گذری بر سیاست های امیرکبیر

  نویسنده : فاطمه ذوالفقاریان

http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=124633

شاید اگر از بسیاری از افراد در مورد امیرکبیر بپرسیم، بسیاری فقط اینقدر می دانند که آدم خوبی بود و شاید چند اقدام مهم او را نیز بشناسند و اگر کمی هم تخصصی تر باشند کشته شدن در حمام فین و اینکه پشت پرده این قتل مادر شاه و شاید خارجی ها باشند را نیز بدانند. اما واقعا امیرکبیر که بود و چرا تا این حد معروف شده است؟ برای پاسخ به این پرسش بهتر است زمانه امیرکبیر یا بهتر بگوییم دوران ناصرالدین شاه قاجار را بررسی کنیم. ناصرالدین شاه قاجار که پیش از پادشاهی، ناصرالدین میرزا خوانده می شد، معروف به سلطان صاحبقران و بعد شاه شهید، چهارمین شاه از دودمان قاجار ایران بود. وی طولا نی ترین دوره پادشاهی را در میان دودمان قاجار داراست. او همچنین نخستین پادشاه ایران بودکه خاطرات دوران سلطنت خود را نوشت. اما دوران ناصرالدین شاه مانند بسیاری از پادشاهان ایران با استبداد همراه بود. بسیاری از احکام را شخصی و بدون مشورت می داد و والیانی که برای ایالا ت انتخاب می کرد از خویشان بودند که و براساس روابط انتخاب می شدند. ایران در روزگار این پادشاه باز هم روبه ناتوانی رفت و پیمانهایی همچون  پاریس منعقد شد که در برابر آنها بخش های دیگری از ایران جدا  شد. همچنین وضعیت بد اقتصادی در کشور غوغا می کرد.  این شاه قاجار همچنین از دستور قتل نمی ترسید و کمترین مشکلی باعث می شد که فرمان قتل را صادر کند. فروختن ایالا ت براساس معاهده های مختلف باعث می شد که مداخله های روس و انگلیس در ایران افزایش یابد و بسیار پیش میآمد که سران این دو دولت از شاه می خواستند که کسی را به مقامی بنشاند یا از مقامی عزل کند. به طوری که بسیاری، قتل  امیرکبیر را از نفوذ خارجی دور نمی دانند.
دومین ویژگی  دوران ناصرالدین شاه این بود که دانش جدید به معنای واقعی وجود نداشت. تا قبل از آن دانش قدیمی و روحانی وجود داشت که به صورت مکتب دروس دینی و نبوی داده می شد، اما فن و تکنیک در این مکاتب تدریس نمی شد. ناصرالدین شاه از تاسیس مدارس علوم جدید وحشت داشت به طوری که وقتی گروهی از جوانان دانش آموخته به وسیله کنت دومونت فرت اتریشی رئیس نظمیه آن زمان و نیز کامران میرزا پسر شاه و نایب السلطنه از ناصرالدین شاه خواستار اجازه گشایش دانشگاه برای خود شدند و طرح قانون آن را نیز در 47 ماده به شاه تسلیم داشتند، ناصرالدین شاه در حاشیه نامه به کامران میرزاچنین پاسخ داد«جوانان معقول بسیار بسیار غلط کرده اند که ایجاد دانشگاه می خواهند بکنند، اگر همچون کاری بکنند پدرشان را آتش خواهم زد; حتی نویسنده این کاغذ در اداره پلیس باید مشخص شده و تنبیه سخت بشود که من بعد از این فضولی ها نکند.»
