موانع ساختاری دیپلماسی ایران در موضوع بیداری اسلا می
 
http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=125982

هرکس دوست دارد محیط پیرامون خود را براساس عقاید ذهنی اش ساماندهی کند. سه دهه پیش ایرانیان بر رژیم اقتدارگرایی که از بالا  به پایین جامعه ایرانی را به سمت مدرنیته می برد انقلا ب کردند و تمامی آرمان ها و غایت های خود را در اسلا م جمع کردند. اسلا م دارای رسالتی اقتصادی، سیاسی، مدیریتی و اجتماعی شد تا بتواند کاستی هایی را که نظام پدر سالا ری پهلوی ایجاد کرده بود جبران کند. قرار شد شریعت تجدید نظر شده به صورت وارد شدن عنصر اجتهاد و عقلا نیت بتواند، زندگی جمعی ایرانیان را ساماندهی کند. انقلا ب اسلا می صورت حکومتی خود را در شکل جمهوری اسلا می تبلور بخشید. یکی از اهداف جمهوری اسلا می وارد کردن سازه ها و آرمان های اسلا می به منطق روابط بین الملل بود. ایران در قالب تفسیر از شریعت اسلا می به این نتیجه رسید که باید اصول استقلا ل، نفی سبیل، عدالت، امت، نفی ظلم و ظالم و... رادر روابط خود با سایر کشورها تفسیر کند. بر پایه همین اصول شکل های عینی رابطه ایران با سایر کشورها از چین تا هند، کشورهای آمریکای لا تین، اعراب، آفریقا، آمریکا و... شکل گرفت. در دهه اول قرن بیست و یکم کشورهای عربی بر فساد، عقب افتادگی، استبداد، نابرابری، فقر، بیکاری و حقارت ناشی از سیاستهای بسته حاکمان خود قیام کردند. اکنون یک سال از انقلا ب کشورهای عربی می گذرد. انقلا ب های پسامدرنی که دارای رهبر، ایدئولوژی و حزب مشخص نیست و اغلب به صورت چند صدایی، متکثر و جنبش های سراسری هستند که از فضاهای مجازی و شبکه های اجتماعی شروع می شوند و با استفاده از تکنولوژی های اطلا عاتی به سطوح واقعی زندگی اعتراضی و مدنی کشیده می شوند. مصر و تونس سریع موفق شدند و توانستند حاکمان استبدادی خود را به زیر بکشند و اکنون درگیر فرایندهای بعد از انقلا ب هستند. لیبی نیز با کمک نیروهای خارجی حاکم زشت و مستبد خود را کنار زد. مردم بحرین و یمن اما نتوانستند در معاملا ت بین المللی خواسته های خود را تجمیع کنندو سرکوب رسانه ای، ایدئولوژیک، اقتصادی و نظامی امنیتی رژیم هایشان در پیوند با آمریکا و عربستان آنها را تاکنون ناموفق گذاشته است. این اعتراضات در سوریه نیز اثرگذار بوده است و گرایش های سلفی و سنی و لیبرال ودموکرات با حمایت خارجی قصد  دارند رژیم موروثی بشار اسد را سرنگون سازند. در این میان طرفداران حکومت نیز زیاد هستند و دخالت های آمریکا، اسرائیل و کشورهای اروپایی و حتی قطر، ترکیه، عربستان و... باعث شده که رویه های وحدت بخش در سوریه شکل بگیرد و ترس از تجزیه و جنگ داخلی، تنها قربانیان مردمی وهزینه های دولت را افزایش داده است. در این میان ایران وارد دیپلماسی بسیار پیچیده ای شده است. ایران علا قه مند است که کشورهای عرب سنتی محافظه کار منطقه که همکاران و متحدان آمریکا و اسرائیل هستند و پایگاه در اختیار کشورهای مخالف ایران قرار می دهند دچار نابسامانی شوند. ایران بسیار علا قه مند