http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=126730

 22 بهمن یادآور تمام خاطرات ریز و درشتی است که اگرچه شاید برای نسل ما ملموس نباشد، اما شنیدن آن از سوی بزرگان و افرادی که آن روزها را تجربه کرده اند خالی از لطف نیست. 33 سال پیش که امام خمینی(ره) با تکیه بر قدرت مردم توانست سلسله پهلوی را نابود و جمهوری اسلامی را جایگزین آن کند، اهداف بلندی در ذهن داشت. در دورنمای ذهن امام، روزی بود که بتواند این انقلاب و پیامش را به دنیا ابلاغ کندو مردم همه جهان بتوانند در برابر استبداد حاکمانشان برخیزند و به پیروزی برسند. این امید شاید آن روزها از سوی بسیاری دور از ذهن می نمود اما امروزه که 33 سال از آن روزها گذشته شاید بتوان فهمید که سخنان امام چندان هم بعید نبوده و از یک سال پیش که بیداری اسلامی در کشورهای مختلف شروع شده همه، این انقلاب ها را دنباله رو انقلاب اسلامی و همان پیام امام می دانند. اما شاید این سوال به ذهن همه خطور کند که این فضای جنبش و مبارزه که در اکثر کشورها شکل گرفته چرا هیچ گاه دامنه اش به اعراب حوزه خلیج فارس نرسیده واگر رسیده هم چرا به راحتی سرکوب شده و نتوانسته حاکمان مستبد و شیوخ این کشورها را از مسند قدرت به زمین بکشد؟ برای اینکه به پاسخ این سوال برسیم بهتر است درباره این کشورها که امارات، کویت، قطر و بالاخص عربستان را شامل می شود بیشتر بدانیم تا شاید این قضیه برای ما ملموس تر شود. نسبت به شیوخ عرب، نوعی نفرت جهانی وجود دارد.جهان، اغلب حاکمان این کشورها را به فساد مالی و اجتماعی می شناسد. این شیوخ به واسطه پول نفت از ثروتمندترین افراد جهان محسوب می شوند. در حالی که در دهه اخیر قیمت نفت، ده برابر شده، کشورهای نفت خیز استفاده های گوناگونی از این افزایش قیمت کرده اند، به گونه ای که عربستان به رغم نابرخورداری از توان بالای علمی و مهندسی، قصد دارد با غلبه بر دوبی، تولید ناخالص داخلی خود را تا 50 درصد افزایش دهد.
در مورد برهم زدن امنیت منطقه و اینکه این کشورها با کمک آمریکا واتحادیه اروپا اهداف خود را پیش می برند اسناد زیادی دردست است. یک منبع دیپلماتیک به روزنامه الاخبار لبنان گفت که حمله عربستان سعودی به بحرین در راستای معامله ای صورت گرفته است که میان آمریکا و کشورهای عضو همکاریهای خلیج فارس انجام شده است.براساس این سازش منطقه ای، مقرر شده که آمریکا از لشگرکشی عربستان به بحرین چشم پوشی کند و در مقابل کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز به واشنگتن در زمینه لیبی و سرنگون کردن معمر القذافی کمک کنند. همه اینها به اضافه باندهای پولشویی، قاچاق و... که در این کشورها وجود دارند به نفرت ازاین کشورها اضافه کرده است. هرچند که این کشورها برای کاهش نفرت به مجلس اختیاراتی داده اند و شبکه های تلویزیون آزادی را به وجود آورده اند اما از آنجایی که حقوق طبیعی انسانها مثل حق رانندگی زنان در عربستان و حقوق دیگر را به رسمیت نمی شناسند هیچ گاه نمی توانند چهره انسانی از حاکمیت خود نشان دهند. اما با همه این فسادهایی که در این کشورها اتفاق می افتد چرا آن انقلا ب هایی که در کشورهای شمال آفریقا و عرب اتفاق افتاد در این کشورها بروز نیافته یا به نتیجه نرسیده است؟ برای این این مورد دلا یلی می توان برشمرد:
1- این کشورها با استفاده از رانت و پول نفت به حیات خود ادامه می دهند. اکثر کشورهای شیخ نشین کشورهایی هستند که با جمعیت کم، ثروت زیادی در دست دارند. این کشورها با استفاده از همین پول نفت رضایت مردم خودشان را به صورت نسبی به دست میآورند و مردم نیز با کار کم، حقوق زیاد می گیرند. همین رضایت نسبی باعث شده که برخی از مردم نسبت به حاکمانشان برداشت منفی نداشته باشند.
