سازه های تعیین اولویت در سیاست خارجی جمهوری اسلا می ایران

 نویسنده : علی اسلا می

نسخه شماره 2828 - 1390/10/22

http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=124802

 احمدی نژاد به آمریکای  لا تین رفت.  زمانی که این خبر را  می خواندم  این سوال  برایم پیش آمد که آیا کشورهای  خاورمیانه  یا بهتر بگویم کشورهای  شبه  پیرامون مثل ایران، برزیل، ترکیه، عربستان  دارای  اصول خاصی  در سیاست خارجی  خود هستند؟ برخی از متفکران  سیاست خارجی اعتقاد دارند کشورهای جهان سوم اصول بلند مدت  و میانی اندیشه ای ثابت در سیاست  خارجی ندارند  بلکه  مقتضیات زمانی، منافع طبقه حاکمه،  ناخودآگاهی های جمعی و...  احساسات  را بر عقل  حاکم می کند و باعث می شود  که سیاست  خارجی آنها  نسبی گرا بر اصول  عدم قطعیت باشد.  برای مثال  برخی می گویند  براساس مستندات  افشا شده در سایت  ویکی لیکس، برخی کشورهای عرب حوزه خلیج فارس  به آمریکا پیشنهاد  کرده بودند که به ایران حمله کند، آنها به دنبال  تغییر  نام شهرهای  ایران و حتی مصادره  به  مطلوب  کردن نام جزایر و خلیج فارس  هستند، در حالی که ایران سیاست خود را مبتنی بر نادیده  گرفتن و دوستی با آنها می داند. چالش های روابط ایران و آمریکا یا تمایل ایران به توسعه روابط با کشورهای مارکسیست  همچون  چین، کوبا، کره شمالی و... در این راستا قابل ارزیابی است. در این نوشتار به دنبال  آن هستم  که نشان دهم  چه سازه هایی بر سیاست ایران حاکم است و کدام بخش از  فرهنگ سیاسی  ایران  در سیاست خارجی  جمهوری اسلا می  ایران تبلور  پیدا کرده است و چینش  اولویت ها براساس  این سازه ها چگونه  است.

1- سازه اول  مربوط  به هویت اسلا می است. براساس این سازه  رفتار سیاسی  خارجی ایران  بر این اساس است که کشورهای مسلمان باید در مقابل جهان غرب و کفر  اتحاد داشته باشند.

اصول امت اسلا می، وحدت اسلا می و تشکیل کنفرانس  اسلا می برای مقابله با تهاجم  استعماری  غرب در این راستا تعریف  می شود. ایران  با اعراب  و مسلمانان  رابطه برقرار  می کند و هزینه  بسیار زیادی  را برای کشورهای عرب پرداخته است. این سازه  از دو منظر تاکنون آسیب دیده است. کشورهای عرب  به لحاظ تاریخی  همیشه میان  خود و ایران  چالش های زیادی را می بینند. از سوی دیگر ایرانیان  نیز همیشه از نگاه بالا   و ام القری اسلا می  به اعراب نگاه کرده اند. از سوی  دیگر کشورهای دیگر مثل روسیه،  آمریکا، اسرائیل  و غرب  نیز همیشه از این چالش استفاده  کرده اند.  سازه اسلا می  به صورت  وحدت جهان  اسلا م از سوی  افراطی های ملی گرا  و بنیادگرایان  مورد تهدید قرار گرفته است و در این میان تهدید  تمامیت  ارضی  ایران، ادعا  نسبت به جزایر سه گانه و تغییر اساسی جغرافیایی  و فرهنگی  ایران و از سوی دیگر ناسازگاری های بنیادگرایی  سنی  با شیعیان  همیشه مانعی بر سر سازه اسلا می  سیاست خارجی ایران بوده است.

2- سازه دوم مربوط به فضای ملی و شیعی ایران است. ایران  با کشورهای لبنان،  فلسطین، سوریه  و به خصوص  جنبش های حزب الله  و حماس  به خاطر  هویت ایرانی و شیعی  ارتباط  برقرار کرده است ودارای  نوعی وحدت استراتژیک  شده است. سازه هویت ملی  در سمت تاجیکستان  و افغانستان و کشورهای فارسی  زبان جدا شده از شوروی  نیز کاربرد فراوان دارد. برخی از سازه های سیاست  خارجی ایران در بعد شیعی  بسیار فعال  شده است و حمایت ایران  از سوریه،  حزب الله،   حماس، عراق و... در این چارچوب  می گنجد. البته سازه ملی در بعد  جشن ها، نمادها و سازه های زبان فارسی در شرق ایران چندان فعال  نشده است  و جای کار دارد.

