http://mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=192425

1- الگوهای نظری عدالت: در تاریخ اندیشه بسیار در مورد عدالت گزاره وجود دارد چرا که یکی از غایت‌های تشکیل حکومت به شمار می‌رود. ادیان الهی برعدالت تاکید داشته‌اند و اغلب به شیوه‌های قیاسی براساس فرهمندی پیامبران عدالت به معنای هر چیز در جای خود جامعه‌ای آرمانی را شکل می‌داده است. متافیزیک و اعتقاد به حضور خداوند در شکل دهی جامعه معتدل، سرآغازی گردید که اغلب توسط انسان‌های نیک تاریخ چون آرمان شهری در ذهن‌ها باقی مانده است. در یونان براساس تلفیق سه گانه شجاعت، عفت و عقلانیت در جای خود بودن طبقات مختلف، عدالت عملیاتی گردید که این مورد نیز در جمهور افلاطون به صورت حاکم کردن فیلسوفی که عالم مثل را می‌داند متبلور گردید. در اغلب این تفسیرها عدالت بسیار شخصی و کلی است که تنها در مدینه‌های فاضله قابل دستیابی است و در بسیاری از مواقع با کم رنگ شدن عصبیت جامعه روندهای بی عدالتی را رسمی و طبیعی می‌انگارد. با پیدایش شهرنشینی و تحرک طبقات، عدالت معنای زمینی تر و عینی‌تری پیدا کرد به این معنا که حکومت‌ها باید به صورت ملموس و در قالب الگوهای مبتنی بر شاخص و اعداد کمی عدالت را بازنمایی می‌کردند. در این فضا عدالت تنها در دستگاه‌های فکری مارکسیسم با مبناهای ماتریالیستی و اقتصادی توانست جماعت‌هایی را به خود جلب کند. در اغلب جوامع الگوهای عدالت داروینی و توتالیتر ایجاد شد که در نهایت این غایت را کنار می‌زدند چرا که هیچ اقدامی جهت سیاست گذاری امور کیفی و کلی وجود نداشت بنابراین هرآنچه وجود داشت عقلانی است و هر آن تغییری که در جهت برابری صورت گیرد نتیجه‌ای جز استبداد طبقه‌ای را به دنبال نخواهد داشت. داروین بر مارکس پیروز شد چرا که عدالت بدون توجه به سنت‌ها و متن‌های مختلف با قرائت‌های توتالیتر پیاده گردید و در جبهه مقابل نیز مرگ عدالت جشن گرفته شد.

2_عدالت در عصر اطلاعات: با فروپاشی شوروی و آغاز فرایند جهانی شدن بسیاری بر این باور گردیدند که عدالت واژه‌ای است که باید به تاریخ سپرده شود چرا که امکان تحقق آن وجود ندارد. با نظریه‌هایی همانند پایان تاریخ، ظهور جامعه شبکه‌ای و پیروزی لیبرال دموکراسی، عدالت مفهوم گمشده اواخر قرن بیستم شد. با همه جنگ‌ها، بحران‌های نظام سرمایه‌داری، شکل گیری جاسوسی در عصر اطلاعات در قرن بیستم نیز کمبود عدالت به وضوح قابل درک است. طرفداران نظام اقتصاد بازار آزاد و محدود کردن دخالت دولت در همه امور تنها در سطوح تئوری و کلاس‌های آموزشی می‌توانند ایدئولوژی تولید کنند که به راحتی از مرگ عدالت شعار دهند. در واقع دولت‌های سرمایه‌داری مثل آمریکا و اغلب کشورهای اروپایی به طور کامل به لویتانی بودن دولت و دخالت آن در همه امور زندگی اعتقاد دارند. آنها از همه محصولات داخلی خود حمایت می‌کنند و برای مقابله با چین قواعد بازار آزاد را نفی می‌کنند. به راحتی به عرصه خصوصی همه شهروندان خود و سایر کشورها وارد می‌شوند و تنها در قالب تئوری جوامع انضباطی و کنترلی می‌توان آنها را تحلیل کرد. کشورهای منتشر کننده ایدئولوژی نئولیبرالیستی که بر نظم خودجوش پافشاری می‌کنند جلوی مهاجرت و حتی سفر شهروندان جهانی به کشورهایشان را سد می‌کنند و کاملا براساس نظم وستفالیایی در قالب دفاع کامل از دولت ملی عمل می‌کنند. در این فضا ایران هنوز بر مفهوم عدالت تاکید دارد و بر اساس دکترین‌های مختلف به سیاست‌گذاری عدالت پرداخته است. ایران بعد از انقلاب اسلامی برای رسیدن جامعه به عدالت و تبدیل شدن به الگو در سطح منطقه و بین‌الملل در دوره‌های نظم دوقطبی، جهانی شدن و حتی در عصر اطلاعات سیاست‌گذاری‌های مختلفی عملیاتی ساخته است.

