راهکارهای سیاست گذاری برای آزمون دکترا 

 نویسنده : فاطمه ذوالفقاریان

http://www.mardomsalari.com/Template1/Article.aspx?AID=19354

دانش برای  رام کردن محیط شکل گرفت  و ارتباط  میان گزاره های تولید شده  در حیطه انسانی  و طبیعی به خصوص  در قلمرو  علمی با  درجاتی  از تاثیر  بر واقعیات  قابل فهم  است. میان دانشگاه،  دولت،  بخش خصوصی  و جامعه  همیشه ارتباط زیادی  برقرار  است و دانشگاه  به عنوان تولیدکننده  دانش در تورهای قدرت  از  هرم  حاکمیت  تا عرف  گرفتار می شود و باید متناسب  با هر یک از این متن ها تولید دانش کند. ایجاد شدن دانشگاه و رفتن  دانشجویان برسر کلا س ها  در ایران  با دارالفنون و مدرسه علوم سیاسی آغاز شد. در ابتدا تنها طبقات اشرافی  و درباری به دانشگاه وارد می شدند. تاریخ معاصر  ایران روند فراگیر  شدن رفتن  به دانشگاه  را از اشراف  به شهروندان  طبقه متوسط  و پایین  به خوبی  نشان می دهد. بعد از  انقلا ب اسلا می دانشگاه رفتن به یکی از دغدغه های خانواده ها خصوصا طبقات متوسط و پایین تبدیل شد. با فشار جمعیت ابتدا درهای مقطع کارشناسی به روی دانشجویان گشوده شد و دانشگاه آزاد اسلا می  در این  فرآیند  نقش زیادی  ایفا کرد  و بعدها  مقطع کارشناسی  ارشد نیز  به سطوح عمومی آموزش اضافه گردید.  اکنون دانشگاه  ملی روزانه،  شبانه،  آزاد،  پیام نور  و سایر مراکز  آموزش عالی  نزدیک  به 4 میلیون  دانشجو را در خود جای داده اند  و ایران  یکی از کشورهایی است که فراگیری  وسیع پذیرش  دانشجو  را در دستور کار  خود قرار داده است. ایجاد شدن   کار برای اساتید، به تعویق  افتادن خواسته های جوانان،  آگاه شدن  کسانی که به دانشگاه  وارد می  شوند  و بالا  رفتن   فرهنگ عمومی  جامعه از مزایای  فراگیر شدن  تحصیلا ت  تکمیلی  است و  از معایب  آن مدرک گرایی، علا قه مند نبودن  دانشجویان  به دانشگاه،  پایین آمدن  کیفیت  تحصیلا ت  تکمیلی  و از همه مهم تر افزایش  توقعات  و بیکاری  وسیع میان  فارغ التحصیلا ن است.

بعد از  آن که سازمان سنجش، دانشگاه  آزاد  و به خصوص  پیام نور تقریبا  اغلب  متقاضیان  ورود  به  مقطع کارشناسی وارشد را پذیرش  کردند  اکنون نزدیک  به 120 هزار  نفر در سال متقاضی  ورود به  مقطع دکتری هستند. فشار شدید  دانشجویان، مدرک گرایی  و از همه مهم تر  نابسامان بودن بازارکار، تولید  و اشتغال  باعث شده است که  دانشگاه  به عنوان یکی از گزینه های فرار از جامعه و  واقعیت های آن  مطرح باشد. سالیان بسیاری بود که آزمون بود که آزمون  دکتری به صورت سالا نه  توسط خود  دانشگاه ها  برگزار  می شد. ابتدا آزمون  زبان عمومی  گرفته می شد و نزدیک  به 10 برابر  ظرفیت رشته  متقاضی به آزمون  کتبی  تخصصی  معرفی شد. آزمون  کتبی توسط دانشگاه  برگزار  می شد و از میان دانشجویان  2 الی 3  برابر ظرفیت  دانشجو برای مصاحبه به گروه های آموزشی  می رفت و در نهایت برای هرگرایش 3 الی 5 دانشجوی  دکتری گزینش و به وزارت علوم  معرفی می شد. هماهنگ نبودن  دانشگاه ها،  گزینش  دانشجویان  خودی توسط  هر دانشگاه،  اعمال نظرهای  شخصی  و ظلم  و تبعیض  نسبت به دانشگاه های آزاد  و پیام نور و به خصوص شهرستانها باعث شد وزارت علوم برگزاری آزمون را سراسری کند و به سازمان سنجش بسپارد. سازمان سنجش در یک اقدام بسیار سریع آزمون دکتری را به دو مرحله عمومی و مصاحبه تبدیل کرد. در مرحله عمومی آزمون تستی سراسری و کشوری در همه حوزه ها و دانشگاه ها از دروس زبان، استعداد و برخی دروس تخصصی لیسانس برگزار می شد. سپس چندین برابر(10برابر) ظرفیت به دانشگاه ها معرفی می شدند تا با مصاحبه از میان آنها دانشجویان دکتری انتخاب شوند. مزایای این روش آن بود که به لحاظ برگزاری، شکلآزمون، تاریخ و اعلا م نتایج،  نوعی استاندارد و قانون سراسری برتمام کشور حاکم کرد.