3- سازه سوم  مربوط به  بعد انقلا بی  و انتقادی ایران است. عدالت خواهی  و گرایش  به این که ثروت و  مدیریت  دنیا  باید  باز تقسیم  شود  یکی  از دستاوردهای فرهنگ سیاسی  انقلا ب سال 57  محسوب می شود. نزدیکی  ایران به کشورهای سوسیالیسم  مثل کوبا، چین و به خصوصکشورهای آمریکای لا تین و کشورهای آفریقایی در این بعد قرار می گیرد. سازه جهان سوم گرایی و نوعی سوسیالیسم جمعی واعتقاد به اینکه کشورهای ضعیف و تحت سلطه باید با جدا شدن و نقد سرمایه داری راه توسعه را پیش بگیرند. ایران براساس نگره عدم تعهد، سوسیالیسم و عدالت به کشورهای جهان سوم و به خصوص آمریکای لا تین نزدیک شده است.

4- سازه دیگر تفکر شرقی است. ایرانیان دارای سازه معنوی و اخلا قی هستند و می گویند می توان با سنت و مذهب به توسعه دست پیدا کرد. بر همین اساس نگاه به شرق و رویکرد الهیاتی، اخلا قی ومعنوی داشتن به امر توسعه و زندگی سیاسی اجتماعی باعث نزدیکی ایرانیان به شرق شده است. ایران سعی می کند در چارچوب توسعه شرقی به مالزی، هند، چین و روسیه نزدیک شود و این کشورها را الگویی متفاوت و فرصتی جدید برای پی ریزی روابط استراتژیک می داند.

5- سازه انتقادی سیاست خارجی ایران مربوط به نقد سکولا ریسم است. با قاره اروپا و کشورهای غربی ایران براساس مبانی فلسفی تمایز رابطه برقرار کرده است. ایرانیان الهیات سیاسی مسیحیت تداوم یافته در مدرنیته را قبول ندارند و اعتقاد دارند غربی ها به خصوص کشورهای اروپایی لیبرال، سکولا ر و ضد دین هستند. براین اساس سیاست خارجی ایران غربی ها را با اینکه مسیحی هستند غیرخودی می داند و با دید ابزاری و انتقادی به آنهامی نگرد. در حالی که اگر سیاست خارجی ایران مبانی الهیات سیاسی مسیحیت تداوم یافته درمدرنیته و پسامدرن را می دید و رویکردی چند بعدی به فلسفه سیاسی داشتند اولویت اروپا با این وضعیت  متفاوت  می شد.

6- سازه خنثی مربوط به آمریکای شمالی و کانادا است. به خصوص در مورد آمریکا، سازه ایرانیان این است که آمریکا نماد و پدر سرمایه داری است. آمریکا کشوری است که در حال اعمال هژمونی خود بر جهانیان است و می خواهد امپراطوری غربی و سرمایه داری را گسترش دهد. آمریکا نماد لذت، ثروت و قدرت است. جنگ به راه می اندازد و از ظالمان حمایت می کند. بر این اساس ایران در سیاست خارجی خود سعی می کند رویکردی  انتقادی به آمریکا داشته باشد و می گوید که آنها علیه ایران جنگ راه انداختند، ایران را تحریم کردند و به دنبال تغییر رژیم در ایران هستند و با اسلا م سیاسی مشکل دارند. آمریکا خنثی است چرا که مقصر اصلی لا بی های صهیونیسم هستند.

7- سازه آخر سیاست خارجی ایران مربوط به جریان صهیونیسم است. بر این اساس صهیونیست ها متفکران ثروتمند، قدرتمند و اقلیت با نفوذ رسانه ای هستندکه تمام جریان اطلا عاتی و ثروت غرب را در اختیار دارند. آنها در حال نفوذ به جهان اسلا م و منحرف کردن آنند. تمام سیاست آمریکا براساس منافع اسرائیل بنا شده است. این سازه اسرائیل را نفی می کند و اعتقاد دارد که باید با رویکرد سلبی و حذفی با اسرائیل برخورد کرد. براین اساس می توان تحلیل کرد که اولویت های ایران چرا در ابتدا لبنان، سوریه، فلسطین، عراق، سپس خاورمیانه، چین، روسیه، هند، آمریکای لا تین و سپس اروپا، آمریکا و... است. سازه ها رفتار را شکل می دهند و سازه های ملی، شیعی، اسلا می، انتقادی، انقلا بی، شرقی و... مشخص می کنند که اولویت های سیاست خارجی ایران کدامند که البته نیاز به سیاستگذاری بسیار تخصصی دارند.