است که در  عربستان، یمن، بحرین و حتی آذربایجان مردم، رژیم های سرکوبگر و استبدادی خود را پایین بکشند. از سوی دیگر ایران در مورد مصر، لیبی و تونس بسیار نگران دخالت نظامیان و نیروهای سکولا ری است که از سوی آمریکا وارد عمل می شوند. در مورد سوریه اما ایران از اینکه نیروهایی روی کار آیند که طرفدار آمریکا و اسرائیل باشند و حزب الله و حماس را یاری نرسانند نگران است. بنابراین بازی دیپلماسی ایران در سطح منطقه چندوجهی است. قطر و عربستان از رانت های نفتی خود بهره می گیرندو با شبکه های الجزیره و العربیه سعی می کنند سیاستهای ضدایرانی خود را دنبال کنندو با رانت های اطلا عاتی اقتصادی و امنیتی به سرکوب مردم معترض عرب بپردازند اما از تحولا ت سوریه حمایت می کنند. اعراب خلیج فارس در حال قمار اطلا عاتی با غرب هستند و با آنکه از جریان های سلفی بنیاد گرا حمایت می کنند و از سوی دیگر هرگونه اقدام دموکراتیک و آزادی خواهانه را سرکوب می کنند اما اتحادیه اروپا و به خصوص آمریکا همانندجریان طالبان در حال تکرار یک خطای استراتژیک هستند.
ایران در مورد جریان های معترض وضع موجود در جهان عرب دارای اهدافی است که به دنبال محقق کردن آنها است. هدف اول ایران ایجاد وحدت اسلا می و پایه گذاری امت اسلا می است تا از طریق آن بتواند کنفرانس اسلا می تشکیل دهد که دارای وحدت رویه باشد. پول واحد اسلا می، اقتصاد اسلا می، مدیریت و علوم انسانی اسلا می و از همه مهمتر وحدت جهان اسلا م در مقابل غرب، آمریکا و اسرائیل هدف اصلی ایران است. هدف دوم ایران در مورد کشورهای اسلا می قدرت گیری احزاب و سیاستمداران اسلا می است که شریعت اسلا می و احکام آن را پیاده سازند. براین اساس پوشش و حجاب، احکام فقهی و در آخر معنویت و اخلاق اسلا می بر جوامع حاکم باشد . 
هدف سوم ایران در مورد کشورهای اسلا می شکل دهی ائتلا فی است که درآن کشورهای حاشیه ای مثل آفریقایی ها، کشورهای آمریکای لا تین و جنبش های مظلوم مورد حمایت قرار گیرند. ظلم ستیزی و حمایت از مظلوم هدف دیپلماسی ایران در مورد اعتراضات اخیر در جهان عرب است. این اهداف زمانی که سطوح اجرایی و برخورد با واقعیت میآیند با موانع ساختاری ای مواجه می شوند که به راحتی قابل حل نیستند. در اغلب کشورهای عربی که در حال شورش هستند دو نیروی بسیار قدرتمند وجود دارد که با ایران سرسازش ندارند. نیروی اول سلفی ها و گرایشات اسلا م سیاسی اهل سنت است که حاضرند با آمریکا و غرب مذاکره کنند اما ایران را قبول ندارند. دوم جریان های دموکرات و سکولا ریستی است که با ماهیت مذهبی و اسلا م سیاسی سرسازش ندارند. در واقع ایران می خواهد با کشورهای عرب تجدید نظر طلب انقلا بی وارد گفت وگو شود اما برخی از موانع ساختاری باعث شده که در این راه چندان موفق نباشد و فضای مشترک کمی ایجاد شود. یکی از موانع ساختاری، اقتصاد ضعیف، وابسته، رانتی و اغلب همشکل کشورهای اسلا می است. کشورهای اسلا می نیاز به بازار، سرمایه، تکنولوژی و نیروی انسانی کشورهای غربی و پیشرفته دارند و در دنیای اقتصاد بین الملل