3_عدالت در متن ایران: ایران کشوری دارای تاریخ تداومی اندیشه است. از خرد مزدایی تا خرد شیعی ایرانیان ملتی آرمانگرا بوده‌اند که در مرکز سیاست‌ورزی خود عدالت را قرار داده‌اند. در ایران باستان مزدک علیه دستگاه ظلم و ستم ساسانیان قیام کرد و اولین نهضت عدالت خواهانه تاریخ را ساماندهی کرد. پیامبر، نمونه کامل انسانی عادل بود که میراث سیاسی او به قریش منتقل شد اما امام علی (ع) به حق خود نرسید. با گرد آمدن مردم دور امام، او هدایت جامعه را بر عهده گرفت و یکی از آرمان شهرهای مبتنی بر عدالت در تاریخ را ایجاد کرد. ایرانیان با فهم اندیشه و عمل امام علی (ع) پیروان او شدند و به تدریج در ایران از همه حرکت‌های منتقد بنی‌امیه و بنی‌عباس حمایت شد به نحوی که ایرانیان همیشه معترضانی برای ایجاد جامعه آرمانی بودند و در این مسیر ائمه اطهار را نمونه کامل انسان‌های عادل یافتند. در دوره معاصر نیز با شکل گیری دو انقلاب، ایرانیان پیشگام طراحی و اجرای عدالت بوده‌اند به خصوص انقلاب اسلامی که شعار اصلی آن تحقق عدالت بوده است. براساس اندیشه‌های جمع‌گرایانه و اسلامی در انقلاب سال 57 کسانی باید حکمران جامعه باشند که زندگی مردم فقیر و طبقات پایین را درک کرده و همانند آنها زندگی کنند. رویکردهای بهداشتی، آموزش و اشتغال در ایران بر اساس آنچه در قانون اساسی نوشته شده است باید بر اساس رسیدگی به حال محرومان و مستضعفان طراحی گردد. بنابراین در حالی که دنیا با الگوهای سیاست‌گذاری مبتنی بر عدالت خداحافظی می‌کرد در ایران این الگوها در مرکز ثقل قطب‌بندی‌های سیاسی قرار گرفت و تا کنون 5 برنامه توسعه برای تحقق عدالت طراحی شده‌اند.

