از سیاست گذاری مهندسی به سیاست گذاری انسانی 
 http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=125612
نویسنده : علی اسلا می

سیاستمداران بسیار تلا ش می کنند که مردم را مطابق با آرمان ها و اندیشه های خود هدایت کنند. به خصوص در جوامع شرقی و اسلا می سیاست دارای وجهی هدایت گونه و برخاسته از قدرت شبانی است. در ایران اغلب وجوه کلا ن و هدایت کلی جامعه خود را در متافیزیک الهیان تعریف می کند و وجوه سیاست گذاری بر روش های کمی و اجرائیات مهندسی طراحی می شود. اغلب نمایندگان سیاسی در قوه مقننه و به خصوص قوه مجریه سابقه مهندسی دارند.در نگرش های مهندسی چنین فرض می شود که عقل آدمی به صورت دانایی بی طرف می تواند خارج از موضوع مورد نظر خود قرار بگیرد و با ایجاد محیط آزمایشگاهی به شناخت توالی ها بپردازند. توالی ها منجر به کشف قانون می شود. قوانین انسانی همانند طبیعی بر حیات انسانی جاری است و هرگاه ماشین جوامع انسانی دچار مشکلی شود باید با استفاده از فرمول های بدیهی ریاضیات و حساب منطق استقرایی به حل و فصل مسائل پرداخت. مهندسان سیاست گذار جامعه ما به صورت کاملا  ناخودآگاه مشکلا ت جامعه انسانی را با استفاده از روش پوزیتیویسیم  می نگرند و در یک استقرا و جز»نگری حساب شده سعی می کنند به صورت ریاضی جامعه را اداره کنند. 
روش کمی گرای  پوزیتیویسیم به علت اینکه انسان ها را همانند موضوعات طبیعی فرض می انگارد و نیت، انگیزه، قصدیت و سایر مولفه های انسانی را در بعد فردی و جمعی نادیده می گیرد اغلب دچار نتایج ناخواسته ای می شود که از ابتدا برنامه ریزی نشده بود. برای این موضوع مثالی بسیار به روز زده می شود. در دولت احمدی نژاد اصلا حات اجتماعی و اقتصادی آغاز شد. کاهش نرخ سود بانکی در دوره دوم ریاست جمهوری احمدی نژاد برای دادن وام به مردم و کمک به اقشار پایین دست جامعه طراحی شد. متناسب با آن یارانه ها نیز به صورت مستقیم به مردم واگذار گردید. با توجه به نقدینگی بسیار بالا یی که در جامعه به وجود آمد و از سوی دیگر ماهیت نفت پایگی و رانتی بودن جامعه ایرانی به سرعت تورم بالا  رفت. از سوی دیگر بحران های جهانی نیز موضوع را کمی پیچیده ساخت. بسیاری از مردم سرمایه های خود را از بانک بیرون کشیدند چرا که نرخ تورم از نرخ سود بانک ها بالا تر بود و طبیعی بود که نگهداری پول در بانک نمی توانست حتی ارزش ثابت سرمایه را حفظ کند. مهندسان به روش کاملا  کمی و پوزیتیویستی سعی کردند که گرایش مردم به خرید سکه را کنترل کنند و به نحوی آن را مدیریت کنند که کشور از هجوم مردم به طلا  و سکه نه تنها ضرر نکند بلکه مجموعه دولت و ملت از این اقدام سود ببرند. سکه به علت اینکه ارزش ذاتی داشت و از سوی دیگر مدام در حال افزایش بود نسبت به اغلب سرمایه گذاری های تولیدی، بانکی و حتی ارز و زمین و... اولویت  داشت.  در اقدام اول مهندسان  میزان  عرضه سکه  را افزایش  دادند و گفتند  آنقدر  سکه به مردم  می دهیم که حتی خواربار  فروشی ها هم سکه توزیع  کنند. این اقدام  سودی  نداشت  و هجوم مردم و بالا  رفتن  قیمت سکه ادامه  داشت.  در اقدام  دوم  دولت در یک سیاست گذاری  شعاری اعلا م  کرد سکه 80تا 100 هزار تومان  کاهش یافت.  صدا وسیما  و خبرگزاری ها هم به سرعت  این اقدام  را تبلیغ  کردند اما این گونه شعار دادن منجر  شد که سکه با دو نوع نرخ  به مردم تحویل  داده شود. نرخ عرضه سکه  در بازار  و بانک با هم متفاوت  بود و هجوم  مردم از نیمه شب تا صبح به بانک ها معضلا ت  زیادی را  ایجاد کرد. در قدم  سوم دولت تصمیم  گرفت با پیش فروش  کردن نامحدود سکه  میل و انگیزه  مردم را مدیریت  کند واز سوی دیگر سرمایه سرگردان مردم را که از بانک ها فرار  کرده بود را دوباره  جمع کند. پیش فروش  سکه نیز  باعث شد دوباره  هجوم مردم  افزایش یابد  و حتی با تغییر نرخ  پیش فروش  و عرضه های 4 تا 6 ماهه با توجه به  بحران های جهان سرمایه  داری  و ناامنی   تولید و کاهش  اعتماد عمومی قیمت سکه  مرزهای  یک میلیون  را نیز درنوردد. اقدامات  مهندسان  و روش های پوزیتیویسیتی را می توان  چنین  کالبد شکافی   کرد.  آنچه در عمل در حال  وقوع است نوعی سیاست گذاری  است که تنها انگیزه  و میل  شهروندان  ایرانی را به سمت  فردگرایی  منفی  سوق می دهد. مهندسان  سیاست گذار نتوانستند  قصدیت  و انگیزه  شهروندان ایرانی را شناسایی  و هدایت کنند. آنچه در عمل به صورت  کژ کارکردی  در حال وقوع  است ایجاد شدن مسابقه دلا لی  و حرص و  ولع و طماعی  بسیار شدیدی است که در اثر  سیاست گذاری های  پوزیتیویستی  در حال تشدید شدن  است. آنقدر  جو و فضای  روانی جامعه  بر روی طلا  و سکه  و ارز و زمینه های دلا لی  غیرتولیدی  در حال  حرکت است که کسی به فکر اندیشه  جمعی  و فکر آبادانی  ایران نیست. سرمایه های سرگردان  از یک سو و ایجاد شدن  جو روانی و بسیار نامناسبی  که تنها به فکر  فردانیت های جدا شده  هستند که ذخیره  می کنند.  سکه وطلا  نماد روزگاران  ناامن و جنگ های قبیله ای هستند. سکه به مثابه  گنج نوعی آینده نگری  بسیار فردی  در شرایط  بی اعتمادی  است. کاهش  سرمایه اجتماعی و ناامید  بودن به اصلا ح  و آینده  بهتر باعث  ذخیره  شدن سرمایه ها به صورت  فردی در بخش دلا لی  است که نتیجه آن آسیب کلی به  اعتماد عمومی،  تولید ملی،  آبادانی کشور می باشد. دولت باید به سمتی حرکت کند که سیاست گذاری های  اقتصادی  را در اولویت  هدف  بازگرداندن اعتماد  و سرمایه  سرگردان قرار دهد.
- نرخ سود بانکی را افزایش  دهد به نحوی  که از تورم  بالا تر  باشد  تا شهروندان  سرمایه های خود را از  بخش دلا لی ارز، زمین، خانه، سکه و طلا...  به بخش  تولید بیاورند.
- اوراق مشارکت با سود 25 تا 30 درصد  به خصوص  در بخش های جهانگردی، انرژی  خورشیدی و هسته ای صادر شود.
- بخش  نفت و گاز ایران به خصوص  برای پروژه های بزرگی  مثل پارس جنوبی  می تواند تمام سرمایه های  سرگردان  ایران را با اوراق  مشارکت  جمع کند.
 کشور اکنون نیاز  به مشارکت  و از همه مهم تر امید به اصلا ح و سازندگی  دارد.  یادمان باشد که سیاست گذاری  با شعار  و هدایت مردم  بدون  قصدیت های مادی  امکان پذیر  نیست. ملت دارای  شعور،  قصدیت  و آگاهی هایی  هستند  که محیط  های آزمایشگاهی  به راحتی نمی توانند رفتارهای آنها را شناسایی، کنترل و مدیریت  کمی کنند. مجموعه سیاست های اقتصادی کشور باید به صورتی باشد که انگیزه های فردی و دلا لی  مردم را که اکنون  در حال شدت گرفتن  است به سمت آبادانی  و اندیشه جمعی ساختن ایران  هدایت کند. نگاه های فرابخشی  و بهره گیری  از دانش متخصصان علوم انسانی  در بخش های  مختلف  در این زمینه  به راحتی  می تواند  راهگشا  باشد.