسی، شیعه گرایی، ایرانی گرایی و لیبرالیسم، حقوق بشر و صلح و امنیت منطقه می‌چرخد. رسانه ها، شبکه‌های اجتماعی و افکار عمومی در حال جهت دهی سیاستگذاران به نحوی هستند که ایران را انگشت نمای منطقه و جهان قرار دهند، در حالی که بمب ها، موشک‌ها، آشوب‌ها، جنگ‌ها، اشغالگری‌ها و بسیاری از واقعیات تلخ و نامشروع جهان را رقم زده و می‌زنند اما ایران را متغیر اصلی و مستقل معرفی می‌کنند. زمانی که رفتار عربستان، پاکستان، قطر، ترکیه، عراق، روسیه، چین، کشورهای اروپایی، آمریکا و رژیم صهیونیستی را کنار یکدیگر قرار دهیم و مجموعه توقعات و خواسته‌های آنها را از نفت و گاز ایران استخراج کنیم به نتایج یکدست و نگران کننده‌ای می‌رسیم. نتایجی که نشان دهنده آن است بدون مولفه‌های اقتصادی و نظامی و تنها با غلبه مولفه‌های دیپلماتیک و سازه ای، کشورها در حال اتخاذ مجموعه‌ای از سیاستگذاری‌های نفت و گازی در منطقه هستند که منافع ملی ایران در آن وجود ندارد. از طریق شبکه‌ای نانوشته اما واقعی در محیط منطقه و بین‌الملل، ایران در دیپلماسی نفت و گازی در حال به حاشیه رانده شدن است و علائم این بحران با کنار هم قرار دادن واقعیت‌های دیپلماسی انرژی به خصوص توقعات و اهداف کشورهای اطراف ایران قابل ترسیم است. روسیه که قطب گاز دنیا است و به ظاهر با ایران هماهنگ است در مورد انرژی ایران اهدافی را دنبال می‌کند. اول اینکه در همه جا سعی دارد با مهره ایران بازی کند و در برابر آمریکا به خصوص ناتو امتیاز گیری کند. ایران برای روسیه اهمیت استراتژیک دارد و تنها بر سر مسائل استراتژیک امنیتی ایران را تنها می‌گذارد، همانطور که در تحریم‌های بین‌المللی به خصوص صدور قطعنامه آمریکا را همراهی کرد. این کشور هدفی نانوشته دارد و تلاش دارد ایران را از دستیابی به بازار گازی اروپا باز دارد. اوپک گازی نیز در این راستا بود چرا که روسیه مرکز صدور گاز به اروپا است و به راحتی مجموعه کشورهای اروپایی را در زمستان تحت فشار قرار می‌دهد. بنابراین از دیدگاه آنها، ایران نباید به سمت اروپا حرکت کند و هر چه تحریم و انزوای ایران بیشتر صورت گیرد منافع روسیه بیشتر تامین می‌شود. چین کشوری که اغلب بازارهای ایران را با کالاهای دسته چندم خود گرفته است با آنکه به نفت و گاز ایران نیاز دارد رویکردی اقتصادی به دیپلماسی انرژی ایران دارد. این کشور نیز دوست دارد ایران در تنگنا و انزوا باشد و تحریم‌ها علیه ایران بیشتر شود. در چنین محیطی ایران وابسته اقتصادی چین می‌گردد. ایران مجبور می‌شود به عنوان تنها گزینه نفت خود را با قیمتی پایین به چین بفرستد. چین پولی به ایران نمی‌دهد و در عوض هر کالایی که دوست داشت به سمت بازار ایران سرازیر می‌کند. به این ترتیب یک بازی سراسر برد، برای چین و باختی از سر اجبار برای ایران به وجود می‌آید. هند با جمعیت بالا و صنعت در حال توسعه، نیاز اساسی به نفت و خصوصا گاز ایران دارد. هند نیز هر زمان بخواهد می‌تواند بازی دو سر برد را ارائه کند. خط لوله صلح را راه می‌اندازد و نفت و گاز خام و ارزان از ایران وارد می‌کند. از سوی دیگر با امریکا وارد مذاکره شده امتیاز هسته‌ای می‌گیرد و پول نفت ایران را پرداخت نمی‌کند یا گندم و برنج به ایران صادر می‌کند. عربستان نیز