http://www.asrekimyagari.com/asrkimiagari/News.aspx?NID=2545

آرمان‌ها همیشه زندگی انسان را جهت دار کرده و از تکرار، کلیشه‌ها و واقعیت‌هایی که باعث ایجاد رنج می‌‌شوند جلوگیری می‌‌کنند. ایرانیان در طول تاریخ بعد از دوره صفویه از سوی کشورهایی چون روسیه و انگلیس مورد تحقیر و سرکوب قرار گرفته‌اند. این کشورها به علت آنکه زودتر به فرآیندهای توسعه دست پیدا کردند توانستند قواعد بازی بین‌الملل را به نفع خود تغییر داده و با دارا بودن منابع اقتصادی، تکنولوژیکی، نظامی و دیپلماتیک در همه منازعاتی که با ایران طرف بوده‌اند پیروز شده‌اند. انگلیس نزدیک یک سوم از خاک ایران را تجزیه کرد و در سرکوب حرکت‌های آزادی خواهانه نقش فعال داشت. روسیه نیز قسمت‌های شمالی کشور ایران را جدا ساخت و با اشغال چندباره ایران در طول تاریخ، به توپ بستن مجلس، حمایت از استبداد و همینطور حمله به شهرهای شمالی خاطرات حقارت آمیز فراوانی در خاطره جمعی شهروندان ایرانی به جای گذاشته است. نقشی که بعدها آمریکا در مورد ایران پیدا کرد و با کودتای 28مرداد و هم‌دستی با انگلیس تمام خاطرات خوش ایرانیان از نیروی سوم را کنار زد. آرمان ملی شدن دقیقا جایی در تاریخ قرار دارد که ایرانیان با استفاده از توان دیپلماتیک، قدرت بسیج مردمی و وحدت شهروندان، توانستند با اعتماد و سربلندی از منافع ملی دفاع کرده و در برابر تکرار تاریخ ایستادگی کنند. دقیقا همین خاطره به صورت طغیانی تری در انقلاب اسلامی ایران باعث ایجاد استقلال و به دست آمدن وجهه و اعتباری شد که قرن‌ها به فراموشی سپرده شده بود.

بعد از اشغال ایران، انگلستان برای اینکه افکار عمومی مردم را آرام کند رضاشاه را کنار گذاشت. فضای باز سیاسی ایجاد شد و مجلس به راس سیاست گذاری کشور بازگشت. با مهارت‌های دیپلماتیک قوام و نخبگان ملی گرا، اشغالگران به خصوص شوروی از ایران خارج شدند و تمامیت ارضی و استقلال ایران بعد از جنگ جهانی دوم به دست آمد. به تدریج مصدق در مجلس شورای ملی موضوع ملی شدن نفت را پیش کشید تا در دوره جنگ سرد با استراتژی عدم تعهد، به هیچ یک از دولت‌های شرقی و غربی امتیاز ندهد. این استراتژی با استقبال افکار عمومی، سیاستمداران و نمایندگان همراه شد که به انگلیس و شوروی هیچ امتیاز جدید نفتی ندهند. آرمان ملی‌گرایی به ناگاه ایرانیان را متحد ساخت و آنها به مبارزه با قراردادهای امتیازی رفتند که نقض کننده حاکمیت ملی بود. در این میان مصدق با بهره‌گیری از وحدت ملی کشور، استفاده از همه نخبگان به خصوص نیروهای مذهبی، مذاکرات بین‌المللی و عدم دخالت شاه و دربار توانست صنعت نفت کشور را ملی کرده و در ایران جشن بزرگ برقرار کند. اما این خوشحالی دیری نپایید. به تدریج نیروهای اصلی ملی شدن نفت دچار تفرقه شدند، انگلیس و آمریکا در یک راستا جهت سرنگونی مصدق قرار گرفتند، شاه و دربار به عرصه حکمرانی کشور بازگشتند و آرمان‌ها هیچ جایی جهت عملیاتی شدن پیدا نمی‌‌کردند به نحوی که به راحتی با کودتای چند هزار نفره کابینه مصدق سقوط کرد. اما چرا در ایران کودتا شکل گرفت و چرا آرمان ملی شدن به راحتی در برابر واقعیت‌ها تسلیم شد؟