4_سیاست‌گذاری عدالت: در قانون اساسی ایران آمده است که هدف اصلی رسالت انبیا و ائمه برقراری عدالت است بنابراین جمهوری اسلامی که نظامی منبعث از اصول الهی است بر خود فرض می‌گیرد که همه ابزارهای دولت را در جهت عملیاتی کردن این اصل به کار گیرد. آموزش همگانی و رایگان جهت ایجاد فرصت‌های برابر همه شهروندان ایرانی از یکسو و ملی کردن صنایع و کارخانه‌های مادر در جهت غایت عدالت صورت‌بندی شد. در قانون اساسی آمده است که دولت وظیفه دارد مسکن و اشتغال جامعه را تا سرحد خودکفایی و حفظ بنیاد خانواده‌ها بر عهده بگیرد. قانون اساسی، سیاست‌های کلان و سند چشم انداز ایران در آموزش، اشتغال، مسکن و بهداشت کاملا براساس رویکرد عدالت محورانه نوشته شده تا گرهی از مشکلات طبقات پایین جامعه باز گردد و امکان تحرک طبقاتی و فرصت برای همه اقشار جامعه فراهم گردد. امام خمینی (ره) و سیاست مداران ابتدای انقلاب بر شیوه‌های سیاستگذاری دولت محور جهت تحقق عدالت به نفع طبقات مستضعف تاکید داشتند و حتی در زمان جنگ نیز این مورد ترک نگردید. البته دغدغه امنیت و حفظ بقای نظام و تمامیت ارضی کشور باعث شد که کشور نتواند در مبانی اقتصادی و رفاه پیشرفت داشته باشد. دهه شصت در تلاش برای بقا و ماندگاری سپری شد و بعد از جنگ بود که برنامه‌های تحقق عدالت از زاویه‌های آزادی اقتصادی و سیاسی طراحی و اجرا گردید. دولت سازندگی و اصلاحات باتوجه به محوریت قرار دادن طبقات بالا و متوسط سعی داشتند به نحو غیرمستقیم و از طریق سیاست‌های اقتصاد بازار آزاد که بر متن بومی ایران پیاده گردید عدالت را محقق سازند. دولت احمدی‌نژاد نیز سعی کرد با رجوع دوباره به جمع گرایی اول انقلاب و متمرکز شدن بر عدالت اجتماعی توسعه به نفع طبقات پایین را رقم بزند. بعد از جنگ پنج برنامه توسعه اجرا شده و در همه آنها با استراتژی‌های اقتصاد بازار آزاد، دموکراسی و شفافیت، یارانه‌ها و وام‌های کم سود، تمرکززدایی سعی بر این بود که عدالت مورد نظر انقلاب و قانون اساسی ایجاد گردد.

5_آسیب شناسی: در دوره‌های مختلف بعد از انقلاب با دغدغه‌های توسعه سیاسی و اقتصادی، امنیت و سیاست خارجی و همینطور اعتدال، اصلاحات و بازسازی، عدالت مورد تاکید قرار گرفته است. اکنون با توجه به شاخص‌های بسیار پایین در اشتغال، فاصله طبقاتی، پرونده‌های ارتشا و اختلاس، فقر و موارد عینی اقتصادی، عدالت چنان به آرمان‌های مورد تایید انقلاب نزدیک نشده است. قرار بود روستاها آباد شوند و کشاورزی رکن مهمی در اقتصاد ایران باشد. اکنون روستاها در حال خالی شدن هستند و مهاجرت به کلان شهرها و حاشیه‌نشینی یکی از مشکلات پیش روی ایران است. اقتصاد نفتی و دولت متورم باعث ناکارآمدی ایده‌های جدید شده و تولید جایگاه اصلی خود را از دست داده است به نحوی که فعالیت تولیدی 4 درصد سود و فعالیت دلالی همانند واردات از چین 150 درصد سود را به دنبال دارد. نسل جوان دهه شصت به سن کار و اشتغال و تشکیل خانواده رسیده اما قیمت مسکن تقریبا به اندازه 20 سال کار به شمار می‌رود و نزدیک یک میلیون دختر تا کنون قطعا ازدواج نخواهند کرد. بحران مسکن، اشتغال و به خصوص هدر رفتن سرمایه جوان جامعه در حال رقم خوردن است. عدالت آنگونه که مورد انتظار امام خمینی (ره) و مندرجات قانون اساسی بود ایجاد نگردید و متاسفانه سیاست‌گذاری‌های انجام شده در این زمینه بسیار نقص داشته‌اند. در واقع عدالت فلسفه و پیش زمینه‌های بسیاری در ایران داشت که به صورت کلی و قیاسی مطرح اما در بعد طراحی و اجرا به خصوص ارزیابی جهت بازخوردهای مناسب با شکست مواجه شد. عدالت در ایران امروز بزرگترین گمشده جامعه ایرانی است که در مورد آن الزامات سیاست‌گذاری لازم دارد