که یک رژیم استبدادی دارد از هیچ اقدامی جهت ضربه زدن به ایران خودداری نمی‌کند. تولید نفت خام را افزایش می‌دهد، حتی اگر قیمت آن پایین باشد تا ایران از بازار فروش اوپک کنار گذاشته شود. قطر نیز که در میدان‌های مشترک گازی با ایران رقابت دارد در حال جذب سرمایه خارجی جهت تخلیه مناطق مشترک است و این کشور نیز همانند عربستان از هر اقدام ضد ایرانی استقبال می‌کند. عراق کشور دوست و بسیار نزدیک به ایران که حتی در مسائل امنیتی و نظامی با ایران هماهنگ است اما در بعد دیپلماسی نفتی کوتاه نمی‌آید. کنار نیامدن از نامزدی ریاست اوپک باعث شد ایران صندلی ریاست را از دست بدهد. عراق با آنکه کمک‌های مالی، برق و انرژی با قیمت کم از ایران وارد می‌کند و در همه موضع گیری‌ها ایران طرف عراق بوده است، اما در زمینه تولید و صادرات نفت می‌خواهد جای ایران را گرفته و به علت کاهش صدور نفت ایران، خود را جایگزین کند. کشورهای قفقاز و آسیای مرکزی نیز در زمینه نفت و گاز از هر اقدامی که ایران در دیپلماسی نفت و گاز به حاشیه کشانده شود استقبال می‌کنند. آمریکا، اروپا و به خصوص اسرائیل نیز که با راه اندازی ایران هراسی، اسلام هراسی و شیعه هراسی سعی می‌کنند بازیگرانی موفق در منطقه باشند از هر اقدامی جهت شکست دیپلماسی نفت و گاز دریغ نمی‌کنند و با دادن مشوق و تنبیه کردن کوچکترین پیشرفت این عرصه را تاب نمی‌آورند. تحریم نفت و گاز ایران هدف مشترک اغلب کشورهای دوست، همسایه، منطقه‌ای و بین‌المللی ایران شده است و این مورد بر اساس روایت‌های نانوشته هویت ایرانی که با جهت دهی‌های هراس آور، منعکس می‌شود رواج پیدا کرده است. آنچه در زمان دولت قبل رخ داد به گونه‌ای بود که کمتر دوره‌ای را می‌توان مثال زد که دیپلماسی نفتی ایران چنین به حاشیه کشیده شده باشد. اجماعی نانوشته در منطقه و میان بازیگران بین‌الملل ایجاد شده بود که ایران را به حاشیه کشانده و گلوگاه انرژی کشور را گرفته به نحوی که از پس حل و فصل روزمره شهروندانش برنیاید. جمیت جوان دهه شصت ایران اکنون در مرکزیت تقاضا برای کار، ازدواج و مسکن قرار گرفته است، تقاضاهای اجتماعی جهت زندگی با کیفیت بالای استانداردهای جهانی با توجه به گسترش امواج عصر اطلاعات فزونی گرفته است و از همه مهم تر با توجه به افزایش تحصیلات و توسعه نیروی انسانی سطوح توقعات طبقات جامعه در حال فزونی است. ایران نیز کشوری وابسته به درآمدهای نفتی است که رویه دولت رانتی باعث شده است همه موضوعات و مسائل جامعه از منظر دولت بررسی شود. در چنین فضایی با توجه به پتانسیل بسیار بالای نفت و گاز در ایران، دیپلماسی نفتی به سختی می‌تواند اقدامی در جهت حل و فصل مشکلات تلمبار شده انجام دهد. دیپلماسی نفت و گاز ایران باید به شکلی این روایت‌ها را درآورد. در مورد هر کدام به شکاف‌ها و تنوع بازیگران ایجاد شده به همراه خواست و اهداف آنها توجه کند تا بتواند این فضا را به گونه‌ای هدایت کند که ایران از انزوا خارج گردد. دیپلماسی نفتی ایران اکنون با محیطی به شدت همسو و یکدست مواجه است که به راحتی نمی‌تواند آن را رام کند. در این محیط حتی کشورهایی که به لحاظ سیاسی و اقتصادی با ایران هم سو هستند اما در بعد دیپلماسی نفتی مغایر با منافع ایران حرکت می‌کنند.