2- حمایت کشورهای خارجی از جمله آمریکا و نیز رژیم اسرائیل از این شیخ نشین ها یکی دیگر از مواردی است که باعث شده جنبش های بیداری اسلا می در این کشورها اتفاق نیفتد. اگر یادمان باشد در همان اوایل بیداری اسلا می، مواردی هم از عربستان شنیده شد اما با حمایتی که آمریکا و اسرائیل از این شیخ نشین ها دارند، این جنبش ها هیچ گاه در این کشورها پا نگرفت و در نطفه خفه شد.
3- سومین دلیل این است که این کشورها سلفی مذهب هستند. سلفیان افرادی بنیادگرا هستند که سعی می کنند ایدئولوژی خود را از لحاظ پولی و مالی بر کشورهای دیگر تحمیل کنند. این افراد با عملیاتی که در کشورهای پاکستان، افغانستان و ایران، انجام می دهند سعی می کنند صدور ایدئولوژی انجام دهند. بنابراین ایدئولوژی آنها در کشورشان پذیرفته شده است و کمتر مورد شک و ابهام قرار می گیرد. همه این دلا یل که به واسطه پول نفت و ثروت بی حدوحصر شیوخ عرب حاصل شده، نوعی رضایت نسبی در بین برخی مردم ایجاد کرده است. اما واضح و مبرهن است که این امتیازات ریز و درشت هیچگاه مردم را از هدف اصلی خود دور نمی کند. مهاجرت مردم از روستاها به شهر و توقعات فزاینده ای که در شهرها برای مردم ایجاد می شود به خصوص در شهرهای ثروتمند که مردم با دیدن ساختمان ها و مراکز خرید و مردم ثروتمندی که در این شهرها سکونت دارند، خودآگاه یا ناخودآگاه برانتظاراتشان افزوده می شود.
از سوی دیگر جمعیت جوانان عرب به سرعت در حال افزایش است و براساس آمار و ارقام سازمان ملل، بیش از نیمی از جمعیت 350 میلیون نفری اعراب جهان، زیر 25 سال سن دارند. این جمعیت جوان نیروی مهار نشدنی ای دارند که با اضافه شدن تحصیلا ت به آنها که باعث آگاه شدن و رشد فکری این جوانان می شود، این نیرو غیرقابل چشم پوشی خواهد بود. زنان نیز در این سال ها در این کشورها بسیار رشد کرده اند و به تازگی اخباری مبنی بر اعتراض آنها به عدم در اختیار داشتن حقوق بدیهی از جمله حق رانندگی و موادی که باعث نقض حقوق طبیعی آنها شده است، به گوش می رسد. اما همه اینها با تکنولوژی اطلا عات و پخش فضای سایبر در کشورها رشد چندجانبه ای دارد. به گونه ای که کوچکترین اخباری که در هر گوشه ای از دنیا اتفاق بیفتد به سرعت در اینترنت پخش می شود و باعث آگاهی مردم می شود. با همه این اتفاقاتی که در جهان عرب به وقوع پیوسته یا به وقوع می پیوندد این امیدواری وجود دارد که در دهه آینده این شیوخ عرب جای خود را به یک نظام دموکرات و مردم سالا ر دهند و این استبداد قبیله ای که از زمان های بسیار دور در این کشورها وجود داشته رخت بربندد. این فضای امیدبخش، نویدی بود که سال ها پیش امام خمینی(ره) آن را عنوان کردند تا شاید با محو این شکل حکومت، منطقه رنگ آرامش و امنیت را به خود بگیرد.