اما معایب برگزاری آزمون دکتری به شیوه متمرکز عبارتند از:

1- سطح دانش عمومی متقاضیان را می سنجد و علی رغم اینکه اغلب رشته ها در دوره ارشد به صورت گرایشی و تخصصی در آمده اند دروس مورد سوال در آزمون عمومی به شدت ابتدایی است. اغلب منابع شناخته شده نیست و طراحان سوال اغلب سوالا ت ارشد را به صورت اتفاقی طرح می کنند. با اینگونه آزمون عمومی و بسیار کلی نیازی به مقطع ارشد نیست.

2- ایراد بعد مربوط به تستی و چهارگزینه ای شدن سوالهاست. آزمون دکتری باید بسیار مشکل باشد به نحوی که سطح تحلیل و خلا قیت و علا قه و میزان کارها و سابقه پژوهشی و تحقیقاتی داوطلبان را بسنجد. آزمون تستی بسیار سطحی و پیش پا افتاده است و در بسیاری از رشته های علوم انسانی و خصوصا رشته های فنی نمی توان تست آورد چرا که سوالا ت جواب های یک کلمه ای مشخص ندارند.

3-ایراد بعد مربوط به تفکیک نشدن رشته ها از یکدیگر  است. مثلا  ادبیات فارسی، جغرافیا، فلسفه یا علوم سیاسی دارای گرایشات بسیار زیادی هستند که در دوره ارشد تفکیک شده است. آزمون دکتری تستی متمرکز اکنون سطحش بسیار پایین تر از آزمون ارشد است. بعد از این دوره عمومی و از داخل تست ها داوطلبان باید رشته های دوباره ریزتر شده دکتری را انتخاب کنند. بسیار اتفاق می افتد که افراد به رشته هایی دعوت می شوند که مورد علا قه آنها نیست و تطابقی با گرایش ارشد آنها ندارد.

4-در عمل آزمون کتبی و تخصصی حذف شده است و این امر باعث شده که داوطلبان متوسط و حتی ضعیفی که معیارهای تخصصی ندارند به مصاحبه دعوت شوند. بزرگترین ضعف آزمون فعلی دکتری نادیده گرفتن تخصص ها، گرایش ها و نسنجیدن دانش عمیق و تحلیلی است که مورد نیاز دانشجویان دوره دکتری است.

5- ایراد بعد مربوط به دعوت به مصاحبه است. در مصاحبه نیز با وقت بسیار اندک هرگروه آموزشی باید برای 5 الی 10 نفر نزدیک به 100 تا 200 نفر را مورد مصاحبه قرار دهد. طبیعی است که از یک الی دو روز نمی توان نظر درستی در قالب مصاحبه برای داوطلبان داد. این امر باعث خسته شدن اساتید، دانشجویان و اتفاقا اعمال نظرشخصی ناخواسته می گردد.

به طور خلا صه می توان گفت شیوه تستی، متمرکز آزمون دکتری سطح دانش عمیق و تحلیلی و تخصصی دانشجویان را محک نمی زند و  شیوه ای که فقط برای زودتر برگزار شدن و جمع کردن بدون مطالعه ایجاد شده است، باعث نارضایتی کامل دانشجویان و اساتید و حتی بی احترامی به آنها شده است که فلسفه وجودی دانشآموزی در سطح دکتری را زیر سوال می برد و تا حد زیادی شبیه به قرعه کشی و فرآیند تاس انداختن شده است چرا که نه رشته ها از هم تفکیک نشده اند و گرایشات فوق لیسانس نادیده گرفته شده است و از سوی دیگر آزمون تخصصی و تحلیلی نیست.