در روزگار این پادشاه آزادی خواهان نیز گرفتار آزار و شکنجه بسیار بودند برای نمونه میرزا یوسف خان مستشارالدوله را به زندان قزوین افکندند و کتابی را که نگاشته بود، برسرش کوفتند. در زمان ناصرالدین شاه قانون خاصی وجود نداشت و همه چیز براساس خواست و اراده شاه تنظیم می شد. شاه با قانون اساسی مشکل داشت زیرا فکر می کرد به وسیله قانون اختیارات مطلقه ای که داشت محدود می شود. همین اختیارات مطلقه باعث می شد که ظلم به رعیت کاری عادی در زمانه او باشد. هرچند ناصرالدین شاه فرمان داده بود که شورایی از وزیران و چهره های کشوری فراهم شود و به حل مشکلا ت ایران بپردازند. اعضای این شورا کسانی چون امین الملک، علا »الدوله و ناصرالملک بودند. ولی این شورا نیز کاری از پیش نبرد زیرا می دانستند که گره مشکلا ت دردست کسانی چون نزدیکان شاه است و کوشش برای حل این مشکلا ت به دشمنی با ایشان می انجامد. چهارمین مشکلی که در دوران ناصرالدین شاه وجود داشت این بودکه افکار عمومی خاموش بود. یعنی اینکه هیچ اطلا عی به رعیت داده نمی شد و بر همین اساس مردم از حقوق اولیه خود نیز بی اطلا ع بودند. قدرت مطلقه باعث شده بود که آنچه به نفع دربار و شاه است انجام دهد در صورتی که مردم اطلا عی از این امور پیدا نمی کردند یا شاید وقتی اطلا ع می یافتند که کار از کار گذشته بودو مثلا  امتیازاتی به کشورهای مختلف داده شده بود که نمی شد برای آن کاری انجام داد. از دیگر ویژگی های این دوران که پیامد سفرهای خارجی ناصرالدین شاه است، ورود کالا های خارجی به کشور بود. ناصرالدین شاه نخستین پادشاه ایران بعد از اسلا م بود که به اروپا مسافرت کرد. وی نخستین بار در سال 1253 هجری شمسی و بعدا دوباره در سال 1257و برای آخرین بار در 1268 (که در آن بازدیدی کامل از ناوگان جنگی بریتانیا کرد) به اروپا سفر کرد. وی در اولین سفر خود به بریتانیا به لقب شوالیه انجمن گارتر (بالا ترین مقام سلحشوری بریتانیا) نائل آمد. وی اولین شاه ایران بود که این مقام را به دست آورد. همین سفرهای خارجی باعث می شد که هربار با خود کالا یی را به ایران بیاورد و باعث تجمل گرایی گردد. چون آوردن یک بار همان و ورود عمده این کالا  به بازارهمان.  سفرهای  خارجی  ناصرالدین  شاه و همچنین  عیاشی  و عشق به شکار و رسیدن به لذت  قدرت روزمره  و استفاده  از لذت های  سلطنت  باعث شد که این شاه  قاجار  امور مهم مملکتی  را به امیرکبیر بسپارد  تا خودش بیشتر  وقت  تفریح  داشته باشد. او اصلا حات  را می خواست  اما تا جایی  که به قدرت  و مقامش  آسیبی نرسد. یعنی  اصلا حات  را تا دم  دربار می خواست. اما  مشکل اصلی  امیرکبیر  با خود شاه  و اقدامات خودسرانه او بود  و به همین دلیل ناصرالدین  شاه او و اقداماتش  را تاب  نیاورد. اولین اقدام امیرکبیر  در مورد شاه  و اختیاراتش  بود. قدرت  مطلقه  شاه باعث شده  بود که بسیاری از  امور مملکت  به دستور  شخص او انجام شود. یکی از مواردی که بسیار  معروف است این است که موثق الدوله  حاکم قم به جرم  رشا و ارتشا به دستور امیرکبیر  عزل  شد اما  ناصرالدین  شاه دستور داد دوباره به محل خود برگردد. اما نامه امیرکبیر  بسیار تحسین برانگیز   است: « قربانت شوم! الساعه که در ایوان  منزل  با همشیره همایونی  به شکستن  لبه نان مشغولیم،  خبر رسید که شاهزاده  موثق  الدوله  حاکم قم را که به جرم رشا و ارتشا معزول  کرده بودم  به توصیه  عمه  خود  ابقا فرموده  و سخن هزل  بر زبان  را نده اید.  