http://www.farheekhtegan.ir/Newspaper/MobileBlock?NewspaperBlockID=18446
درباره کتاب «رهایی یا انقیاد»
واکاوی رابطه تکنولوژی اطلاعات و سیاست

 تکنولوژی اطلاعات به صورت انقلابی از سال ۱۹۹۰ میلادی به بعد، اغلب عرصه‌های زندگی انسان را دچار تغییر بنیادین کرده است. سرعت همه‌گیر شدن و تغییرات، به‌قدری بالا بود که فیلسوفان، کمتر فرصت بررسی این رویداد را پیدا کرده‌اند. سیاست که وظیفه ساماندهی عرصه قدرت را به صورت متعادل، برعهده دارد با تکنیک‌های عصر اطلاعات دچار تحولات شکلی و محتوایی شده است.  کتاب «رهایی یا انقیاد؛ فلسفه سیاسی تکنولوژی اطلاعات در قرن بیستم» تلاش دارد صورت ناخودآگاه و منطق‌های پنهان رابطه تکنولوژی اطلاعات و سیاست را مورد واکاوی دقیق قرار دهد. سیاستمداران، شهروندان، دولت‌ها و بازیگران بین‌الملل، نسبت به تکنولوژی اطلاعات، دارای پیش‌فرض‌ها و منطق‌های آشکار و پنهانی هستند که اغلب دارای نظم و ساختاری نااندیشیده است اما روی آینده سوژه‌های سیاست، تاثیر مستقیم دارد. این کتاب به 10 منطق اصلی رابطه تکنولوژی اطلاعات و سیاست می‌پردازد؛ به‌گونه‌ای که در هرکدام، تکنولوژی اطلاعات و سیاست در جهان‌زیستِ خوش‌بین و تفهمی، متعادل و انتقادی و رادیکال و بدبین، به سیاستگذاری و رقم‌زدن آینده جماعت‌های انسانی روی می‌آورند.  نویسنده کتاب تلاش می‌کند 10 منطق ممکن ارتباط تکنولوژی اطلاعات و سیاست را با به سخن درآوردن فیلسوفان و نحله‌های اصلی فلسفه سیاسی قرن بیستم به‌گونه‌ای با روش پدیدارشناسی به سخن درآورد که هیچ غیری، امکان ورود به منظومه را نداشته باشد و طرحی منطقی برای راهبرد سیاستگذاری توسعه و ساماندهی مجدد متن سیاست در ایران با استفاده از خودآگاه‌سازی درباره عصر جدید ایجاد کند.  در این کتاب مولف کوشیده است پارادایم‌های رقیب در مواجهه با فناوری‌های اطلاعاتی نوین و ازجمله فضای مجازی را مورد بررسی و مقایسه قرار دهد. وی این پارادایم‌ها را این‌گونه احصا کرده است: پارادایم انتقادی همدلانه (شامل سه رویکرد: رویکرد کلاسیک، رویکرد جدید، و رویکرد فمینیستی)، پارادایم انتقادی میانه (شامل چهار رویکرد: رویکرد تجدیدنظرطلب، رویکرد انتقادی، رویکرد محافظه‌کاری، رویکرد عمل‌گرایانه) و پارادایم انتقادی رادیکال (شامل سه رویکرد: رویکرد پدیدارشناسی، رویکرد نئومارکسیستی و  رویکرد پسامدرنیسم).  
به نظر می‌رسد کتاب برگرفته از رساله دکتری مولف در رشته علوم سیاسی باشد. نظم منطقی، چارچوب نظری حساب‌شده و استناد به منابع متعدد فارسی و لاتین از نقاط‌قوت این کتاب است. گرچه نویسنده در شرح آرای برخی از متفکران، مانند هوسرل، هایدگر، واتیمو و لیوتار دقت لازم را نداشته و مطلب را به اختصار بیان کرده و برخی از متفکران را نیز از قلم انداخته است، ازجمله پل ویریلیو که نظرات خواندنی درباره جنبه‌های سیاسی فناوری‌های نوین دارد یا دانا هاراوی که در بخش مربوط به فمینیسم ذکری از وی نشده است.