بنابراین  راهکارهای سیاست گذاری برای آزمون دکتری بدین شرح پیشنهاد می گردد:

1 - اولین راهکار کاهش تعداد دانشجویان دکتری است. هر دانشگاه باید با توجه به امکانات و نظر اساتید و گروه اقدام به پذیرش دانشجو کند. تجربه بسیار ناموفق پذیرش دانشجو در ارشد جلوی چشمانمان است. کسانی که اصلا  فرآیندهای روشی و پژوهشی را نیاموخته اند و با دادن پول  یا کپی پایان نامه بدون علا قه تنها دنبال جمع کردن اطلا عات و گرفتن مدرک هستند. افزایش سطح توقعات، بیکاری وسیع و هزینه کردن وقت و سرمایه کشور بدون در نظر گرفتن نتایج و پیامدهای نامطلوب آن چندان مناسب نیست. کاهش تعداد دانشجویان دکتری اقدامی است که بسیار ضروری است وبه کیفیت آموزش کمک خواهد کرد.

2- دومین راهکارها مربوط به رتبه بندی دانشگاه ها بر اساس تعداد مقاله، ویژگی های اساتید و کتاب های چاپ شده آنها و امکانات دانشگاه است. سطوح بسیار مختلفی از آموزش در کشور در جریان است و کاملا  طبیعی است که آموزش در دانشگاه شریف، تهران، امیرکبیر، علا مه، بهشتی، مدرس و... بسیار تفاوت دارد با دانشگاه های پیام نور و آزاد و... باید براساس یک استاندارد ملی و علمی دانشگاه ها رتبه بندی شوند تا تاثیر معدل، انتخاب رشته و سایر مولفه ها عدالت برقرار گردد.

3- راه حل کوتاه مدت و دم دستی این است که فعلا  آزمون تستی عمومی، گرایشی شود و  رشته ها از حالت کلی با منابع نامشخص درآیند. سازمان سنجش باید با کمک دانشگاه ها و یک طرح تحقیقاتی همه گرایش ها را جداگانه آزمون بگیرد. سطوح سوالات تستی از دروس تخصصی را افزایش دهد. در همان مرحله اول اتفاقی بیفتد که دانشجویان به صورت تخصصی و متناسب با گرایش خود به مصاحبه دعوت شوند.

4- اقدام میان مدت این است که آزمون کتبی علا وه بر آزمون عمومی اضافه شود. متقاضیان به 2 الی 3 دانشگاه معرفی شوند و هر دانشگاه یک  آزمون کتبی مثل قبل برگزار کند تا سطح تحلیل و اطلا عات و سابقه متقاضیان کاملا  بررسی شود. البته هر دانشگاه باید منابع بسیار زیاد و موضوعات و سطوح آزمون خود را روشن سازد.

5- اقدام بلند مدت این است که بعد از مرحله عمومی در سراسر سال متقاضیان می توانند طرح پژوهشی خود را به عنوان تز دکتری به گروه آموزشی و دانشگاه مورد علا قه خود تحویل دهند. دانشجویان یک سال وقت دارند که طرح خود را به دانشگاه برده و با معرفی دو تن از اساتید که طرح را قبول کرده اند در یک دفاع در گروه نشان دهند که می تواند و علا قه و خلا قیت و پشتکار آن را دارد که دانشجوی دکتری شود.

به هر شکل نباید اتفاق بسیار ناگواری که برای مقطع ارشد افتاده برای سطح دکتری هم  تکرار شود. جمع کردن و پاک کردن صورت مساله به هر روش بهترین راه نیست. وزارت علوم اگر یک نظر سنجی انجام دهد متوجه می شود که اغلب دانشجویان و اساتید فعال و پژوهشگر به خصوص در دانشگاه های تهران ناراضی هستند و در یک سرگردانی شدید به سر می برند. باید جلوی پذیرش زیاد و فراگیر را گرفت، امکانات را افزایش داد وآزمون را به سمت تخصصی شدن و عمیق تر شدن برد تا هر فرد در گرایش خود امتحان دهد و با ارایه کارنامه پژوهشی و آموزشی خود بتواند در صورت لیاقت به تحصیل مشغول شود. توده ای  فراگیر دکتری باعث از بین رفتن کیفیت و مهاجرت نخبگان خواهد شد به شکلی که توقعات فزاینده ایجاد می کند و جامعه را با سیلی از محصلا ن مدرک به دست مواجه خواهد ساخت.