http://mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=225569

کتاب داستان مبارزه با دستان خالی ایرانیان در ابتدای قرن بیستم را بررسی می‌کند. ایران در زمان ورود به دروه جدید تنها با استفاده از تکنیک‌های سیاست خارجی توانست بدون پشتوانه اقتصادی و نظامی و تنها با تکنیک‌های خردمندانه دیپلماسی استقلال خود را حفظ نماید.

کتاب به گونه‌ای دیالکتیک آرمان‌گرایی در خرد ایرانی با واقعیت‌های خشن دنیای سیاست بین‌الملل را واکاوی می‌کند. نویسنده کتاب اعتقاد دارد، ایران دارای سبکی از سیاست خارجی است که ریشه در سازه‌های ملی و دینی آن دارد. خرد ایرانی با مبانی عرفانی به گیجی دچار گردید که همه پیوند خود با واقعیت را از دست داد به نحوی که فنون دیپلماسی، جنگ و امور اجرایی سیاست از آن محو گردید. قاجار میراث‌دار عقل سهروردی و ملاصدرایی گردید که نتوانسته بودند غزالی را کنار بگذارند. به ناگاه انحطاط عقل ایرانی به شاهان قاجار رسید و با همه تلاش آنها فرایند نابودی ایران آغاز گردید. شاهان قاجار می‌دانستند به تکنیک‌های جدید نیاز دارند اما تا جایی که به قدرت و اراده استبدادی آنها لطمه‌ای وارد نگردد. نخبگان ایرانی در حیطه عمل و نظر توانستند با مخاطرات فراوان تکنیک‌های مکانیکی جدید را وارد سیاست ایرانی سازند و از همین جا بود که وزارت امور خارجه شکل گرفت.

میراثی که در دوره فتحعلی شاه تاسیس شد بعد از مشروطه در دوره جنگ جهانی اول و دوم و ماجراهای دیگر توانست کشور را از بحران‌های جهانی نجات دهد. استقلال و تمامیت ارضی و آنچه به عنوان نام ایران شناخته شده است مدیون وزارت امور خارجه می‌باشد. در این کتاب چهار الگوی بسیار پیچیده و تکنیک‌های دیپلماسی ایران در چهار دوره مورد بررسی قرار گرفت. چهار الگویی که در آن دوره با توجه به شرایط بسیار حساس و بدون پشتوانه قدرت سخت اتخاذ گردید و با تکیه خرد و عقل دیپلماتیک توانستند پیروز شوند. این کتاب داستان مبارزه ایرانیان با دست‌های خالی اما خرد واقع‌گرایی است که ایران در آستانه قرن بیستم را نجات داد و چون سایر قرن‌ها از باستان تا کنون ققنوس ایرانی حفظ نمود.

کتاب تلاش بزرگ و قابل ستایش ایرانیان جهت حفظ نام ایران را نشان می‌دهد که چگونه نام وطن و سرزمین ایران با مبانی خرد جدید در دستگاه وزارت امور خارجه متبلور گردید. این نوشتار روایت دفاع ایرانیان از خرد جدید سیاسی می‌باشد که توسط ساختار وزارت امور خارجه با همه محدودیت‌ها به بهترین شکل اجرا گردید. وزارت امور خارجه تنها تکنیک منحصربفرد علم سیاست در دوره جدید می‌باشد که با اتکا به خرد دیپلماتیک به معنایی با دستان خالی اما مغزهای زیرک توانستند بحران‌ها را سپری کرده و کشور را نجات دهند.

این کتاب داستان مبارزه ایرانیان جهت رسیدن به استقلال در سیاست خارجی می‌باشد. یکی از وجوه متمایز کننده کشورها به لحاظ درجات توسعه یافتگی توجه به امور خارجه و داشتن الگوهای مشخص در رابطه با کشورهای منطقه و بین‌الملل می‌باشد. کشورهایی توانسته اند تمامیت ارضی خود را حفظ کنند و در شاخص‌های امنیت، اقتصادی و فرهنگی رشد داشته باشند که دارای الگوهای عقلانی و واقع‌گرا در سیاست خارجه‌شان می‌باشند. ایران در زمان فتحعلی‌شاه اقدام به تاسیس وزارت امور خارجه نمود که در ابتدا تمام نیروهای آن پنج نفر بودند. به تدریج با وقوع انقلاب مشروطه روابط خارجه تبدیل به سیاست خارجه گردید. در این پژوهش تمامی الگوها و سیاستگذاری‌های سیاست خارجی ایران از انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامی ایران مورد تحلیل و ارزیابی قرار می‌گیرند. ایران از انقلاب مشروطه تا کودتای 1332 چند الگو در سیاست خارجه طراحی و اجرا کرده است.

در کتاب آمده است: یک عامل ثابت و متغیر اصلی وجود دارد که باعث می‌شود سیاست خارجی ایران در تحلیل وضع داخلی و خارجی و برآورد هزینه و فایده برای طراحی سیاست خارجی الگویی غیر‌مناسب طراحی کند که اغلب به شکست منجر می‌شود. این متغیر اصلی ریشه در نوستالژی و الگوهای آرمانی تفکر ایرانی دارد که در همه دوره‌ها تکرار شده است.

رویا، آرمان یا ناخودآگاه نوستالژیک ایرانی که دارای سه منبع بسیار قدرتمند ایران باستانی، اسلام شیعی و تجدد می‌باشد. این سه منبع الگوهای سیاست خارجه را به سمتی پیش برد که فاصله بسیار زیادی با شرایط داخلی و خارجی و امکانات ایران داشته است. سازه‌های ذهنی نوستالژیک آرمانگرا همیشه در تضاد دیالکتیکی با موازنه قوا قرار می‌گرفتند که برآیند این جدال آرمان گرایی و واقع‌گرایی شکست سیاست خارجی بوده است. در کتاب چهار الگو سیاست خارجه مورد تحلیل قرار گرفته است. موازنه قوا و بی‌طرفی اول (1304-1287): سیاست خارجی ایران در دوران مشروطه و دوران جنگ جهانی اول که نتیجه آن اشغال و دست نیافتن ایران به اهدافش بود.

موازنه قوا و بی‌طرفی دوم (1320-1304): سیاست خارجی پهلوی اول در حرکت به سمت آلمان‌ها به عنوان نیروی سوم و اعلام بی‌طرفی در جنگ جهانی دوم که به اشغال ایران ختم شد.

موازنه قوا و واقع‌گرایی (1326-1324): سیاست خارجی ایران بعد از اشغال و به خصوص بحران آذربایجان که تنها الگوی موفق و پیروز در الگوهای سیاست خارجه به شمار می‌رود.موازنه قوا و موازنه منفی (1332-1326): سیاست خارجی ایران دوران ملی شدن صنعت نفت که نوعی عدم تعهد و ملی گرایی منفی بود، در نهایت به شکست انجامید. کتاب ارزیابی الگوهای سیاست خارجی ایران بین دو انقلاب (جلد اول) تالیف روح‌الله اسلامی، استادیار علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد، توسط انتشارات وزارت امور خارجه سال 1394 منتشر گردیده است.