 الگوهای نظری عدالت: در تاریخ اندیشه بسیار در مورد عدالت گزاره وجود دارد چرا که یکی شاز غایت‌های تشکیل حکومت به شمار می‌رود. ادیان الهی برعدالت تاکید داشته‌اند و اغلب به شیوه‌های قیاسی براساس فرهمندی پیامبران عدالت به معنای هر چیز در جای خود جامعه‌ای آرمانی را شکل می‌داده است. متافیزیک و اعتقاد به حضور خداوند در شکل دهی جامعه معتدل، سرآغازی گردید که اغلب توسط انسان‌های نیک تاریخ چون آرمان شهری در ذهن‌ها باقی مانده است. در یونان براساس تلفیق سه گانه شجاعت، عفت و عقلانیت در جای خود بودن طبقات مختلف، عدالت عملیاتی گردید که این مورد نیز در جمهور افلاطون به صورت حاکم کردن فیلسوفی که عالم مثل را می‌داند متبلور گردید. در اغلب این تفسیرها عدالت بسیار شخصی و کلی است که تنها در مدینه‌های فاضله قابل دستیابی است و در بسیاری از مواقع با کم رنگ شدن عصبیت جامعه روندهای بی عدالتی را رسمی و طبیعی می‌انگارد. با پیدایش شهرنشینی و تحرک طبقات، عدالت معنای زمینی تر و عینی‌تری پیدا کرد به این معنا که حکومت‌ها باید به صورت ملموس و در قالب الگوهای مبتنی بر شاخص و اعداد کمی عدالت را بازنمایی می‌کردند. در این فضا عدالت تنها در دستگاه‌های فکری مارکسیسم با مبناهای ماتریالیستی و اقتصادی توانست جماعت‌هایی را به خود جلب کند. در اغلب جوامع الگوهای عدالت داروینی و توتالیتر ایجاد شد که در نهایت این غایت را کنار می‌زدند چرا که هیچ اقدامی جهت سیاست گذاری امور کیفی و کلی وجود نداشت بنابراین هرآنچه وجود داشت عقلانی است و هر آن تغییری که در جهت برابری صورت گیرد نتیجه‌ای جز استبداد طبقه‌ای را به دنبال نخواهد داشت. داروین بر مارکس پیروز شد چرا که عدالت بدون توجه به سنت‌ها و متن‌های مختلف با قرائت‌های توتالیتر پیاده گردید و در جبهه مقابل نیز مرگ عدالت جشن گرفته شد.

2_عدالت در عصر اطلاعات: با فروپاشی شوروی و آغاز فرایند جهانی شدن بسیاری بر این باور گردیدند که عدالت واژه‌ای است که باید به تاریخ سپرده شود چرا که امکان تحقق آن وجود ندارد. با نظریه‌هایی همانند پایان تاریخ، ظهور جامعه شبکه‌ای و پیروزی لیبرال دموکراسی، عدالت مفهوم گمشده اواخر قرن بیستم شد. با همه جنگ‌ها، بحران‌های نظام سرمایه‌داری، شکل گیری جاسوسی در عصر اطلاعات در قرن بیستم نیز کمبود عدالت به وضوح قابل درک است. طرفداران نظام اقتصاد بازار آزاد و محدود کردن دخالت دولت در همه امور تنها در سطوح تئوری و کلاس‌های آموزشی می‌توانند ایدئولوژی تولید کنند که به راحتی از مرگ عدالت شعار دهند. در واقع دولت‌های سرمایه‌داری مثل آمریکا و اغلب کشورهای اروپایی به طور کامل به لویتانی بودن دولت و دخالت آن در همه امور زندگی اعتقاد دارند. آنها از همه محصولات داخلی خود حمایت می‌کنند و برای مقابله با چین قواعد بازار آزاد را نفی می‌کنند. به راحتی به عرصه خصوصی همه شهروندان خود و سایر کشورها وارد می‌شوند و تنها در قالب تئوری جوامع انضباطی و کنترلی می‌توان آنها را تحلیل کرد. کشورهای منتشر کننده ایدئولوژی نئولیبرالیستی که بر نظم خودجوش پافشاری می‌کنند جلوی مهاجرت و حتی سفر شهروندان جهانی به کشورهایشان را سد می‌کنند و کاملا براساس نظم وستفالیایی در قالب دفاع کامل از دولت ملی عمل می‌کنند. در این فضا ایران هنوز بر مفهوم عدالت تاکید دارد و بر اساس دکترین‌های مختلف به سیاست‌گذاری عدالت پرداخته است. ایران بعد از انقلاب اسلامی برای رسیدن جامعه به عدالت و تبدیل شدن به الگو در سطح منطقه و بین‌الملل در دوره‌های نظم دوقطبی، جهانی شدن و حتی در عصر اطلاعات سیاست‌گذاری‌های مختلفی عملیاتی ساخته است.

