http://www.asrekimyagari.com/asrkimiagari/News.aspx?NID=2508

کشورها بازیگرانی هستند که به طور طبیعی به دنبال منافع خود می‌‌باشند. در عرصه روابط بین‌الملل توقع داشتن از بازیگران برای اینکه اخلاق، ادب، سود طرف مقابل، یا ارزش‌ها و هنجارها را رعایت کنند تنها آرزویی است که ریشه در باورهای قیاسی دارد. در نگاه اول همه بازیگران از هر وسیله‌ای استفاده می‌‌کنند تا قدرت خود را گسترش دهند و اگر استفاده نمی‌‌کنند یا توانایی آن را ندارند و یا منطق تشویقی و تنبیهی در موضوع مورد نظرشان نهفته است. خبرهای خوشی به صورت پوشیده در ماه‌های اخیر در مورد صنعت نفت، گاز و پتروشیمی رسید مبنی بر اینکه برخی از تحریم‌ها برداشته شد و کشورها و شرکت‌های خارجی برای سرمایه‌گذاری وارد مذارکره شده اند. هنوز خبرهای خوش در راه است که علت همه این موارد را باید در فهم درست نخبگان سیاسی ایران از محیط بین‌الملل و فعال شدن وزارت امور خارجه جهت انتخاب راهکار حرفه‌ای و تخصصی عنوان کرد. دیپلماسی در تاریخ معاصر ایران بارها کشور را از بدترین شرایط و بحرانی ترین اوضاع رهانیده است. اما وزارت امور خارجه چگونه تاسیس شد؟ در این مقاله به شکل گیری دستگاه دیپلماسی کشور پرداخته می‌‌شود. با توجه به اینکه خبرهای بسیار خوشی از صنعت نفت، گاز و پتروشیمی رسیده است و به زودی این عرصه با تحولات خارق العاده‌ای همراه می‌‌شود که حاصل پیوند مبارک وزارت نفت و دستگاه دیپلماسی کشور است در این مقاله پیدایش وزارت امور خارجه و سابقه این نهاد عقلانی در رفع بحران‌های جهانی برای ایران مورد تحلیل قرار می‌‌گیرد.

ایرانیان مبتکران سیاست‌گذاری‌های دیوانی و نهادی هستند. یکی از اولین دولت‌های عقلانی در دنیا دولت ایران است؛ نهادی قانونی که وظیفه تولید و توزیع قدرت، ثروت و ارزش در جامعه را بر عهده داشت. بعد از آمدن اسلام به ایران، ایرانیان فنون جدید حکمرانی را به اعراب آموختند. نهاد وزارت، ولایت عهدی، دربار، جنگ، قضاوت و... را ایرانیان وارد حکمرانی اسلام کردند. در دوره قاجار نیز همزمان با سایر کشورهای اروپایی ایرانیان نهاد وزارت امور خارجه را تاسیس کردند. این نهاد بعد از نهاد دربار، شاه و نخست وزیری توانست در طول تاریخ ایران خدمات زیادی به ارمغان آورد. در ابتدای جنگ جهانی اول ایران دارای 11 نمایندگی فعال در خارج و 88 سال سابقه موفق دیپلماسی بود. کتاب‌های حقوق بین‌الملل، آداب دیپلماسی، فنون مذاکره، حقوق کنسولی و مصونیت‌های دیپلماتیک در ایران ترجمه شده بود، آموزش و عمل داده می‌‌شد.

