جایگاه ایران در سیاست خارجی روسیه

 http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=125515
روسیه بعد از فروپاشی شوروی ارتباطات خود را با ایران افزایش داده است به نحوی که ایران و روسیه در مسیر تبدیل شدن به متحدان استراتژیک برای یکدیگر حرکت کرده اند. اما برخی از مسائل تاریخی و روان شناختی همیشه مانع از بالا رفتن سطح ارتباط شده است. برای مثال ایرانی ها هیچ وقت خاطرات تاریخی خیانت روسها در مورد مشروطه و به توپ بستن مجلس یاقبل از آن جنگ های ایران و روس و جدایی بسیاری از ایالت های شمالی ایران را از یاد نمی برند. به لحاظ روان شناختی نیز روس ها اغلب جنبش ها و سیاستمداران و در برخی مواقع تمامیت کشور را به بازی گرفته اند. آنها به صورتی کاملا حساب شده و با اعتماد کامل جلو می آمدند و در آخرین لحظه کنار می کشیدند و از ایران به عنوان ابزار و برگ برنده در معاملا ت بزرگتر استفاده می کردند. ماجرای خیابانی، میرزاکوچک خان، حتی شورش های آذربایجان و کردستان ودر دوره جدیدتر قضیه هسته ای ایران سبک رفتار غیر قابل اعتمادی از روس ها برای ایرانیان ترسیم کرده است. رفتارهایی که در کمال ناباوری از اعتماد کامل ایران سو»استفاده می شد و با رویکردی بسیار ابزاری بارها و بارها در تاریخ تکرار شده است.
اینگونه از رفتارها باعث شده بسیاری از نخبگان و سیاستمداران، روسیه را به عنوان شریکی قابل اعتماد در حوادث به شمار نیاورند. جمعه 23 آذر 1390 در اجلا س ناتو، سفیر روسیه در ناتو دیمیتری روگوزبن اعلا م کرد، ایران همسایه ماست، اگر به هرشکلی ایران درگیر شود و اقدام نظامی علیه ایران صورت گیرد، تهدیدی مستقیم علیه امنیت ملی ما خواهد بود. این موضع گیری اولین بار نبود بلکه بارها روسیه با اقدام نظامی و تحریم علیه ایران، مخالفت کرده است. اما سوال این است که ایران به واقع چه جایگاهی در سیاست خارجی روسیه دارد. وضعیت فعلی ایران برای روسیه بسیار ایدهآل است. صورتی که نه شکل ضعیف را دارد و نه شکل قدرت اول منطقه. ایران اکنون کشوری نیمه قدرتمند دارای پتانسیل بسیار زیاد اما تا حدی منزوی است و برای روسیه این وضعیت به مثابه برگ برنده است که می تواند با آن بازی های بزرگی را در روابط بین الملل به نفع خود چرخش دهد. ایران برای روسیه در شکل ظاهری به لحاظ همسایه بودن اهمیت دارد. دریای خزر، منابع مشترک نفت و گاز، مبادلا ت بازرگانی و تجاری و از همه مهمتر پرونده هسته ای ایران، باعث شده است که اشتراکات این دو همسایه بسیار به هم پیوسته شود. از سوی دیگر روسیه از گسترش ناتو به همسایگان خود و کاهش نفوذ در سطح جمهوری های تازه استقلا ل یافته هراس دارد. روسیه از اینکه آمریکا در کنارش سپر موشکی و پایگاه نظامی ایجاد کند بسیار دلهره دارد و در این مورد ایران نیز با روسیه هم داستان است.