3_عدالت در متن ایران: ایران کشوری دارای تاریخ تداومی اندیشه است. از خرد مزدایی تا خرد شیعی ایرانیان ملتی آرمانگرا بوده‌اند که در مرکز سیاست‌ورزی خود عدالت را قرار داده‌اند. در ایران باستان مزدک علیه دستگاه ظلم و ستم ساسانیان قیام کرد و اولین نهضت عدالت خواهانه تاریخ را ساماندهی کرد. پیامبر، نمونه کامل انسانی عادل بود که میراث سیاسی او به قریش منتقل شد اما امام علی (ع) به حق خود نرسید. با گرد آمدن مردم دور امام، او هدایت جامعه را بر عهده گرفت و یکی از آرمان شهرهای مبتنی بر عدالت در تاریخ را ایجاد کرد. ایرانیان با فهم اندیشه و عمل امام علی (ع) پیروان او شدند و به تدریج در ایران از همه حرکت‌های منتقد بنی‌امیه و بنی‌عباس حمایت شد به نحوی که ایرانیان همیشه معترضانی برای ایجاد جامعه آرمانی بودند و در این مسیر ائمه اطهار را نمونه کامل انسان‌های عادل یافتند. در دوره معاصر نیز با شکل گیری دو انقلاب، ایرانیان پیشگام طراحی و اجرای عدالت بوده‌اند به خصوص انقلاب اسلامی که شعار اصلی آن تحقق عدالت بوده است. براساس اندیشه‌های جمع‌گرایانه و اسلامی در انقلاب سال 57 کسانی باید حکمران جامعه باشند که زندگی مردم فقیر و طبقات پایین را درک کرده و همانند آنها زندگی کنند. رویکردهای بهداشتی، آموزش و اشتغال در ایران بر اساس آنچه در قانون اساسی نوشته شده است باید بر اساس رسیدگی به حال محرومان و مستضعفان طراحی گردد. بنابراین در حالی که دنیا با الگوهای سیاست‌گذاری مبتنی بر عدالت خداحافظی می‌کرد در ایران این الگوها در مرکز ثقل قطب‌بندی‌های سیاسی قرار گرفت و تا کنون 5 برنامه توسعه برای تحقق عدالت طراحی شده‌اند.