از دوره فتحعلی شاه به سال 1236 هجری قمری که وزارت امور خارجه تاسیس شد، تا زمان مشروطه18وزیر در این حیطه به قدرت رسیدند که برخی از آنها عبارتند از: ابوالحسن خان شیرازی، ابوالقاسم قائم مقام، مسعود انصاری، امیرکبیر، موتمن الملک، مشیرالدوله، سپهسالار، قوام. برخی از این نخبگان چند بار به وزارت رسیدند. نهاد وزارت یکی از وجوه عقلانیت ایرانیان در اداره امور سیاسی است که از دوران باستان به ارث رسیده است. وزارت خارجه نیز یکی از قدیمی ترین نهادهای عقلانی ایران است که همزمان با تحولات بین‌الملل ایجاد شد. در دوره صفویه تا قاجار شاهان و شخص وزیر از مهمانان و فرستادگان خارجی پذیرایی می‌کردند و با استفاده از تشریفات دربار، فن دیپلماسی و آداب پذیرش را انجام می‌‌دادند. مهماندار باشی، مجلس نویس و پیش کش نویس امور تشریفات خارجی را برای شاه انجام می‌‌دادند و معاهدات در دارالانشاء نوشته و ضبط می‌شد. ایران با فرانسه، انگلیس، روسیه و عثمانی رابطه داشت و گاهی معاهدات تجاری و نظامی می‌بستند اما نمایندگی نداشتند. در دوره قاجار روابط گسترش یافت و این امور زیر نظر وزارت داخله بود. در سال 1236 به فرمان فتحعلی شاه، نشاط اصفهانی شاعر و خطاط معروف به وزیر امور خارجه منصوب و امور خارجه از شکل میرزابنویسی و منشی گری محض خارج شد. فتحعلی شاه نوشت در هذه السنه خجسته دلیل و بعدها فدوی ارادت نصاب، سلاله السادات الطیاب، مخزن الخاقان، دولتخواه قدیمی، معتمدالدوله العلیه العالیه میرزا عبدالوهاب را به انتظام مهمات وزارت امور خارجه منصوب داشتیم. نشاط موظف شد امور خارجه را بر‌اساس ترتیبات جدید نظم دهی کند. او منشی الممالک و مجلس نویس را در کار نوشتن و ثبت و ضبط قراردادها قرار داد، وزارت امور خارجه را به صورت اداره‌ای مستقل در کار نظم دهی امور سفرا و ایلچی‌ها موظف کرد. بعد نوبت به میرزا ابوالحسن خان شیرازی رسید. شیرازی ملقب به ایلچی داماد نوری اعتمادالسلطنه بود، بعد از آنکه خانواده اش کور و فراری شدند او به هند رفت، زبان آموخت و مدتی در کمپانی هند شرقی کار کرد. فتحعلی شاه او را بخشید و به مقام وزارت رساند. مدتی ایلچی ایران در انگلیس بود. او با جیمز موریه همراه بود. بعدها ایلچی ایران در روسیه شد و در انعقاد قراداد گلستان نماینده ایران بود. زندگی پر ماجرایی داشت؛ چند بار به فرانسه، انگلیس و روسیه هدیه فرستاد تا از تمامیت ارضی ایران دفاع کند، اما با کم محلی و طرد مواجه می‌‌شد. معاهده ترکمانچای را نیز با پاسکوویچ منعقد کرد. در سال 1240 وزیر امور خارجه شد. بعد از مرگ فتحعلی شاه طرفدار شاهزاده‌ای به نام علی شاه شد که به قدرت نرسید و با روی کار آمدن محمد شاه و قائم مقام در حرم عبدالعظیم بست نشست. آقاسی بعدها نخست وزیر شد و مسعود گرمرودی را وزیر امور خارجه قرار داد. ایلچی بعد از او دوباره وزیر شد، اما همیشه از ناامنی و بی ثباتی سیاسی در رنج بود.