این فضا چند دلیل دارد. بیش از اندازه کشور نفتی و خدماتی شده است و تولیدات به خصوص در بخش کشاورزی، صنعت و معدن به حاشیه رفته است. پتانسیل‌های گردشگری و سایر انرژی‌های پاک فراموش شده‌اند.

از همه مهم تر ایران در این سال‌ها تلاش کمی جهت هدایت سالم افکار عمومی جهان جهت اتهام زدایی انجام داده است و اغلب در همان محیطی که به دروغ ترسیم شده است تا ایران را کشوری خشونت آمیز و جنگ طلب ترسیم کنند، گام نهاده شده است. هر چه اخبار و روایت‌های انعکاسی در جهان از ایران کمتر باشد و هر چه سیاستمداران بیشتر به سمت آرام سازی محیط داخلی و منطقه‌ای حرکت کنند به این معنا که بیشتر عمل گرا باشند تا سخنور، منافع ملی ایران بیشتر تامین می‌شود. ایران در روایت‌هایی قرار گرفته است که منجر به بازی قابل پیش‌بینی شده است. رفتار ساده، راست محور و بر حق ایران به راحتی قابل کنترل و پیش‌بینی شده است به نحوی که با بازنمایی تحریف آمیز پدیداری برهم زننده ترسیم شده است. ایران نیاز به سکوت، آرامش و زیرکی دارد که بیش از حرف، عمل کند. اقدامات بی سروصدای عملی که بتواند بازیگران را در دیپلماسی نفتی ایران رو در روی یکدیگر قرار دهد و با خنثی سازی، برقراری موازنه، دادن و گرفتن امتیاز کمی وارد بازی و رسیدن به دیپلماسی برد گردد. شاید در نهایت بتوان شعر حکیم فردوسی را آورد که در مورد فعالیت در عرصه سیاست خارجی و کار دیپلماسی می‌گوید، فرستاده، پیام و هر بازیگری باید درونی پر از مکر، زیرکی و نقشه داشته باشد و در بیرون ساده، آرام، منطقی و عقلانی جلوه کند. بازنمایی ایران باید آرام، ساکت، منطقی و بدون غوغاسالاری باشد در حالی که در باطن و درون به شدت سیاس، زیرک، پر مکر و حیله باشد. اکنون بسیاری از کشورهایی که بودجه بسیار گزاف دارند سالی یک خبر نیز از کشورشان در افکار عمومی دنیا نقش نمی‌بندد در حالی که در عرصه داخلی کاملا آرام و سرشار از رفاه هستند و در محیط بین‌الملل نیز بازیگری می‌کنند. تعداد خبرهای انگشت نمای ایران در محیط بین‌الملل باید کاهش یابد و بازنمایی مبتنی بر صلح، آرامش، اعتدال و میانه روی صورت گیرد. سیاست نوعی بازیگری پیچیده، زیرکانه و هوشمندانه است به نحوی که به راحتی قابل پیش‌بینی و کنترل نباشیم نه اینکه اکنون نفت، گاز، مواد و سنگ‌های معدنی و محصولات کشاورزی خام داشته باشیم اما توانایی فروش آنها را نداشته باشیم. در حالی که در واقع نباید این مواد خام ارزشمند را فروخت و برای تولیدات ما باید بازار وجود داشته باشد و صفی از خریداران که ما بین آنها گزینش بهترین را انجام دهیم

دیپلماسی نفتی ایران اکنون با محیطی به شدت همسو و یکدست مواجه است که به راحتی نمی‌تواند آن را رام کند. در این محیط حتی کشورهایی که به لحاظ سیاسی و اقتصادی با ایران هم سو هستند اما در بعد دیپلماسی نفتی مغایر با منافع ایران حرکت می‌کنند