http://www.farheekhtegan.ir/newspaper/BlockPrint/58080
نگاهی به کتاب «سیاست به مثابه تکنیک؛ مبانی روشی علم سیاست» روح‌الله اسلامی
عوام‌زدایی از سیاست
نویسنده : فاروق مقصودی
تعداد بازدید : 14

سیاست چیست؟ چه موضوعاتی سیاسی هستند؟ آیا سیاست دارای روش علمی است؟ آیا سیاست از تکنیک‌های عملی برخوردار است؟ چه عواملی سیاست را نابود می‌کنند؟ کتاب «سیاست به مثابه تکنیک؛ مبانی روشی علم سیاست» نوشته روح‌الله اسلامی درصدد است پاسخ‌هایی برای این‌ پرسش‌ها ارائه دهد. به باور نویسنده عوامل زیادی باعث شده است سیاست جایگاه خود را در جامعه ایرانی از دست بدهد، بنابراین تمام تلاش نویسنده ایجاد زبان، روش و مفهوم‌سازی برای دفاع از بستر نخبه‌گرا و تخصصی علم سیاست است.
«سیاست به مثابه تکنیک» با این پیش‌فرض نوشته شده که برای انجام تحلیل سیاسی نیاز به رعایت الزامات جایگاهی، روشی، منطقی و محتوایی است. سیاست شامل عرصه عمومی می‌شود و هرگونه گزاره راجع به عرصه عمومی باید نگرش‌های مصلحت عمومی و بهزیستی جامعه را دربرگیرد. از یک سو سیاست به معنای فکر در باب مدیریت جمعیت است و از سوی دیگر به اعمال و محدود کردن قدرت اشاره دارد. در نگرش عموم، سیاست علم نیست و تصور اینکه سامان‌ دادن عرصه سیاسی داخلی و خارجی رشته‌ای است که شامل گرایش‌های مطالعات منطقه‌ای، دیپلماسی، روابط بین‌الملل، اندیشه سیاسی، سیاستگذاری و... است، دور از تصور است. مردم عادی و بسیاری از متخصصان مهندسی و علوم‌زیستی، سیاست را به معنای دروغ، فریب، سازمان اطلاعاتی امنیتی، حزب‌بازی، سخنوری و طرح‌های سیاستمداران می‌دانند و عموما با رویکردی مبتنی‌بر ترس و نقادانه در مورد آن بحث می‌کنند. سیاست به صورت ناخودآگاه تمام زندگی مردم را در‌برگرفته است؛ اما مردم در مورد ماهیت و شیوه درست استدلال و تحلیل سیاسی، فکر نمی‌کنند.
در تحلیل سیاسی یکی از ابتدایی‌ترین مباحث، تعیین شمولیت و دایره سیاست است. چه روایت و واقعه‌ای سیاسی نامیده می‌شود؟ اینکه گزاره‌ای صفت سیاسی به خود بگیرد چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد؟ به صورت رایج در علم سیاست دولت و اقدامات سیاستمداران و گزاره‌هایی که در مورد برنامه‌های داخلی و خارجی کنشگران حکومتی به کار می‌رود، پدیده‌ای سیاسی نامیده می‌شود. برخی نیز به صورت بدیهی اعتقاد دارند هر گزاره‌ای که قدرت را نشانه رود صورتی سیاسی به خود می‌گیرد. قدرت دولت، قدرت احزاب یا قدرت عرف و آداب و رسوم مذهبی نمونه‌هایی از این موارد است. این کتاب داستان تکنولوژی‌های قدرت است. برای تحلیل سیاسی می‌توان هر موضوعی از مذهب، زبان، جنسیت، دولت، بوروکراسی، مدیریت و... را در دایره سیاست قرار داد، البته نیاز است قبل از آن، متن را تحلیل و واکاوی کرد و نشان داد پدیده‌ها در چه متنی سیاسی قلمداد می‌شوند. در چه متافیزیکی بحث در مورد زبان سیاسی است و در چه زبانی نیست؟ امور عمومی و خصوصی چگونه مرتبط با سیاست هستند؟ این نوشتار می‌‌خواهد تکنولوژی؛ یعنی عملیاتی‌شدن اندیشه‌های سیاسی و متن پدیداری سیاست را مورد واکاوی قرار دهد. برای این هدف سه شکل تکنولوژی - متافیزیکی، فیزیکی و اطلاعاتی - و متناسب با آن سه سطح - سیاست اخلاقی، مکانیکی و سازه‌ای - ترسیم شده است.
برای اینکه تحلیل سیاسی از شکل خاطره‌نویسی، توصیف وقایع و رویدادها به صورت تصادفی و پراکنده، درآید و شکلی علمی به خود بگیرد، نیاز به رعایت نکات روش‌شناسی است. روش‌شناسی نحوه اندیشیدن رایج و پارادایمی را در هر علم به پژوهشگران می‌‌آموزد. دانشجویان، اساتید و کسانی که هنوز آنقدر زیرک، پرتلاش، خلاق و صاحب‌فکر نشده‌اند، گریزی ندارند جز آنکه از صاحب‌نظران و متفکرانی که در تاریخ بشر در زمینه فکری خودشان قلم زده‌اند، بهره گیرند. در طول تاریخ دانش سیاسی از نوشته‌های تنسر، اردشیر، افلاطون، فارابی، ملاصدرا تا نیکولو ماکیاولی، توماس هابز،  ماکس وبر، تالکوت پارسونز و... هر کدام شکلی از اندیشیدن را به کار برده‌اند که امروز سنت دانش سیاسی به شمار می‌روند و می‌توان از قصدیت، روش، واژگان و فرمول‌های علمی آنها استفاده کرد.
«سیاست به مثابه تکنیک» نوشته روح‌الله اسلامی که اخیرا از سوی انتشارات خرسندی به چاپ رسیده است، در حد توش و توان خود می‌خواهد عرصه‌ای جدید از گزینش، توصیف و تحلیل پدیده‌های سیاسی را پیش‌ نهد.