در دوره محمد شاه، آقاسی عارف مسلک همه کاره بود و مسعود انصاری و سپس ابوالحسن شیرازی چندان مسئولیتی نداشتند. امیرکبیر که به قدرت رسید وزارت امور خارجه را سر و سامان داد، تعداد نمایندگی‌ها را افزایش داد و تشریفات و فنون دیپلماتیک را حرفه‌ای اعمال کرد. بعد نوبت به میرزا سعید خان موتمن الملک رسید که به خاطر خط خوش خود، کاتب، منشی و محرم اسرار ناصرالدین شاه شد. او 21 سال وزارت را برعهده داشت و به خاطر اقدامات اصلاحی که در این حوزه انجام داد به پدر وزارت امور خارجه معروف است. موتمن الملک با سپهسالار اختلاف داشت. وقتی که سپهسالار وزیر خارجه شد میرزا سعید به ریاست استان قدس منصوب شد اما کمی بعد دوباره برگشت. در اواخر عمر حرص زیادی به مال دنیا پیدا کرد و چون از کار افتاده شده بود صدیق الملک کارهای او را انجام داد. میرزا سعید بسیار منظم و دقیق بود و تشکیلات و اساسنامه‌ای برای وزارت امور خارجه ایجاد کرد که همیشه مبنا قرار گرفت. در اساسنامه، قسمت‌های وزارت، وظایف آنها، درجات، مبانی و تشریفات، ادارات و دستگاه ها، فنون کنسولی، شیوه‌های استخدام و انواع کارمندان مشخص شده بود. وزارت امور خارجه به چهار بخش بریتانیا، روسیه، عثمانی و همسایگان تقسیم شد، 15 دایره پشتیبانی شکل گرفت و بخش‌های تخصصی بازرگانی، تشریفات، ترجمه، رمز، حسابداری، اداره کنسولی، امتیازات، روادید ایجاد گردید. ایران در عثمانی، آمریکا، اتریش، آلمان، ایتالیا، هلند، فرانسه، بلژیک، بلکان و... کنسولگری داشت. در مدت 88 سال تا جنگ جهانی، ایران در زمینه امور خارجه کاملا حرفه‌ای و تخصصی شده بود. ناصرالدین شاه، به مهدی خان ممتحن الدوله دستور می‌‌دهد کتابچه‌‌ای در مورد وزارت امور خارجه، بخش ها، کارکرد، آیین نامه‌ها و آداب دیپلماسی بنویسد. ممتحن الدوله که از رشته معماری و دارالفنون به سیاست خارجی کشیده شده بود و زبان فرانسه می‌‌دانست و چندین سفر دیپلماتیک در کارنامه اش داشت، کتابچه مآثر المهدیه را می‌‌نویسد و در این کتاب، دیپلماسی را حفظ منافع کشور و اصلاح مناسبات دولت تعریف می‌‌کند. او می‌‌نویسد دیپلمات باید زبان، ادبیات، حقوق و معاهدات را بداند و اصول سیاست خارجی، بستن قرارداد و عهدنامه را عملی تجربه کرده باشد. در اروپا بعد از استقلال دولت ملت‌ها و شکل گیری روابط بعد از وستفالی به علت زیاد شدن روابط و فرستاده ها، وزارت امور خارجه شکل گرفت. وزارت امور خارجه دفاتر و اداراتی دارد که کارهای سفرا و ایلچی‌ها را تنظیم می‌‌کند. سفرا روابط را تنظیم کرده، پیام‌ها را رسانده و گزارش‌ها را ارسال می‌کنند. در کنار توپ و تفنگ باید مدرسه علوم سیاسی و سفرای کاردان داشت تا اسباب بقای صلح و ثروت برای کشور ایجاد شود. او وظایف وزارت امور خارجه را چنین عنوان می‌کند: تسریع امور خارجه بر‌اساس مصلحت ملت و صلاحدید حکمران تاجدار، توسعه روابط با سایر دولت ها، تنظیم ماموریت‌ها، مراسم، معاهدات، شرکت در جشن‌ها و اطلاع رسانی به مردم و رسیدگی به احوالات و امور کنسولی ایرانیان خارج از کشور، جابه جا کردن سفرا و نمایندگان مقیم و ارسالی، دریافت گزارش‌ها و ارسال راهکار و دستور برای دفاع از منافع ملی. وزارت خارجه دو بخش مهم دارد. یک قسمت شامل دفاتر و تحریرات و قسمت دیگر راجع به تصدی امور سفرا و مامورین می‌‌باشد. او سپس در کتاب خود پنج اداره وزارت به همراه کارکردها و بخش‌های آنها را ترسیم می‌‌کند. اداره اول دفتر مخصوص وزیر است که کار انکشاف راپورت، افتتاح اخبار، روئیت مصالح جاریه، پذیرفتن سفرا، مذاکره امور محرمانه و امور مستخدمین داخلی و خارجی را انجام می‌‌دهد. اداره دوم، دفتر ریاست و نظارت بر امور پولتیک است. این اداره امور معاهدات، پیمان‌ها، مباحث سرحدی و استرداد مجرمین و برخی کارهای پذیرایی و تشریفات را انجام می‌‌دهد. اداره سوم کارهای کنسولگری و کارپردازی و امور عهدنامه، کشتی‌ها و به خصوص امور تجار در ممالک خارجی را بر عهده دارد. اداره چهارم مربوط به ثبت و ضبط اسناد و نوشته جات و اوراق دولتی است. اداره پنجم امور مربوط به خزانه و وجوه محاسباتی، اقدامات محاکماتی و تخلفات را برعهده دارد. در ادامه نیز به برخی از قوانین کنسولی و آداب تشریفات همین‌‌طور حقوق ملکیه، اصل بی طرفی، در احوال دوول جنگ و صلح و... می‌‌پردازد.