موضع ضد غرب، ضد ناتو و ضد آمریکایی که ایران در قبال سیاست های آمریکا و ناتو در افغانستان، خلیج فارس، عراق و اروپای شرقی اتخاذ می کند اشتراکات هر دو کشور محسوب می شود. تا حدی هر دو کشور، روحیه ضد امپریالیستی دارند و این امر باعث شده الگوهای توسعه سیاسی و اقتصادی شرقی را در پیش بگیرند که با معیارهای حقوق بشر و دموکراسی غربی چندان سازگار نباشد. روسیه به خاطر امتیازات اقتصادی و پاداش های کوچک و بزرگ فایده گرایان مادی به ناتو، اروپا و آمریکا بر سر ایران معامله نمی کند. طبقه متوسط و اندیشه های لیبرالیستی و دموکراسی خواهانه به همراه رشد احزاب و جریان های متکثر سیاسی باعث شده که روسیه از آمریکا و متحدانش به خاطر تلا ش برای راه اندازی انقلا ب رنگی و حمایت از جنبش های مدنی و سیاسی هراسان باشد. از سوی دیگر ایران به لحاظ داشتن منابع نفت و گاز نیز می تواند آلترناتیو روسیه برای اروپا محسوب شود. ایران در فصل زمستان اهرم فشار روسیه بر اروپا در نفت و گاز محسوب می شود و داشتن رابطه مسالمت آمیز ایران با اروپا چندان برای روسیه خوشایند نیست. ایران برای روسیه در حکم برگ برنده بزرگ به حساب می آید. ایران چهار راه ارتباطی شرق و غرب است. اگر رابطه ایران با غرب در وضعیت کج دار و مریز باشد باعث می شود که خطوط دریایی، هوایی، زمینی، ریلی و حتی ارتباطات سایبری همه با تائید روسیه میان شرق و غرب مبادله شود. موقعیت جغرافیایی بسیار حساس و فعال کنونی روسیه به خرابی و فلج بودن وضعیت ایران بستگی دارد. رابطه ایران اگر با شرق و غرب از منظر اقتصادی، ارتباطی و سیاسی بهم ریخته باشد و دنیا به ایران اعتماد نکند، فایده های بسیاری برای روسیه دارد. روسیه ایران را به راحتی از دست نمی دهد و نمی خواهد ایران به کشوری فروپاشیده، ضعیف، تجزیه شده یا قدرتمند در سطح منطقه تبدیل شود. وضعیت کنونی ایران بهترین شکل برای تامین منافع ملی روسیه به حساب می آید. اگر روسیه بخواهد معامله ای بر سر ایران با دنیا انجام دهد مسلما اقتصادی نیست بلکه معامله ایست که امنیتی است و امتیاز بسیار بزرگی را در آخرین مرحله برای روسیه به همراه خواهد داشت.حال در نظر آورید که این معادله بسیار پیچیده از سوی اعراب و اسرائیل نیز دستکاری می شود. اعراب و اسرائیل بسیار علا قه دارند که ایران از وضعیت شبه قدرت به سمت تضعیف سوق یابد و در مذاکرات آشکار و پنهانی حاضرند هزینه های تحریم، جنگ و فشار بر ایران را بپردازند. بزرگترین اشتباه ایران در صحنه روابط بین الملل این است که اصول ثابتی داشته باشد و با اعراب، اسرائیل، آمریکا، روسیه، چین و... با گزاره های کاملا قطعی و مبتنی بر اعتماد نهایی رفتار کند. بارها هزینه اعتماد کامل به چین و روسیه و حتی هند و ژاپن را ایران پرداخته است، جایی که واردات چینی و به دست گرفتن بازار ایران توسط چین باعث نشد آنها در احکام صادره از سوی شورای امنیت در قضیه هسته ای از حق وتوی خود استفاده کنند. قدرتمند بودن ایران و کشور اول منطقه بودن برای بسیاری از کشورها مثل اعراب و روسیه و حتی اروپا خوشایند نیست. منزوی کردن ایران و اعمال فشار بر ایران باعث شده است که کشورمان از سطوح مبادله، تجارت و پیگیری منافع ملی در سطح اول روابط بین الملل در بازارهای جهانی دسته اول محروم بماند و ما اکنون دارای روابطی بسیار هزینه زا در سطوح درجه 2 و 3 بازارهای جهانی باشیم. تمام فرایندها مسیر کاملا طبیعی و قانونی خود را طی می کنند اما آنچه باعث شده ایران در مذاکرات و معادله های بین المللی از تکنولوژی، نیروی انسانی، جذب جهانگرد، صنعت هواپیما و پتروشیمی و به خصوص جذب سرمایه خارجی عقب بماند و اهداف خود را از طریق بازارها و معامله های دلا ل گونه و دسته چندمی دنبال کند بازی های بسیار زیرکانه ایست که متحدان و دوستانمان در ظاهر برای ما انجام می دهند و در پشت صحنه نوع دیگری رفتار می کنند. سعدی می گوید: ده درویش در گلیمی بخسبند و دو پادشاه در اقلیمی نگنجند. روسیه نمی خواهد ایران تبدیل به قدرت اول منطقه شود و از اشتراکات ظاهری چنان استفاده می کند که ایران را در وضعیت پتانسیل قدرتمند شدن نگه دارد و در نهایت به عنوان برگ برنده بزرگ از آن استفاده می کند. همه تاخیرها، بازی دادن ها، به قول خود وفا نکردن ها و راندن ایران به گوشه معادلا ت، منافع چند جانبه ای را برای چین، روسیه و اغلب کشورهای عربی ایجاد کرده است. ایران باید کمی واقع گرایانه تر محیط بین الملل را بررسی کند و با توجه به هدف قدرت اول منطقه شدن سعی کند در فرایندهای اقتصادی و جهانی وارد شود و به عضویت سازمان تجارت جهانی در آید. اگر ایران به عنوان ابزار و برگ برنده چین، روسیه و حتی هند وایتالیا، ژاپن و... قرار بگیرد و باداشتن اصول ثابت و قرار دادن همه اعتماد خود در سبد برخی کشورها جلو رود به طور طبیعی واقعیات و اصل منافع ملی کشورها ایران را به سمت رخدادهای تلخی جلو می برند که بهترین نمونه آن تبدیل شدن ایران به قمر بزرگ روسیه خواهد بود.