فرستادم او را تحت الحفظ به تهران  بیاورند  تا  اعلی حضرت  بدانند که اداره  امور مملکت  به توصیه  عمه و خاله نمی شود». همچنین  حذف القاب  و عناوین  از اقداماتی  بود که در مورد شاه و دربار انجام داد. امیرکبیر  القاب و عناوین  فرمایشی  را  موجب زیان های  اجتماعی  می دانست  و در نامیدن  دیگران  به گفتن  واژه  جناب  اکتفا  می کرد،  حتی نسبت به  مقام صدارت. دومین  و شاید به یادماندنی ترین  کار امیرکبیر  تاسیس   مدرسه درالفنون  بود. این مدرسه  نظامی، حقوقی، پزشکی  در زمان صدارت امیرکبیر،  در هفت شعبه تاسیس  شد واولین مدرسه  جدید ایران  بود. شاهزاده های  قاجار نخستین  دانشجویان دارالفنون بودند. در دارالفنون اصول  علمی جدید  و دانش های  مهندسی  و پزشکی  و فنون  به جوانان  آموزش  داده می شد  و بسیاری  از معلم های آن  از اروپا و به ویژه  از  کشورهایی چون  اتریش،  اسپانیا،  ایتالیا و فرانسه به کار  گرفته شده بودند.  هر چند امیرکبیر  خود متوجه  نیاز فوری  کشور  به مرکز  آموزش  عالی شد و از ابتدای  صدارت  تلا ش خود را برای ایجاد  این مرکز آغاز کرد  ولی متاسفانه  خود وی هیچ گاه  شاهد افتتاح  آن نشد. چرا که نخستین دسته از اساتید  به سرپرستی  دکتر یاکوب  ادوارد  پولا ک،  دو روز  پس از دستگیری  و تبعید  امیرکبیر  به تهران رسیدند  و طبیعتا  با نبود  امیرکبیر  با استقبال  گرمی  مواجه  نشدند. سومین اقدام امیرکبیر وضع قانون و رسیدگی به وضع مالیه کشور بود. امیر کبیر در دوران صدراعظمی خود با رشوه خواری به مبارزه برخاست. او دستور داد دریافتی های بی حساب و مواجب بی جهتی که از دستگاه های دولتی می گرفتند قطع شود. وی حقوق شاه را کاهش داد و سروسامانی به قوانین مالیاتی داد و صورت عواید و مخارج آن را تعدیل کرد.امیرکبیر همچنین، مشق و دروس ارتشیان و تسلیحات  آنها و برکشیدن صاحب منصبان بی طرف و نهادن شغل و سمت در مقابل افراد و حذف مشاغل بی فایده در نظام سازمانی راپایه گذاری کرد.
 رسم بخشیدن مناصب بی شغل را برانداخت و معیار ترفیع صاحب منصبان، شایستگی ایشان گشت. مهمات سازی در زمان او رشد کرد و توپ ریزی و باروت سازی دوباره رونق گرفت و وضع لباس ارتش مرتب و منظم شد.اما در آن زمان که هیچ اخباری از دربار به مردم مخابره نمی شد و مردم در جهل کامل به سر می بردند انتشار روزنامه بسیار کار مبارکی بود. اولین شماره روزنامه وقایع اتفاقیه در سال سوم سلطنت ناصر الدین شاه و به کوشش امیرکبیر منتشر شد. به دستور امیرکبیر اشتراک این روزنامه برای هریک از افرادی که از دستگاه دولتی بیش از 200 تومن حقوق می گرفتند اجباری بود. در این روزنامه اخبار داخلی شامل خبرهای مربوط به عزل و نصب ها، اعطای مقام ها، نشان  ها و امتیازات چاپ می شد. در برخی شماره ها نیز اخبار رویدادهای شهرهای ایران و در بخش اخبار خارجی اخبار مربوط به کشورهای اروپایی به  چاپ می رسید. همچنین این روزنامه دارای صفحه حوادث نیز بود. کمتر از یک سال بعد از انتشار اولین شماره در شماره 49 این روزنامه، خبر تحریف شده ای درباره مرگ امیرکبیر منتشر شد. همانطور که گفته شد سفرهای خارجی شاه، باعث می شد نفوذ کشورهای خارجی در ایران بیشتر شود.  هرچند امیرکبیر دستگاه وزارت امور خارجه را توسعه داد و تاسیس سفارتخانه های دائمی در لندن و سن پترزبورگ، ایجاد کنسولگری در بمبئی و عثمانی و قفقاز، تربیت کادر برای وزارت امور خارجه و تنظیم دفتر اسناد سیاسی ازکارهای اوست، اما در زمینه سیاست خارجی سیاست معروف به سیاست موازنه منفی را در پیش گرفت که براساس آن می گفت نه به روس امتیاز می دهیم، نه به انگلیس و نه به هیچ قدرت خارجی دیگر. اما شاید تنها مشکل امیرکبیر که باعث شد اقداماتش نا تمام بماند و به قتل برسد این بود که به صورت فردی به اصلا حات دست زد، یعنی شاه، دربار، آریستو کرات ها و کشورهای خارجی در یک طرف بودند و او هیچ حامی نداشت. به همین دلیل درباریان و اطرافیان شاه که اصلا حات امیرکبیر به مزاجشان خوش نیامد او را از صدارت عزل کردند و دو روز پس از عزل به کاشان تبعید کردند و در حمام فین کاشان با بریدن رگ دستهایش به قتل رسید