http://tssq.atu.ac.ir/article_1519_370.html

شیوه­های اعمال و نیز محدود کردن قدرت در سال­های منتهی به مشروطه به ناگاه وجوه نظری جدیدی پیدا می‌کند. بعد از آن که حکومت­مندی متافیزیکی ایران در سلسلۀ قاجار پدیداری بسیار انحطاط‌آمیز پیدا کرد، وجوه فروپاشی، شکست و تجزیۀ ایران آغاز شد، به نحوی که ایران در همۀ نبردها شکست خورد و مردم ایران یعنی رعیتِ تحت سلطۀ ظل‌السلطان­ها از تحقیر داخلی و خارجی به تنگ آمدند. در این فضای بحرانی که تمامیت ارضی ایران در حال نابود شدن بود، برخی از متفکران ایرانی، شیوه­های جدیدی از ساماندهی امر سیاسی را معرفی کردند. سال‌های پایانی سلسلۀ قاجار به ویژه هنگام به وجود آمدن مشروطه، برابر است با ورود ایران به عصر فیزیک و مکانیک قدرت که پیش از آن به شکل سیستمی و کارکردی سابقه نداشته است. در شکل فیزیکیِ حکومت­مندی، قدرت تبلوری مکانیکی و بوروکراتیک پیدا می­کند. یعنی با چینش ساختارها و نهادهای بیرونی، می­توان سیاست را به گونه­ای در بُعد داخلی و خارجی نظم داد که صلح، رفاه و شادی و قدرت را برای واحدهای سیاسی به ارمغان آورد. در این فصل با استفاده از چارچوب نظری حکومت­مندی به دو رسالۀ اوّلیه و پیشرو در زمینۀ مکانیک قدرت در ایران می­پردازیم. رسالۀ اوّل متنی فقهی و بومی از آیت‌الله نائینی است که با محوریت قرار دادن قرآن، زندگی پیامبر (ص) و به ویژه نهج البلاغه الزامات قدرت مکانیکی را ترسیم می­کند. متن دوم مجموعه درس­های محمد علی فروغی است که اولین متن قانون اساسی ایران نیز به شمار می­آید، چرا که درس­های او در مدرسۀ علوم سیاسی بعدها توسط نظریه­پردازان و شاگردانش در قانون اساسی ایران جای گرفت. به‌طور خلاصه این پژوهش به ورود حقوقی و فقهی ایران به حکومت­مندی مکانیکی–بوروکراتیک یا دولت مشروطه می­پردازد.