شروعی باشکوه زوالی تدریجی

فهم دوران جدید در تاریخ ایران همزمان با تحولی است که در رشته علوم انسانی به وقوع پیوست. شیوه قانون گذاری جدید، ایجاد نهادهای بروکراتیک جهت اعمال قدرت و دموکراتیک جهت محدود کردن قدرت در علم سیاست طراحی گردید و توسط نخبگان اجرا شد. راه توسعه ایران از علوم سیاسی عبور می­کند.

شروع مدرنیته و تمدن جدید در ایران با مدرسه علوم سیاسی اتفاق افتاد و علوم انسانی در ایران با علوم سیاسی شروع به رشد نمود. مشروطه و تحولات بعد از آن، ماجرای دیپلماسی قوام و مصدق و اغلب تحولات سیاسی ایران معاصر ریشه در علوم سیاسی دارد اما اکنون این رشته به علت امور بسیار بدیهی به حاشیه کشیده شده است و در وضعیت بحرانی به سر می­برد.

 

بحران بیکاری در عالمان سیاست

در عین حال که بسیاری از کارشناسان عقیدتی، امنیتی، اطلاعاتی، امور سیاست داخله و خارجه، نظامی و بدنه مطبوعات و سایت های خبر سیاسی دانش آموختگان علوم سیاسی هستند اما بیکاری و امکان کم داشتن حرفه ای متناسب با تحصیلات علوم سیاسی را رنج میدهد. ورودی های علوم سیاسی همانند اغلب رشته های انسانی زیاد شده اند. اکنون در علم ثروت وجود ندارد.فارغ التحصیلان علوم سیاسی به خصوص کسانی که عمری در دانشگاه های مطرح کشور درس میخوانند بیکار میشوند. در نظر اورید 3 هزار دانشجوی در حال تحصیل روزانه دانشگاه های دولتی رشته علوم سیاسی که هفت تا 10 سال درس خوانده اند وقتی که بیرون میایند 450 هزار نفر بدون ازمون در چند سال گذشته استخدام شده اند.وظیفه اول علوم سیاسی استخدام کارشناسان سیاسی برای دولت است اما زمانی که اصول علمی و تخصصی مد نظر قرار نگیرد این وجه از اهمیت خواهد افتاد.

در قواعد استخدامی کشور به خصوص در وزارت کشور، امور خارجه، فرهنگ، استانداری، شهرداری و بسیاری از نهادهای اداری رسته سیاسی، دیپلماتیک و امور دولتی در نظر گرفته نشده است و به همین علت تعداد استخدامی های دولت از علوم سیاسی حتی در وزارت امور خارجه اندک است. نیمی از استخدامی های دولت معلم هستند، نزدیک یک میلیون دویست هزار نفر، در حالی که آموزش و پرورش اصلا علوم سیاسی جذب نمیکنند. به یک معنا رشته ای با جایگاه بزرگ و در واقعیت فراموش شده است.

بحران کارآمدسازی و بومی سازی سرفصل ها

سرفصل های علوم سیاسی در ایران چه قبلی ها و چه اکنون به شدت تاریخی ، فلسفی و کلی هستند به نحوی که رشته را تبدیل به شاخه ای تخصصی با زبان علمی نساخته است. باید از فلسفه، ادبیات، جامعه شناسی فاصله گرفت و زبان تخصصی رشته علوم سیاسی را حفظ کرد.اکنون سرفصل ها به شدت کلی، غیر علمی برای دانش سیاسی و تک بعدی هستند. دانشجویان با خواندن این سرفصل ها تنها دانش عمومی و غیرکاربردی را میآموزند. آنچه قبلا و اکنون با سرفصل ها پرورش پیدا می­کنند، دانش آموختگانی فهیم در زمینه نقد و یا توجیه قدرت به صورت نظری به شمار می­روند که با کارشناسان طراح و مجری و ارزیاب سیاست فاصله دارند. در حالی که تنها یک گرایش علوم سیاسی اندیشه سیاسی میباشد.

علوم سیاسی یعنی تکنیک های قدرت مثل دولت شناسی، فهم و تجزیه و تحلیل عملکرد قوای سه گانه، حقوق اداری و اساسی، فن دیپلماسی، تشریفات و اداب سفارت، حقوق بین الملل، بودجه نویسی و مالیه عمومی، سیاست گذاری عمومی، فن جنگ و قواعد استراتژیک، افکار عمومی و رسانه ها و.....

متاسفانه اکنون سرفصل ها بسیار کلی عمومی و غیر کاربردی است. در زیر برخی از دروس پیشنهاد میشود که این دروس میتوانند برای نظام جمهوری اسلامی ایران کارآمد باشند و کارشناسانی متخصص و آگاه جهت فعالیت در بدنه اجرایی کشور پرورش دهند.

 

بحران روش شناسی در علوم سیاسی

روش های علمی و منسجم و روش شناسی های اکادمیک با غلبه جریان های تاریخی و فلسفی به حاشیه کشیده شده اند به خصوص در این زمینه فضاهای عمومی رشته های فنی مهندسی، روشنفکری و گرایش های الاهیاتی ماهیت رشته را به هم ریخته اند.متاسفانه اغلب روش های به کار گرفته شده در حیطه علوم سیاسی برآمده از دانش جامعه شناسی انتقادی و تفسیر الاهیاتی است که هر دو وجوه تخصصی علوم سیاسی را به حاشیه کشانده است. اکنون اغلب پایان نامه ها با روش های پدیدارشناسی، گفتمان، هرمنوتیک، ساختارگرایی، هنجاری و انتقادی نوشته میشوند و به خصوص سیطره ادبیات پسامدرن به علت همنشینی با سنت نقد نشده فضایی غیر علمی را رقم زده است. این فضا تنها فرضیه را مطرح میکند و هیچ گونه راه حلی را ارائه نمیدهد. اکنون روش های کمی، نهادی، سیستمی و کارکردی غیبتی محسوس دارند. به گونه ای باید میان کارآیی و تغییر و فهم و تفسیر تعادل شکل گیرد.

 

راه کار برای برون رفت از بحران

نیار به هم فکری وجود دارد با توجه به اهمیت کارآیی و نیاز کشور به این رشته چه تغییرات سرفصلی، حقوقی و نهادی میتوان انجام داد که اوضاع به حالت طبیعی برگردد.ارتباط میان علوم سیاسی با قدرت و جامعه کم شده است. پژوهشکده ها ، احزاب و مطبوعات میتوانند این میانه تهی را پر کنند. از سوی دیگر افکار عمومی در ایران نمیدانند سیاست علم است

 

http://www.kherad.info/index.php/2/472-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%88%D8%B6%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B9%D9%84%D9%85-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA