http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=185845
   
نسخه شماره 3427 - 1392/12/14 -

 سیاست‌گذاری بازنمایی یارانه‌ها 
 
نویسنده : روح‌الله اسلامی

در طول تاریخ، واقع گرایی برخی از متفکران ایران‌، اخلاق و رفتار مردم را بصورت مناسب و زیرکانه نمایان می‌کند . اینکه سود، پول، قدرت، لذت و زر در میان جان مردم است و به راحتی از آن کوتاه نمی‌آیند. اقتصاد کشور بعد از انتخابات و حضور مردم به سمت شاخص‌های مثبت حرکت کرد و تقریبا به ثبات نسبی رسید. تورم تا حدی مهار شد و قیمت ارز و طلا به ثبات نسبی نزدیک گردید. اعتماد عمومی‌برگشت و جامعه از شوک بزرگ یک جراحی ناقص بیرون آمد. در حالی که روایت اعتدال امیدی به جامعه برگرداند و در حیطه‌های زیادی موفق عمل کرد به ناگاه همانندسازی جراحی اقتصاد دوباره زنده گردید. خبر مربوط به اجرای فاز دوم هدفمندی یارانه‌ها به صورت ناگهانی و قطعی، بدون برنامه‌ریزی مثل دولت قبل اعلام شد، شاخص‌های اقتصادی روندی منفی به خود گرفته‌اند. میان شهروندان ایرانی در قرن بیست‌و‌یکم بی‌اعتمادی شدیدی حاکم شده است و به گونه‌ای افکار عمومی‌نسبت به اخبار مثبت و منفی اقتصاد واکنش‌های بدبینانه نشان می‌دهند. شکل گرفتن بی‌‌اعتمادی، فردگرایی بیش‌از اندازه، مصرفی شدن جامعه گونه‌ای از تغییر در ارزش‌های عمومی‌است که تا حد زیادی به سیاست‌گذاری‌های آرمانی کشور برمی‌گردد. در حالی که تعداد مسکن در ایران از تعداد خانوارها بیشتر است بحران مسکن وجود دارد، در حالی که منابع انرژی زیاد و پتانسیل‌های خدادادی زیادی داریم بیکاری فارغ التحصیلان را شاهدیم. متاسفانه تنها بر اساس استدلال‌های ریاضی و سیاست گذاری‌های مهندسی، بدون توجه به واکنش‌های شهروندان ایرانی در موضوع یارانه‌ها دولت قبل وارد شدند. در حالی که اغلب اقتصاد دان‌ها و مهندسان سیاست‌گذار پیروزی سیاست‌های یارانه ای را بدیهی انگاشته بودند به ناگاه جامعه واکنشی بسیار شدید به این مقوله نشان داد و همه فرمول‌های ریاضی که شهروندان را موجوداتی خنثی و اشیائی قابل تصرف فرض کرده بودند به هم ریخت. به ناگاه تورم، نقدینگی و مصرف‌گرایی شدیدی بر جامعه حاکم شد به نحوی که امروز اسم یارانه‌ها برابر شده است با گرانی، تورم، افزایش مبلغ بنزین و سوخت و همینطور از بین رفتن قدرت خرید مردم. یارانه‌ها از دیدگاه‌های علوم سیاسی، روانشناسی اجتماعی و جامعه‌شناسی سیاسی مورد بحث قرار نگرفت و اکنون هر گونه اسم بردن و حرکت کردن در این مسیر جز تنش و ناراحتی عمومی‌نتیجه‌ای نخواهد داشت.دولت جدید وارث طرح‌های ناقصی است که نمی‌داند با آنها چه کند. یکی از تنش آمیزترین این طرح‌ها بحث یارانه‌ها است. با توجه به اینکه سیاست‌گذاری یارانه‌ها از ابتدا بر اساس مبانی انسانی استوار نگردید و نظر متخصصان امر در این موضوع گرفته نشد. عملا در اجرا با شکست بسیار واضحی رو به رو شد. در بحث شناسایی شهروندان مستحق و انصراف آنها بدون داشتن آمار درست و معتبر با شکست مواجه شده است. همیشه در طراحی، اجرا، تجدیدنظر جامعه را با شوک و تنش مواجه ساخته است.به تمام معنا واژگانی چون هدفمندی، خوشه، انصراف، ثبت‌نام، یارانه‌ها، فاز و... به صرف ادا شدن تبعات منفی برای کشور دارد و بهتر است کاملا از دستور کار خارج گردد. پیشنهاد می‌شود دولت و مجلس دیگر اسم یارانه‌ها را نیاورند، مبالغی که به مردم می‌دهند را از فروردین به بعد قطع کرده و تنها بخش بسیار کوچکی از مردم مثلا روستاها، کمیته امداد، استان‌های مرزی را شامل گردد و در عوض در بخش عمرانی، آموزشی، بیمه و بهداشت مصرف گردد. هر زمان که به صورت عمومی‌در مورد یارانه‌ها از سوی یکی از سیاست مداران به صورت ناگهانی حرفی زده می‌شود، سیگنال‌های مثبت آن کنار می‌خورد و همه موارد منفی جذب می‌گردد. یارانه‌ها در همه ابعادش برای مردم یادآور دورانی است که در چند ماه طبقه اقتصادی و حتی فرهنگی آنها را جا به جا کرد و سرمایه شان را به نصف تقلیل داد. مردم به خبرهای یارانه‌ها واکنش منفی نشان می‌دهند بنابراین در بازنمایی این مقوله می‌بایست تجدیدنظر صورت گیرد و برنامه‌ها آرام، محافظه کار و در جوی حساب شده بدون شباهت و همانندانگاری به دولت قبلی طراحی و اجرا گردد.


نسخه چاپی ارسال به دوستان