http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=127319

همیشه برای من سوال است که ما مردم چقدر یکدیگر را قبول داریم؟ چقدر به افکار هم احترام می گذاریم؟ چقدر یاد گرفته ایم که به مخالفان احترام بگذاریم و همیشه در پی حذف آنان نباشیم و در کل چقدر به تساهل و مدارا در تمام جنبه ها به خصوص تساهل سیاسی اعتقاد داریم؟ شاید در روزهای عادی این مساله آنقدر که باید مهم جلوه نکند و بروز خارجی نداشته باشد. اما روزهای سخت سیاسی مثلا انتخابات که نزدیک می شود گروه بندی ها شکل می گیرد و هر کدام از گروه های اصلی به فرعیاتی تقسیم می شوند که انگار هیچ گاه باهم جمع نبوده اند. هر چند این موضوع در تاریخ ایران چندان هم اتفاقی نیست و مصادیقی در تاریخ دارد. انشقاق در جبهه ملی و شاخه هایی که از آن جدا شدند نشاندهنده همین خصوصیت است. امسال هم در انتخابات مجلس ما شاهد انشعاباتی در جناحهای مختلف بخصوص جناح راست هستیم. جناح راست با یک ائتلا ف راست قدیمی که از دوره های گذشته نیز همیشه حضور داشتند و در این دوره هم نمایندگانی را معرفی کرده اند. جبهه متحد اصولگرایان نیز که در 18 بهمن، لیست 30 نفره را برای حوزه انتخابیه تهران معرفی کردند که تعدادی از وزرا و معاونان اخراجی دولت نهم و دهم هم در این لیست حضور دارند. از دیگر گروه های اصولگرا که در عرصه انتخابات فعالیت کرده اند، جبهه پایداری انقلا ب اسلا می است که گرچه به نظر می رسید با جبهه متحد اصولگرایان به وحدت برسند و لیست مشترک ارایه دهند، ولی این امر محقق نشد. جبهه ایستادگی هم از دیگر تشکل های اصولگرا است که در عرصه انتخابات فعالیت می کند و قرار است لیست انتخاباتی ارایه دهد. جبهه بصیرت و بیداری اسلا می و جبهه حامیان ولا یت هم از دیگر جبهه های اصولگرا است که قرار است برای انتخابات لیست بدهند. هدف من در این نوشتار ارائه لیستی از این جریانها نبود که اگر بود باید بیشتر تحقیق می کردم که شاید در ساعتهای آخر هم انشعابی دیگر به این جریانها اضافه شده باشد. هدف من چرایی این مساله است که چرا در ایران این گونه تفکر حذفی وجود دارد؟ احزاب و گروه ها هر چند وقت یکبار به مناسبتی انشقاق دارند و هر کدام دوستان دیرین خود را متهم می کنند که خلا ف مسیر خلق و خدا و جهت تاریخ حرکت می کنند. هر کس دایره ای اطراف خود کشیده است و مدام این دایره را تنگ تر می کند. نشان آن را می توان در برخی افرادی که بر مسند قدرت می نشینند، دید. وقتی فردی در نهادی یا وزارتخانه ای به ریاست می رسد، اطرافش پر می شود از اقوام و خویشان و همشهریانش که دورادورش را می گیرند و تا رئیس بعدی از جایشان تکان نمی خورند. باید بدانیم که لزوم توسعه سیاسی تساهل و مدارای احزاب و جناحهای مختلف با هم است. اینکه ما به مخالفانمان احترام بگذاریم، عقایدشان را به رسمیت بشناسیم و همیشه در پی حذف آنها نباشیم بلکه سعی کنیم با تساهل و مدارا به هدف خود مشغول باشیم. دلیل این همه انشعاب چه می تواند باشد؟ اول لا زم است این نکته را متذکر شوم که در همه جناح ها و احزاب سایر کشورها هم این اتفاق دور از ذهن نیست. همیشه عقاید ابتدایی ای که در یک گروه یا تشکل خاص وجود دارد، به همان شکل باقی نمی ماند. ممکن است با گذشت زمان رادیکال تر یا متساهل از عقاید اولیه شوند و این مورد به مذاق بقیه اعضا خوش نیاید و این همه گروه یا تشکل یا حزب را جدا از آن آرمان های اولیه اش بدانند و سعی بر طرد آن و شاید به وجودآوردن انشعابی جدید از تشکل اولیه کنند. جریان های بزرگی مثل محافظه کاران که هرکدام آرمان های بزرگی در ذهن داشتند بعد از مدتی انشعاباتی در درونشان به وجود آمد که شمارش آنها در این نوشتار نمی گنجد. اما در ایران علا وه بر این مشکل، مشکل دیگری نیز وجود دارد و آن این است که اصول بنیادینی وجود ندارد مثلا همه افراد حول آبادانی ایران، اجرای شریعت، وحدت جهان اسلا م، افزایش قدرت در جهان و... توافق نظر ندارند، اگر اصول بنیادینی وجود داشت و همه برروی آن تمرکز می کردند باعث می شد کمتر این انشعابات و چند دستگی ها اتفاق بیفتد. اما این مشکلا ت را می توان در دو دسته کلی تقسیم کرد:
1- از لحاظ فرهنگی: مردم ما به شخصه انسان های آرمانگرایی هستند و کمتر می توانند برسر موضوعات مختلف به توافق برسند. همیشه بعد از مدتی گلا یه ها آغاز می شود و همدیگر را متهم می کنند که از آرمان های اولیه فاصله گرفته اند و سعی می کنند خودشان که همیشه برسر آرمان هایشان ایستاده اند، گروهی را تشکیل دهند. همین باعث می شود که ما انشعاباتی داشته باشیم که شاید شامل 1یا2 نفر باشد; این فردگرایی و تفرقه را در بین مردم زیاد می کنند. مردم ما زیاد جمع گرا نیستند و کمتر در محافل شرکت می کنند و این شاید به خاطر این روحیه مردم باشد که گاه در جمع خود، خودشان نیستند و سعی دارند تصویری مثبت و قابل قبول جمع ارائه دهند.
2- دومین مشکل از لحاظ ساختاری است. اینکه دولت ها از ابتدا تا کنون به علت اینکه بی نیاز از ملت هستند و از لحاظ مالی و ثروتی به منابع دیگری غیر از ملت نیازمندند بنابراین نیاز چندانی برای همسو کردن گروه های مختلف نمی بینند و سعی نمی کنند این گروه ها را بارواداری و مدارا کنار هم بچینند و سعی کنند وحدتی بین آنها برقرار کنند و از تفرقه و فردگرایی بیش از حد امتناع کنند. اما همه اینها گفته شد که مشخص شود این تکه تکه شدن و تفرقه و تفکر حذفی در تمام زمان ها بسیار عواقب منفی دارد اما بزرگترین چالش آن در زمان انتخابات مشخص می شود که انشعاب های گوناگون باعث سردرگمی مردم می شود. به طوری که اینها بازی کلمات محسوب می شود و هرگروهی با تغییری در ظاهر و بعضا محتوا، تنها مردم را برای انتخاب صحیح دچار تردید می کند. چه بهتر که ما با قبول یکدیگر و گردهم آیی سعی کنیم که تاحد لزوم اندیشه هایمان را به هم نزدیک کنیم و باید بدانیم که تساهل و مدارا شعار نیست بلکه رویکردی است که با عملی شدن آن بسیار می توانیم به توسعه سیاسی و پیشرفت کشورمان کمک کنیم و بهتر در برابر تهدیدات کشورهای خارجی بایستیم.