1-واقعیت جهان دو قطبی: بسیاری بر این عقیده‌اند که مصدق فرو افتاد چون در دوره جنگ سرد شعار ملی شدن را سر داد. ملی شدن در زمانی که همه کنشگران بین‌المللی سیاست‌های راست یا چپ دارند بی فایده است. عدم تعهد ادبیات جدیدی بود که مصدق برای سیاست خارجی ایران پیشنهاد داد اما برای تحقق آن نیاز به نیروی انسانی ماهرِ فعال در عرصه بین‌الملل، توان اقتصادی بالا و مستقل و همینطور توان نظامی بازدارنده است. ایرانی که تازه از جنگ دوم جهانی بیرون آمده و در داخل با بحران مشروعیت و شورش‌‌های وسیع اجتماعی مواجه بود آن هم با تکنولوژی ساده نمی‌‌توانست به ناگاه ادعای خودکفایی و بریدن از نظام بین‌الملل را داشته باشد. ایران حتی در تولید، فروش و همه فرآیندهای نفتی به تکنولوژی و بازار غرب نیاز داشت. همین که مصدق نفت را ملی کرد و در برابر انگلیس ایستاد با آنکه خواست خود را میانه نشان دهد و بر عدم تعهد به بلوک شرق و غرب پافشاری کرد اما به باور همه، مصدق به اردوگاه کمونیست‌ها وارد شد. این اقدام او در فضای بین‌الملل چنین تصویر گردید که ایران در حال فرو افتادن به دام کمونیست است و مصدق رهبری عوام فریب و توده‌ای است که افکار مارکسیستی دارد. آرمان ملی‌گرایی و عدم تعهد مصدق با واقعیت فضای بین‌الملل برخورد کرد و بازنمایی مارکسیستی از آن صورت گرفت که در نهایت همه دشمنان داخلی و خارجی را رو در رویش قرار داد. بی جهت نبود بعد از کودتا بیشترین اعدام، سرکوب و زندانی برای حزب توده روی داد.

2-واقعیت محافظه کار سیاست: مصدق تا حدی اصول محافظه کاری، عقلانیت و آرامش و صبر در فضای سیاسی را کنار زد. با آنکه سیاستمداری با سابقه و تحصیلات از خاندانی اصیل بود اما شبیه جوانان پرشور و هیجان زده عمل کرد. در عرصه سیاسی کمی صبر، آرامش، محافظه کاری و سکوت بهتر انسان‌‌ها را به هدف می‌‌رساند. بسیاری از مشکلات سیاسی با درگیری، دعوا و هیجانات زودگذر عمق بیشتری پیدا می‌‌کند و موفق ترین سیاستگذاران و مجریان سیاسی کسانی هستند که بر‌اندیشه ها، افکار و اعمال خود کنترل دارند به نحوی که اگر با بحران‌های مختلف رو به رو شوند به گونه‌ای رفتار می‌‌کنند که هیچ اتفاقی نیافتاده است تا در این شرایط بتوانند بهتر محیط را کنترل کنند. مصدق می‌‌خواست همه آرمان‌های ایرانیان را ناگهانی عملیاتی کند. از یکسو دوست داشت قدرت شاه نمادین باشد و در همه امور دخالت نکند. از یکسو در حال قانونی کردن همه فرآیندهای قبیله‌ای و اشرافی در ایران بود. از سوی دیگر مشارکت مردمی در همه فرآیندهای عمومی را طلب می‌‌کرد و دوست داشت اعتماد به نفس حوزه عمومی ایران را زنده کند. همینطور در حال مبارزه با انگلیس جهت ملی کردن نفت بود و به هیچ یک از پیشنهادات آمریکا و مجامع بین‌المللی پاسخ مثبت نداد. مصدق انسان شریف و صادقی بود که وجوه محافظه کارانه سیاست را به معنای اتحاد و ائتلاف را فراموش کرد و برخلاف سنت اجدادی و رویه‌‌های ذاتی سیاست اقدامات رادیکالی انجام داد که منجر به شکل‌گیری کودتا علیه او شد. در سیاست نمی‌‌توان همه اهداف را به صورت ناگهانی تحقق بخشید و مصلحت جز واقعیت‌های عرصه سیاسی است.