بنابراین سال‌ها قبل از آنکه ایرانیان با انقلاب مشروطه، سیاست داخلی، فرهنگ و اقتصاد را به شکل مکانیکی و متجدد همراه سازند، وزارت امور خارجه بر اثر الزامات بین‌الملل ناخودآگاه مدرن شده بود و همراه با تحولات بین‌المللی جلو می‌‌رفت. قراردادها و معاهدات بسیاری که از زمان فتحعلی شاه تا مشروطه نوشته شد بهترین انشاء و مصلحت گراترین قراردادها هستند اما به علت ضعف دولت ایران و نداشتن پشتوانه‌های قدرت ملی، وزارت امور خارجه در متنی بسیار بی قدرت بازی می‌‌کرد. به طور خلاصه ایران در آستانه مشروطه تا پایان جنگ جهانی اول، وزارت امور خارجه و نخبگان سیاست بین‌المللی هوشمند و فعالی داشت که سابقه کار و سیاست‌گذاری در محیط بین‌الملل را داشتند. وزارت امور خارجه قبل از جنگ تحلیل‌ها و گزارش‌های فراوانی در مورد وقوع جنگ جهانی اول ارسال کرد و کاملا آگاه و آماده بود که در دنیا چه اتفاقی در حال وقوع است. اما ایران به علت ضعف نیروی انسانی، ضعف اقتصاد و بنیه بسیار ضعیف نظامی در صورتی که جنگ به خاک ایران کشیده می‌‌شد، توان مقابله نداشت. هنر دیپلماسی وزارت خارجه زمانی که با هوش و ذکاوت سیاستمداران اشرافی وجیه المله گره خورد، توانستند کشور را از تلخ ترین و بحرانی ترین رخدادهای بین‌المللی، به سلامت عبور دهند. زبان دانی، دانستن هنر مذاکره و چانه زنی، حضور به موقع در کنفرانس‌های بین‌المللی، استفاده از مطبوعات و افکار عمومی جهانی، ایجاد موازنه قوا نین طرف‌های پیروز جنگ، امتیاز دادن، بستن معاهده و توافق نامه و از همه مهم تر اعلام بی طرفی در جنگ جهانی اول باعث شد ایران از بحرانی ترین حادثه قرن به سلامت عبور کند و این مورد را مدیون وزارت امور خارجه است.

بعدها در بحران جنگ جهانی دوم، بحران مداخله آذربایجان در ایران به خصوص ترک نکردن قلمرو سرزمینی ایران، بحران ملی شدن نفت، بحران جزائر ایرانی خلیج فارس، بحران انقلاب و جنگ و در دوره جدید بحران‌های حضور آمریکا در منطقه، بحران بنیادگرایی در منطقه و بحران انرژی هسته‌ای، دستگاه وزارت امور خارجه توانسته است بسیار موفق عمل کند. وزارت امور خارجه و دیپلماسی ایرانی از شاکله‌های اصلی هویت ایران محسوب می‌‌شود. دیپلماسی با واقعیات سر و کار دارد. ایرانیان هوش خارق‌العاده‌ای در هدایت بحران‌ها به خارج و حفظ منافع ملی در تاریخ داشته اند. جایی که ایران قدرت کافی نداشته است فن و هنر دیپلماسی، کشور را از بحران نجات داده است. مقوله دیپلماسی، به شدت نخبه گرا، عملگرا، واقع گرا و دارای زبانی ادب دان و آرام است. به صورت تدریجی و آرام فعالیت می‌‌کند اما نتایج آن ناگهانی برای کشور پدیدار خواهد شد. تنها کمی صبر و همدلی نیاز است تا منافع ملی کشور در محیطی آنارشیک حفظ گردد و شهروندان نتیجه ملموس ادب، احترام، قانون دانی، تخصص و مدارا را درک کنند

جایی که ایران قدرت کافی نداشته است فن و هنر دیپلماسی، کشور را از بحران نجات داده است. مقوله دیپلماسی، به شدت نخبه گرا، عملگرا، واقع گرا و دارای زبانی ادب دان و آرام است