4_سیاست‌گذاری عدالت: در قانون اساسی ایران آمده است که هدف اصلی رسالت انبیا و ائمه برقراری عدالت است بنابراین جمهوری اسلامی که نظامی منبعث از اصول الهی است بر خود فرض می‌گیرد که همه ابزارهای دولت را در جهت عملیاتی کردن این اصل به کار گیرد. آموزش همگانی و رایگان جهت ایجاد فرصت‌های برابر همه شهروندان ایرانی از یکسو و ملی کردن صنایع و کارخانه‌های مادر در جهت غایت عدالت صورت‌بندی شد. در قانون اساسی آمده است که دولت وظیفه دارد مسکن و اشتغال جامعه را تا سرحد خودکفایی و حفظ بنیاد خانواده‌ها بر عهده بگیرد. قانون اساسی، سیاست‌های کلان و سند چشم انداز ایران در آموزش، اشتغال، مسکن و بهداشت کاملا براساس رویکرد عدالت محورانه نوشته شده تا گرهی از مشکلات طبقات پایین جامعه باز گردد و امکان تحرک طبقاتی و فرصت برای همه اقشار جامعه فراهم گردد. امام خمینی (ره) و سیاست مداران ابتدای انقلاب بر شیوه‌های سیاستگذاری دولت محور جهت تحقق عدالت به نفع طبقات مستضعف تاکید داشتند و حتی در زمان جنگ نیز این مورد ترک نگردید. البته دغدغه امنیت و حفظ بقای نظام و تمامیت ارضی کشور باعث شد که کشور نتواند در مبانی اقتصادی و رفاه پیشرفت داشته باشد. دهه شصت در تلاش برای بقا و ماندگاری سپری شد و بعد از جنگ بود که برنامه‌های تحقق عدالت از زاویه‌های آزادی اقتصادی و سیاسی طراحی و اجرا گردید. دولت سازندگی و اصلاحات باتوجه به محوریت قرار دادن طبقات بالا و متوسط سعی داشتند به نحو غیرمستقیم و از طریق سیاست‌های اقتصاد بازار آزاد که بر متن بومی ایران پیاده گردید عدالت را محقق سازند. دولت احمدی‌نژاد نیز سعی کرد با رجوع دوباره به جمع گرایی اول انقلاب و متمرکز شدن بر عدالت اجتماعی توسعه به نفع طبقات پایین را رقم بزند. بعد از جنگ پنج برنامه توسعه اجرا شده و در همه آنها با استراتژی‌های اقتصاد بازار آزاد، دموکراسی و شفافیت، یارانه‌ها و وام‌های کم سود، تمرکززدایی سعی بر این بود که عدالت مورد نظر انقلاب و قانون اساسی ایجاد گردد.

5_آسیب شناسی: در دوره‌های مختلف بعد از انقلاب با دغدغه‌های توسعه سیاسی و اقتصادی، امنیت و سیاست خارجی و همینطور اعتدال، اصلاحات و بازسازی، عدالت مورد تاکید قرار گرفته است. اکنون با توجه به شاخص‌های بسیار پایین در اشتغال، فاصله طبقاتی، پرونده‌های ارتشا و اختلاس، فقر و موارد عینی اقتصادی، عدالت چنان به آرمان‌های مورد تایید انقلاب نزدیک نشده است. قرار بود روستاها آباد شوند و کشاورزی رکن مهمی در اقتصاد ایران باشد. اکنون روستاها در حال خالی شدن هستند و مهاجرت به کلان شهرها و حاشیه‌نشینی یکی از مشکلات پیش روی ایران است. اقتصاد نفتی و دولت متورم باعث ناکارآمدی ایده‌های جدید شده و تولید جایگاه اصلی خود را از دست داده است به نحوی که فعالیت تولیدی 4 درصد سود و فعالیت دلالی همانند واردات از چین 150 درصد سود را به دنبال دارد. نسل جوان دهه شصت به سن کار و اشتغال و تشکیل خانواده رسیده اما قیمت مسکن تقریبا به اندازه 20 سال کار به شمار می‌رود و نزدیک یک میلیون دختر تا کنون قطعا ازدواج نخواهند کرد. بحران مسکن، اشتغال و به خصوص هدر رفتن سرمایه جوان جامعه در حال رقم خوردن است. عدالت آنگونه که مورد انتظار امام خمینی (ره) و مندرجات قانون اساسی بود ایجاد نگردید و متاسفانه سیاست‌گذاری‌های انجام شده در این زمینه بسیار نقص داشته‌اند. در واقع عدالت فلسفه و پیش زمینه‌های بسیاری در ایران داشت که به صورت کلی و قیاسی مطرح اما در بعد طراحی و اجرا به خصوص ارزیابی جهت بازخوردهای مناسب با شکست مواجه شد. عدالت در ایران امروز بزرگترین گمشده جامعه ایرانی است که در مورد آن الزامات سیاست‌گذاری لازم دارد.