3-واقعیت معیشت و زندگی روزمره مردم: در ابتدای شکل‌گیری جنبش ملی شدن نفت اغلب شهروندان ایرانی احساس غرور و افتخار کردند به نحوی که بر این باور رسیده بودند که شخصی آمده است و همه آرمان هایشان در حال تحقق بخشیدن است. زنان، بسیاری از طلاهای خود را فروختند تا کسری بودجه دولت جبران شود. مصدق از جیب خود برای رفتن به مجامع بین‌المللی و دفاع از ملی شدن نفت خرج می‌‌کرد. آیت اله کاشانی و گروه‌های بازار و مذهبیون از او حمایت مالی و سیاسی کردند. زمانی که آرمانی شکل می‌‌گیرد به نحوی که آینده‌ای روشن برای اغلب بازیگران در متن تدارک دیده می‌‌شود همه در آن شرکت می‌‌کنند. مصدق سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی در ایران را افزایش داد. این روند نزدیک دو سال ادامه داشت و همه شهروندان، اصناف و احزاب به ملی شدن کمک کردند، به نحوی که با وجود تحریم ایران، صادرات غیرنفتی افزایش پیدا کرد و تراز تجاری ایران مثبت شد. پیشنهادات از سوی انگلیس و آمریکا و سازمان‌های بین‌المللی جهت سازش و شروع صادرات نفت مورد پذیرش قرار نگرفت. به تدریج اعضای جنبش ریزش کردند و شهروندان که بحران اقتصادی را لمس می‌‌کردند و معیشت آنها در شرایط تحریم به خطر افتاده بود از آرمان‌های ملی دلسرد شدند. معیشت واقعیتی است که جنبش‌ها را پس از چندی نهادینه و واقع گرا می‌‌سازد به نحوی که اگر همچنان بر اهدافشان ایستادگی کنند بدنه اجتماعی همراه ندارند. انسان‌ها در لحظات کوتاهی آنهم به قصدیت‌های مشخص حاضرند برای جمع، هزینه دهند اما در اغلب مواقع اجتماعات انسانی بر اساس زندگی روزمره قابل تفسیر است. مصدق نیز تسلیم واقعیت معیشت و روزمرگی مردم شد.

4-واقعیت محیط آنارشیک بین‌الملل: برخی از محققان چون آبراهامیان بر این باورند که کودتا ربطی به جنگ سرد و فضای دو قطبی ندارد. ذات روابط بین‌الملل آنارشیک است و کشورها به دنبال حفظ منافع ملی خود هستند. ایدئولوژی و بسته‌های فکری کلیشه‌ای مشخص، بعدا برای توجیه کردن اقدامات وارد می‌‌شود. انگلیس با توجه به اینکه سوخت ناوگان دریایی خود را از ذغال به نفت تغییر داده بود نمی‌‌خواست حرکت ملی شدن نفت ایران خللی در این امر وارد سازد. انگلیس بر این اعتقاد بود که امتیازات نفتی را به هر بهایی باید حفظ کند و اگر در این موضوع ایران موفق شود امتیازات نفتی را باطل کند و صنعت نفت کشورش را ملی نماید حاکمیت نفت از دست انگلیس خارج می‌‌شود. اگر این اتفاق افتد پس از چندی کشورهای نفتخیز دیگر نیز چنین خواهند کرد و منافع کشورهایی که نفت ندارند اما صنایع آنها وابسته به نفت است به خطر خواهد افتاد. آمریکا نیز در این زمینه کاملا همراه انگلیس بود و دوست نداشت ایران الگویی جهت ملی شدن در سایر کشورها باشد. هیچ سازش و کوتاه آمدنی در کار نبود و جز با کودتا و برکناری مصدق این روند پایان نمی‌‌یافت. آمریکا پس از این کودتا در همه کشورهایی که داعیه استقلال، خودکفایی و عدم تعهد داشتند کودتا انجام داد. بنابراین بر اساس اسناد منتشر شده، که بخشی از آنها هنوز جز منابع محرمانه وزارت امور خارجه انگلیس و آمریکا است، کودتا از ابتدای امر طراحی شده بود و واقعیت فضای بین‌الملل هیچ اندیشه‌ای که قصد به هم زدن فضای هژمونیک را داشته باشد نخواهد پذیرفت.