رقیب یکدیگر محسوب می شوند. این گزاره باعث شده است که رهبر اخوان المسلمین با سفیر آمریکا دیدار می کند و ورود جهانگردان خارجی را ممنوع نمی داند. از سوی دیگر تعارضات قومی مثل ترک، عرب، فارس و... و تعارضات مذهبی مثل شیعه، سنی و.... باعث شده است که ترکیه،  قطر و عربستان  نسبت به ایران  و عنصر شیعی  نگران باشند و هر گونه اقدام ایران را نوعی  تهاجم  به سلطه  خود قلمداد  کنند. بنابراین  مانع ساختاری  قومی،  زبانی  و به خصوص  فرقه ای  باعث شده که ایران  نتواند  وارد گفت وگوی  مناسب و دیپلماسی  اثرگذار  در کشورهای اسلا می شود. یکی دیگر از موانع ساختاری  بی تجربگی  مسلمانان در امر حکومت است. ایرانیان  نزدیک به سه دهه تجربه  حکومت اسلا می دارند  و توانسته اند میان حقیقت- واقعیت- شریعت- مصلحت  و...  نزدیکی  ایجاد کنند. اما  کشورهای عربی دارای مسلمانان بنیادگرای  سلفی از یک سو  و روشنفکران لیبرال و انتقادی سکولا ر هستند  که هیچ یک  به اصول و مبانی شیعی، ایرانی  جمهوری اسلا می  ایران باور ندارند و به عنوان  غیریت با ایران برخورد می کنند. ایران  بسیار تلا ش  می کند  که در تحولا ت  منطقه  بازی را به نفع  خود چرخش  دهد. به نظر می رسد  علا وه بر ضعف  نهادی، نیروی انسانی و بودجه،  برخی  از اهداف ایران  در دیپلماسی  منطقه دارای  موانع  ساختاری  برای پیاده شدن است. این موانع ساختاری باعث شده که جمهوری اسلا می  ایران  نتواند آن طور  که تفسیر و فهم از اسلا م سیاسی  دارد  و در اصول قانون  اساسی خود آورده است  بتواند  در منطقه  اثرگذار  باشد. اکنون الگوهای دیپلماسی  سلفی وابسته قطر، عربستان،  مدرن مدنی سکولا ر ترکیه  و اسلا می- شیعی ایران   در حال رقابت  برای  به دست  آوردن  کسب وجهه  مدیریت نسبی   تحولا ت  اخیر هستند.  ایران برای  این که بتواند برخی از اصول دیپلماسی اسلا می خود را در قبال  تحولا ت  منطقه  پیاده سازی کند باید در ابتدای امر به اولویت بندی  اهداف خود در سیاست  خارجی  با توجه به موانع ساختاری  تاکید کند. به این نحو که اهداف  استعدال، نفی سبیل، امت اسلا می،  وحدت  اسلا می، عدالت، ظلم  ستیزی و...  با چه تکنیک هایی می توانند پیاده شوند و اولویت بندی آنها با توجه  به بازی های قدرت های ریز و درشت  در منطقه چگونه است.  از سوی دیگر  تکیه بر ابزارهای اطلا عاتی  و تکنولوژی های جدید سایبری  برای اثرگذاری  برافکار  عمومی می تواند کارآمد باشد.  ایران  باید با تکیه  بر مصلحت اندیشی، فاصله  میان اندیشه ها و واقعیت  را کاهش دهد و در این میان با توجه به وجود اهداف،  ابزارها،  سازمان و به خصوص  نیروی انسانی  در جهت  عملیاتی  کردن غایت های سیاست  خارجی خود قدم  بردارد به این  شکل که اگر دستگاه های موازی  با نیروی انسانی، بودجه  و بخصوص  ابزار  ناکافی، اندک وغیر متخصص  وارد شکل دهی  و مدیریت  تحولا ت  منطقه  شوند نتیجه ای به دست نخواهد آمد  و همان آرزو  و هدف نانوشته موجود  در ذهن  سیاست مداران به شکل شعاری  و هزینه زا به حیات  خود ادامه می دهد.