برآیند

ملی شدن صنعت نفت به ایرانیان نشان داد که اگر با یکدیگر باشند و سیاستمداران وحدت داشته باشند به نحوی که منافع ملی کشور را مد نظر قرار دهند با هنرهای دیپلماتیک می‌‌توانند اقتدار ملی را حفظ کرده و از موضوعات بسیار پیچیده سربلند بیرون آیند. ملی شدن نفت اسطوره قدرتمندی انگلیس در ایران را نابود ساخت و اعتماد عمومی از دست رفته شهروندان را ترمیم ساخت. بعد از کودتا دیگر انگلیس قدرتی در ایران نداشت و در واقع انگلیس ایران را به آمریکا پیش کش کرد. مصدق الگوهای سیاستگذاری دموکرات منشانه و اخلاقی را برای ایران شکل داد که همیشه از آنها به نیکی یاد می‌‌شود. به خصوص استقلال کانون وکلای ایران، حمایت از دموکراسی و رای مردم، محدود کردن شاه به جایگاه نمادین و دوری از دخالت در سیاست، حفاظت از اصول مشروطه، دفاع از شوراکراسی و عملیاتی کردن اداره امور محلی، استقلال و عدم تعهد در سیاست خارجی از مواردی است که الگوی سیاستگذاری محلی، غیرمتمرکز و قانونی مصدق را همواره با افتخار آفرینی همراه ساخته است. مصدق آرمان‌های بزرگی داشت که مشروطه و آزادی خواهی در داخل و استقلال و عدم تعهد در خارج از محورهای اصلی آن محسوب می‌‌شود. او در برابر واقعیت‌های داخلی و خارجی بعد از پیروزی در ملی شدن نفت عملکرد ضعیفی داشت که در نهایت منجر به شکست او شد. عملکرد ضعیف او نیروهای نخبه را سرکوب کرد، احزاب و جریان‌های سیاسی در ایران از عرصه عمومی حذف شدند، شاه و دربار مرکز اصلی سیاستگذاری کشور شدند، آمریکا به جای انگلیس فعال مطلقه در ایران گردید و سیاست‌های استقلال و ملی‌گرایی به تعویق افتاد. مصدق از میانه راه به بعد همچنان بر آرمان‌‌های متناقضی پافشاری کرد که باعث شکاف در نیروهایش شد. او واقعیات دنیای سیاست را جدی نگرفت و چون خاطره و آرمانی سریع درخشید و محو شد. در دنیای سیاست کوچکترین رها شدن دوستان منجر به شکاف در جبهه خودی می‌‌گردد و تعلل در حل و فصل مشکلات مربوط به معیشت، مردم را به موجوداتی منفعل تبدیل خواهد کرد. دست نیافتن او به توافق در سطح بین‌الملل و همراه شدن انگلیس و آمریکا منجر به تنهایی مصدق و سرکوب شدن جنبش ملی‌گرایی در ایران شد. البته بعدها امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی ایران دوباره استقلال و آرمان‌های سرکوب شده ایران را زنده کردند و جلوی تکرار فاجعه را گرفتند.

ملی شدن صنعت نفت به ایرانیان نشان داد که اگر با یکدیگر باشند و سیاستمداران وحدت داشته باشند به نحوی که منافع ملی کشور را مد نظر قرار دهند با هنرهای دیپلماتیک می‌‌توانند اقتدار ملی را حفظ کرده و از موضوعات بسیار پیچیده سربلند بیرون آیند